تاریخ نقاشی در ایران و مطالعات ایران شناسان
- تاریخ انتشار:
مقدمه
پژوهش در باب نقاشی ایرانی حوزهای بسیار جوان است که پیشینه آن را میتوان از حدود 100 سال پیش دنبال کرد. اگر چه پیش از این تاریخ نیز مبادله نسخههای خطی در میان هدایای سلاطین و گردآوری آنها در مجموعههای سلطنتی رایج بود، آن هنگام که این آثار موضوع توجه و مطالعه قرار گرفت، هدف نگهداری و حفاظت از متن بود و تا مدتها جایگاه ویژهای برای تصاویر همراه با این متون قائل نمیشدند. تقریباً میتوان گفت که تا پایان جنگ جهانی دوم شرقشناسان پژوهش در باب نقاشی ایرانی را آغاز نکردند. بارقههای این توجه در میان سالهای آغازین این سده تا آغاز جنگ جهانی اول در 1914م زمانی شکل گرفت که مکاتب امپرسیونیست (Impressionist)، نقاشان فوویست(Fauvist) و نبیها (Nabis) در کنار نقاشانی مانند ژرژ سورا (Georges Seurat) و پل سزان (Paul Cezanne) در فرانسه، واسیلی کاندینسکی(Wassily Kandinsky) و میخائیل لاریونوف(Mikhail Larionov) در روسیه، و گوستاو کلیمت (Gustav Klimt)در اتریش نگرشی تازه به فرم و رنگ و قابلیتهای بیانی آن را آغاز کردند. اوجگیری این جریان مستلزم شناسایی الگوهایی بود که جز در هنر آفریقا، شرق دور و نیز سرزمینهای اسلامی نمیشد مانندش را یافت. در همین زمان بود که افرادی بهعنوان مجموعهدار خصوصی شناخته شدند و از سوی دیگر، سوداگران بزرگ آثار هنری ظهور یافتند. همزمان چند نمایشگاه بزرگ از نقاشی ایرانی در وین، پاریس، برلین و مونیخ برگزار شد که اثرات بسیار مثبتی در علاقهمندی به این حوزه ایفا کرد. اما جنگ همۀ این چیزها را نابود کرد. رویدادی که شاید بتوان آن را نقطه عطف ورود نقاشی ایرانی به تاریخ عمومی هنر تلقی کرد نمایشگاه برلینگتون هاوس (Burlington House Exhibition) در سال 1931م. در لندن بود که به انتشار کاتالوگهایی برجسته با معرفی سلسلههای سلطنتی حامی نقاشی، همراه با تصاویر، و نیز ترجمه دیباچه دوست محمد انجامید. یکی از نتایج مهم این رویداد انتشار مجموعه شش جلدی بررسی هنر ایران (Survey of Persian Art) توسط آرتر آپم پوپ (Arthur Upham Pope) و فیلیس آکرمن (Phyllis Ackerman) بود که بخش مربوط به نقاشی اش به قلم ارنست کونل (Ernst Kühnel) نوشته شد. از این سال به بعد تا سال 1981م. نود و یک نمایشگاه مختص به نقاشی ایرانی یا شامل نقاشی ایرانی در غرب برپا شد و تاریخنگاری نقاشی ایران به حوزهای جدی و مهم در میان مطالعات هنرشناسان و مورخان غربی تبدیل شد. (گرابار، ترجمه وحدتی دانشمند، 1384، 17-28)
نمایشگاه برلینگتون هاوس در لندن، 1931م
نمایشگاه 1931م در آکادمی سلطنتی (Royal Academy) در لندن چهارمین رویداد از یک مجموعه نمایشگاههای ملی بود که در این مکان برگزار میشد، اما نمایشگاه ایرانی تا این زمان اثرگذارترین اتفاق آکادمی بود، چرا که بیش از 25 سده از هنر ایران و تمامی انواع آثار اعم از سفال، شیشه، فلز، سکه، اسلحه و زرهپوش، منسوجات، قالیها، نسخ خطی و نقاشیها را پوشش داد. افزون بر این، نمایشگاه دربردارنده آثار طلا، زیورآلات و میناکاریهای ایرانی بود که عموم و مطبوعات را بسیار شگفتزده کرد. حامیان اصلی این نمایشگاه شاه جرج و رضاشاه پهلوی بودند. در این نمایشگاه بیش از 2000شیء امانتی از 400 مؤسسه به نمایش درآمد. وسعت دامنه نمایشگاه و سخنرانیهایی که در جنب آن برگزار شد، آن را به سنگ بنایی