ایرانیان در کتاب مقدس
- تاریخ انتشار:
شناسنامه
ایرانیان در کتاب مقدس
نویسنده و مترجم: بهنام دارابی.
سال انتشار: 1403ش.
آخرین چاپ موجود در بازار: 1403.
ناشر: انتشارات دایرهالمعارف ایرانشناسی
نحوۀ دسترسی: این کتاب در کتابخانه ملی ایران موجود است.
مروری بر منبع (مهمترین سرفصلها)
اثر حاضر میکوشد تا نقش، نام, و موقعیت ایران و ایرانیان را در متون کتاب مقدس (تورات و انجیل) شناسایی، تبیین و تحلیل کند. آنچه این پژوهش را متمایز میکند، نگاه ترکیبی آن به منابع عبری و مسیحی در کنار توجه به جغرافیای عهد عتیق و گستره روابط تاریخی ایران با سرزمینهای کتاب مقدس است. در متن کتاب، نویسنده موضوعات متنوعی را پی میگیرد و آن را در دوازده بخش سامان میدهد. بخشهایی از این مجموعه عبارتاند از بررسی تورات و جغرافیای عهد عتیق، نزدیک شدن بنیاسرائیل به ایران، بررسی داستان طوبیا در ری و همدان، ورود نخستین هجومها به ایران، بررسی کتاب دوم تواریخ و پیشگوییها درباره کورش بزرگ، تحلیل بیانیههای کتاب عزرا درباره رواداری پادشاهان ایرانی، مطالعه زندگی دانیال در دربار کورش، بررسی کتاب نحمیا و ارتباط آن با خشایارشا، ارزیابی نقش استر در دربار خشایارشا، و نیز نگاهی به تأثیر ایرانیان در عصر کتابهای مکابیان و نیز حضور نمادین مرز شرق در انجیلها (از جمله سه مغ که پارسی تلقی میشوند) و میراث مسیحی ایران.
در مقدمه کتاب، سیدحسن امین تأکید میکند که این اثر به لحاظ جامعیت و گستردگی در موضوع ایران و ایرانیان در کتاب مقدس یکی از معدود تلاشهای جدی به زبان فارسی است و با رعایت ضوابط نگارش علمی، کوشیده است دیدی مستند به خواننده عرضه کند.
نقدی بر منبع (نقاط قوت و یا ضعف منبع)
کتاب دارای نقاط قوت برجستهای است که آن را از شمار زیادی پژوهشهای مشابه متمایز میسازد. اول آن که دارابی در بسیاری از بخشها قدم به بررسی دقیق منابع کتاب مقدس گذاشته و متن آیات را در نسبت با زمینۀ تاریخی خود سنجیده است. تلاش برای پیوند دادن دادههای تاریخی با روایت دینی و بازشناسی نقش ایران در روایتهای مقدس، از محاسن این اثر است
اما در کنار این امتیازات، نقدهایی نیز به این اثر وارد است. یکی از مشکلات مهم کتاب، نبود تحلیل انتقادی در برخی بخشهاست؛ گاهی نویسنده بیش از آن که به بررسی انتقادگرانه بپردازد، به دفاع از جایگاه ایران در متون مقدس میپردازد و این گرایش تبلیغی گاه مانع از توازن پژوهشی میشود. همچنین در برخی بخشها، دادههای تاریخی یا باستانی که میتوانست پشتیبان استدلالها باشد به اندازه کافی ارائه نشدهاند یا پیوند نقدپذیر نتوانستهاند برقرار شوند. تحلیل جغرافیایی و تاریخی کتاب گاه به کارکردی ایستا تنزل مییابد و نمیتواند به رویارویی با پژوهشهای نوین در تاریخ ایران بپردازد.
یکی دیگر از کاستیها، شاید نداشتن تکیۀ کافی بر مراجع بهروز در مطالعات کتاب مقدس و علوم دینی باشد، بهگونهای که اگرچه تأکید شده ضوابط نگارش علمی رعایت شده، در عمل برخی تحلیلها ممکن است بازتاب پیشفرضهای فرهنگی و دیدگاههای ملیگرایانه را در خود داشته باشند. از سوی دیگر، چون تمرکز کتاب بیشتر بر متون یهودی و مسیحی است، امکان دارد به برخی آراء و نقدهای موجود در مطالعات بینادینی و نقد کتاب مقدس که از نگاه علوم دینی و تاریخی مطرح است، کمتر توجه شده باشد.
به طور کلی، این کتاب میتواند پلی باشد میان مطالعات ایرانشناسی و مطالعات دینی، و به آن دسته از خوانندگان علاقهمند به تاریخ تطبیقی دین و فرهنگ کمک کند تا جایگاه ایران در متن دینی غرب را بهتر بشناسند.