در شناخت هنر اسلامی در کل و هنر ایرانی بهطور خاص بدل کرد که به دلیل انسجام و اهمیت نسخههای خطی و نقاشیها در این میان میتوان بیش از هر حوزهای از نقش آن در تاریخنگاری نقاشی ایرانی سخن به میان آورد. بیش از 500 نسخه خطی و نقاشی در اینجا گردآوری شد. در این میان تنها آثار موجود در سه نهاد مهم، یعنی موزه بریتانیا، کتابخانل ملی در پاریس و کتابخانه عمومی لنینگراد در سن پترزبورگ در نمایشگاه غایب بود. از کتابخانه کاخ توپکاپی نیز تنها یک نسخه شاهنامه آل اینجو و دو آلبوم مشهور در نمایشگاه وجود داشت. مورخان، هنرمندان، مجموعهداران و پژوهشگران بسیار برجستهای از این نمایشگاه دیدن کردند و پس از این رویداد آثار و نوشتهها و مقالات بیشماری در باب هنر ایران منتشر شد. از این رو، این نمایشگاه و کاتالوگ برجسته آن را بهعنوان نقطه عطفی در تاریخنگاری نقاشی ایران معرفی میکنند. (Robinson, 2000, 147-153)
چند شخصیت و اثر برجسته
وی مورخ هنر و مسئول بخش آثار شرقی در موزه بریتانیا بود (1946-1969م) او در نمایشگاه 1931م که برای نخستین بار در آن کتابخانههای بزرگ شرقی نسخ خطی بیشماری را به امانت دادند کار کرد. کاتالوگ نقاشیهای ایرانی مختص این نمایشگاه با عنوان نقاشی مینیاتور ایرانی (لندن، 1933) به دست بینیون، استوارت ویلکینسون و گری، به منبع استانداردی برای سایر آثار در این زمینه بدل شد. با آغاز جنگ جهانی دوم، نوشتههای گری کل حوزه هنر شرقی، اسلام، هند، چین، و ژاپن را پوشش داد. (Encyclopedia Iranica, GRAY, BASIL)
Binyon, Laurence., Wilkinson, J. V. S., Gray, Basil: Persian Miniature Painting. 1933.
بازیل گری (Basil Gray)
اگر از مقایسه میان نقاشان ایرانی و اروپایی اجتناب کردهام به این دلیل بود که فکر نمیکنم دنبال کردن شباهتهای کلی میان هنرمندان دو مکتب که اهداف کاملاً متفاوتی را دنبال میکردند، دستاورد کارآمدی داشته باشد، نه به این دلیل که مکتب ایرانی را از منظر کیفی قابلقیاس با نقاشی اروپایی ندانستهام. ایرانیها در مسیر هنر تزیینی خود، به موفقیتهایی بس بیشتر و راحتتر از نقاشان اروپایی رسیدهاند. (Gray, 1930, vi)
بازیل گری در این اثر به همراه ویلکینسون و بینیون، کاتالوگی مصور، انتقادی و توصیفی از آثار به نمایش درآمده در نمایشگاه 1931م در برلینگتون هاوس لندن منتشر کردند. این کتاب سرآغاز ورود نقاشی ایرانی به تاریخ عمومی هنر شد. کتاب پس از یک مقدمه در شش فصل تدوین شده است و آثار مینیاتور ایرانی را در (1) پیش از حمله مغول با عنوان سبک بینالنهرینی؛ (2) سبک ایرانی اولیه و تغییرات سده 14م؛ (3) مکتب تیموری؛ (4) اواخر سده 15م بهزاد و معاصرانش؛ (5)آغاز دوران صفوی؛ (6) نقاشی در زمان شاه عباس و جانشینان وی؛ بررسی میکند. موریس دیماند در مروری بر این کتاب میگوید: «برای نخستین بار اصول هنری و پیشینه نقاشی مینیاتور ایرانی در این اثر شرح داده شد. درک این اصول برای ارتقا جایگاه نقاشی ایرانی بهمثابه یکی از شاخههای هنر شرقی اهمیتی اساسی داشت. چنان که محبوبیت بسیار نمایشگاه مینیاتورهای اسلامی و تذهیب کتاب از نهم اکتبر 1933م تا هفتم ژانویه 1934م، در موزه هنری متروپولیتن، ثابت کرد که توجه به نقاشی اسلامی در آمریکا رو به رشد است». (Dimand, 1935, 241)
دیگر اثر مهم گری در این زمینه عبارت است از:
Gray, Basil: Persian Panting, London: Ernest Benn, 1930.
او در مقدمه این کتاب میگوید اگر از مقایسه میان نقاشان ایرانی و اروپایی اجتناب کردهام به این دلیل بود که فکر نمیکنم دنبال کردن شباهتهای کلی میان هنرمندان دو مکتب که اهداف کاملاً متفاوتی را دنبال میکردند، دستاورد کارآمدی داشته باشد، نه به این دلیل که مکتب ایرانی را از منظر کیفی قابلقیاس با نقاشی اروپایی ندانستهام. ایرانیها در مسیر هنر تزیینی خود، به موفقیتهایی بس بیشتر و راحتتر از نقاشان اروپایی رسیدهاند. (Gray, 1930, vi)
اولگ گرابار (Oleg Grabar)
اولگ گرابار مورخ فرانسوی هنر اسلامی اثرات پایا و بسیار برجستهای بر مطالعه هنر و معماری اسلامی داشت. او مدرک دکترایش را در سال 1955م در رشته زبانها و ادبیات شرقی و تاریخ هنر از دانشگاه پرینستون دریافت کرد و زمانی کارش را آغاز کرد که مورخان هنر اسلامی بسیار اندکی در آمریکا وجود داشتند. او در دانشگاههای مختلفی از جمله میشیگان و هاروارد تدریس کرد و ویراستار برجستهترین نشریه در زمینه مطالعات هنر اسلامی، یعنی مقرنس (Muqarnas)، بود. گرابار بیش از سی کتاب و 120 مقاله در ژورنالهای معتبر به چاپ رسانده و در اثر برجستهاش با عنوان شکلگیری هنر اسلامی (The Formation of Islamic Art) در سال 1973م برای نخستین بار به جستجوی ریشههای هنر اسلامی پرداخت. (The Institute of Ismaili Studies, Accessed 2021) او در این اثر در مقابل نگاه ذاتباورانه و غیرتاریخی به هنرهای اسلامی قد علم کرد. مطالعات او در دهه 1970م سرآغاز فصل نوینی در مطالعات هنر اسلامی با تکیه بر توصیف تاریخی و دوری از تعمیمدهی و کلیگوییهای شتابزده بود و همین شیوه را در نگارش تاریخ نقاشی ایرانی نیز به کار گرفت و کتابش به یکی از منابع مهم در تاریخ مطالعات نقاشی ایرانی بدل شد:
Oleg Grabar: Mostly Miniatures: An Introduction to Persian Painting. Translated by Terry Grabar. Princeton, New Jersey/Oxford 2000: Princeton University Press, viii, 168 p., 79 color plates and 10 b/w illustrations.
این کتاب که مهرداد وحدتی دانشمند آن را با عنوان مروری بر نگارگری ایرانی به فارسی ترجمه کرده و از سوی انتشارات فرهنگستان هنر منتشر شده است، نقاشی ایران را از سدههای میانه تا دوران مدرن در بستر فرهنگ اسلامی بررسی میکند. گرابار در این کتاب تلاش میکند در قالبی مصور تاریخ این هنر را به خواننده نشان دهد و خصلتهای برجسته آن را تعریف کند. او در این کتاب که مشتمل بر پنج فصل است، به سه شیوه مختلف نقاشی ایرانی را بررسی میکند: سیر تکامل، محتوا و زیباییشناسی. او خود انتشار این کتاب را به منزله نگارش یک «تاریخ واقعی برای نقاشی ایرانی در سرتاسر دوره گسترده زمانیاش، و نه منحصراً از طریق جزئیاتی گاهشمارانه، بلکه با قراردادن نقاشی ایرانی در زمینه گستردهتر فرهنگ جهان فارسیزبان، ساختار اجتماعی ایران، هنر مردمان مسلمان، و در نهایت، تاریخ جهانی هنرها میداند». (Riedel, 2003, 352)
شیلا کنبی (Sheila R. Canby)
شیلا کنبی مورخ، مجموعهدار، کیوریتور هنر اسلامی در موزه هنر متروپولیتن و کیوریتور سابق دپارتمان آثار شرقی در موزه بریتانیاست. وی متخصص هنر دوران صفوی در ایران است و در این رابطه در سال 2006م نمایشگاهی با عنوان شاه عباس: بازسازی ایران (Shah Abbas: Remaking of Iran) را با تکیه بر نقاشیهای این دوران در موزه بریتانیا برپا کرد و کاتالوگ این نمایشگاه برجسته را نیز در قالب کتابی با همین عنوان به چاپ رساند. کار مهم و اثرگذار او در زمینه نقاشی ایرانی، نگارش کتابی با همین عنوان در سال 1993م بود:
Persian Painting. British Museum Press, London, 1993.
در این کتاب شیلا بلر گزارشی از نقاشی ایرانی از حدود 1300م تا 1900م. ارائه میکند که با مواد و ابزارهای مورداستفاده نقاشان آغاز میشود. تصاویر از مجموعه غنی موزه بریتانیا و کتابخانه بریتانیا گرفته شده است. او در اینجا مراحل اصلی توسعه نقاشی ایرانی از آغازش در سدۀ 14م را بررسی میکند و بر خلاف آثار پیشین، سیر تکامل این هنر را تا پایان عصر مدرن در سال 1924م ادامه میدهد. این اثر در سری منابع مطالعات شرقی موزه بریتانیا به چاپ رسید. کنبی در بخش مقدماتی این اثر پیشزمینهای در خصوص ظهور نقاشی ایرانی برای خواننده ایجاد میکند. بحثی مختصر اما مفید در رابطه با اشکال اصلی هنرهای به کار رفته در کتابآرایی (از جمله تصویرسازی، تجلید و غیره) و پس از آن تفاسیر، جایگاه این رشته و خصایص برجسته آن شرح داده میشود. توجه به جایگاه نقاشی در اسلام برای خواننده ناآشنا با فرهنگ اسلامی بسیار مفید است. (Diba, 1999, 620) این کتاب با عنوان نقاشی ایرانی، از سوی انتشارات دانشگاه هنر، و با ترجمه مهدی حسینی به فارسی منتشر شد.
نتیجهگیری
با توجه به آنچه در این مقاله خواندیم ریشه تاریخنگاری هنر نقاشی ایرانی را میتوان در مجموعهداری خصوصی، موزهها و گالریهای هنری و رویدادهای نمایشگاهی در غرب جستجو کرد. از این رو، جای شگفتی نیست که نخستین تاریخنگاریهای این حوزه نیز با الگوبرداری از شیوه کاتالوگنویسی و اساساً با تکیه بر نام سلسلهها یا مکاتب صورت میگرفت. اما به مرور شیوههای مختلف تاریخنگاری هنر در این حوزه نیز تجربه میشد، مثلاً برخی مانند شیلا کنبی به تمرکز بر آثار و احوال یک نقاش میپرداختند. در یک نگاه کلی و با توجه به مطالعاتی که تا کنون در این مسیر صورت گرفته، میتوان نگرش توصیفی با تکیه بر جزئیات صوری آثار نگارگری، در کنار اهتمام به شرح اصول اساسی و خصلتهای نشانهای نقاشی ایرانی، را دو مسیر برجسته در تاریخنگاری این شاخه دید که میتواند با مطالعات زیباییشناختی و نیز تاریخی به عمق و غنای بیشتری دست یابد.
نویسنده: معصومه کریمی
منابع
- گرابار، اولگ. (1384). مروری بر نگارگری ایرانی. ترجمه مهرداد وحدتی دانشمند، تهران: فرهنگستان هنر.
- https://www.iis.ac.uk/people/oleg-grabar, Retrieved December 11, 2020.
- Encyclopedia Iranica, Basil-Gray, Originally Published: December 15, 2002, Last Updated: February 17, 2012, This article is available in print. Vol. XI, Fasc. 2, pp. 199-200. Retrieved December 11, 2020, from https://iranicaonline.org/articles/gray-basil
- Riedel, Dagmar A. (2003). Review of Oleg Grabar, Mostly Miniatures: An Introduction to Persian Painting, and Robert Hillenbrand, ed., Persian Painting from the Mongols to the Qajars: Studies in Honor of Basil W. Robinson, Buchbesprechungen, 351-357.
- Dimand, M. S. (1935). Persian Miniature Painting by Laurence Binyon, J. V. S. Wilkinson, Basil Gray. Ars Islamica 2, 2, 241-244. Retrieved December 11, 2020, from https://www.jstor.org/stable/25166989?seq=1
- Diba S, Layla. (1999). Persian Painting by Sheila R. Canby. Iranian Studies32, 4, 620-624. Retrieved December 11, 2020, from https://www.jstor.org/stable/4311321
- Gray, Basil. (1930). Persian Painting, London: Ernest Benn, 1930. Retrieved December 11, 2020, from https://archive.org/details/in.ernet.dli.2015.282581/page/n1/mode/2up
- Robinson, B. W. (2000). The Burlington House Exhibition of 1931; A Milestone in Islamic Art History, in Stephen Vernoit (ed), Discovering Islamic Art: Scholars, Collectors and Collections, London & New York: I. B. Tauris Publishers.
مقالات مشابه
تاریخ نقاشی در ایران و مطالعات ایران شناسان
آنچه امروزه بهعنوان مینیاتور، نگارگری یا نقاشی ایرانی میشناسیم تاریخی بس دراز در ایران دارد، اما مطالعه آن بهعنوان شاخهای از هنرهای ایرانی یا شرقی در میان مورخان، شرقشناسان و ایرانشناسان قدمت چندانی ندارد. این امر از سویی به دلیل پیوند نقاشی با هنر کتابآرایی بود که تا پیش از سده 17م به شکلگیری جریان مستقلی برای هنر نقاشی نینجامید و از سوی دیگر، ریشه در خصایص بسیار متمایز این هنر، با تعریف نقاشی بهمثابه یکی از اشکال هنر والا در غرب دارد که شناخت جایگاه، اهمیت و ارزش نقاشی ایرانی در میان هنرشناسان غربی را با تأخیر مواجه کرد. در هر رو، از نیمه نخست سده بیستم به این سو، مطالعه نقاشی ایرانی به یک حوزه مطالعاتی مهم در غرب بدل شد که در این میان نقش برخی رویدادها و شخصیتها بسیار برجسته است. در این نوشتار به اختصار به برخی از آنها میپردازیم.
مطالعات ایرانشناسان درباره نظامی گنجوی شاعر نامدار ایرانی
بدون تردید نظامی گنجوی شاعر و داستانسرای بزرگ ایرانی یکی از قلّههای افتخارآمیز شعر و ادب فارسی است. آوازه نام این اَبَرمرد به ایران بزرگ و اطراف، محصور نبوده است و بزرگان و اندیشمندان و پژوهشگران زیادی را مجذوب آثار و افکار خود کرده است. این مقاله بر آن است تا ضمن معرفی این شاعر بلند آوازه و آثارش، ایرانشناسان و شرقشناسان مشهوری را که آثار نظامی گنجوی را به کشور و ادبیات سرزمین خود نشان دادهاند، معرفی کند. نتایج به دست آمده این مقاله نشان میدهد که تأثیر پذیری از شعر نظامی منحصر به روزگار خود یا شاعران و داستان¬سرایان بعد از خود نبوده است. بلکه نمایشنامه نویسان، پژوهشگران و حتی عکاسان و نوازندگان ایرانی و غیر ایرانی نیز از دنیای پُررنگ آثار نظامی متاثّر بودهاند. کلیدواژه: نظامی گنجوی، شرقشناسان، ایرانشناسان، پنجگنج، داستانسُرایی.
تصحیح متون و مطالعات ایرانشناسان
هنگامی که میخواهید کتابی از متون کهن فارسی را بخوانید، در صفحه مشخصّات و شناسنامه کتاب به عبارتی نظیر «تصحیح دکتر/ پروفسور» بر میخورید. شاعر و یا نویسندۀ آن کتاب فرد دیگری است، پس آن که تصحیح کرده چه کسی است و دقیقاً چه کاری انجام داده است؟ برای یافتن پاسخ این سؤال، خوب است بدانید که شما وارد حوزۀ مطالعات ایرانشناسان شدهاید. ایرانشناسانی که اگر تلاش آنها وجود نداشت، اکنون ما را خبری از مطالعۀ دقیق این کتابها نبود.
قنات در ایران
کشور ایران دارای آب و هوایی نیمه خشک است و. فلات مرکزی آنایران را سرزمین های خشک و مناطق کویری پوشانده است؛، به طوری که این نواحی حدود یک سوم از مساحت این کشور را دربرمیگیرند. این نواحی اشغال کرده اند. در سرزمین ها و کشورهایی دیگری که دارای با آب و هوای ی شبیه مشابه ایران هستند (برای مثال قسمت مانند بخش مرکزی استرالیا)، با این میزان ناچیز بارندگی موجب ناچیز سرزمین ها بی حاصلی و لم یزرع بودن اراضی شده است. می باشند.این درحالی است که ایران با وجود چنین شرایط اقلیمی، در مجموع، ایران کشوری است که حتّی صادرکننده برای برخی از اقلام کشاورزی، نظیر مانند پنبه، خشکبار و دیگر محصولات به شمار میروداست. برای تحقق این امر مرهون توسعه چنین هدفی سیستمی استادانه و درعینحال تکنیکی ساده برای دسترسی به آب های زیرزمینی است بسط و توسعه داده است. این روش که بعدها کاریز و یا قنات نامیده شد. این واژه ، که ریشهای لفظی است سامی دارد و به معنای «حفر کردن» است، توسط حفر کردن می باشد که به وسیله ایرانیان هزاران سال پیش ابداع و به کار گرفته شد. احداث شده است. به دلیل سادگی این تکنیک به علت ساده بودن تکنیک، حفر قنات در دیگر سرزمین های دیگر و مناطق نیمه خشک، به ویژه در و به خصوص خاورمیانه و کشورهای اطراف مدیترانه، نیز رواج یافته است.
مطالعات ایران شناسان و پژوهشگران درباره ابن سینا
ابو عبدالله حسین بن عبدالله (Avicenna) در سال 370 هـ..ق/980 م. درگذشت. ابنسینا پزشک، ریاضیدان، منجّم، فیزیکدان، شیمیدان، جغرافیدان، زمینشناس، شاعر، منطقدان، فیلسوف و دولتمرد ایرانی معرفی شده است. وی 450 کتاب در زمینههای گوناگون نوشته است که شمار زیادی در مورد پزشکی و فلسفه است. این نابغه قرن که "همه چیز دان" است میگویدگوید: ای کاش بدانمی که من کیستمی سرگشته به عالم از پی چیستمی باید یادآور شد که در ابتدا پزشکی ابن سینا مورد توجه قرار گرفت. با ترجمه ترجمه منابع پزشکی، نگاه ها متوجه آرای ابن سینا و توجه ویژه ویژه او به ارسطو، افلاطون و بعد از آن کنکاش و تحقیق درباره درباره این دو فیلسوف شد.
مطالعات ایران شناسان و پژوهشگران درباره ابن سینا
خلاصه سخن درباره درباره ابن سینا همان اصطلاح همه چیز دان است. در این عصر وارد هر رشتهای شوید بهترین آن ابنسینا است. در سن ۱۸ سالگی، ابن سینا بر بسیاری از علوم زمانه خود تسلّط یافت. اما خود او میگوید: دل گر چه در این بادیه بسیار شتافت ایک موی ندانست ولی موی شکافت دل من هزار خورشید بتافت و آخر به کمال ذره ایی راه نیافت

