
اوحدالدّین کرمانی - Auhadudin Kirmani
اوحدالدّین کرمانی (Auhadudin Kirmani) از صوفیان و رباعیگویان مشهور ایران در سدۀ ششم و هفتم هجری قمری میباشد.
نام کامل و سبب شهرت
نام وی بر اساس معتبرترین اسناد، حامد بودهاست که محیالدّین عربی (Ibn ʿArabi) نیز از او به همین نام اوحدالدّین حامدبن ابیالفخر نام میبرد ولیکن در آثار البلاد از او بهعنوان ابوحامد احمد نام برده شدهاست. در هفت اقلیم نام او بهصورت روحالدّین حامد ذکر شده که غلط است و در هیچ مأخذی از وی چنین یاد نشدهاست. تذکرۀ روشن از او بهصورت ابوالمحامد اوحدی کرمانی نام بردهاست، امّا معتبرترین سند همان فتوحات مکّیۀ محیالدّین عربی است که با وی دیدار و ارادت داشتهاست و همان نام حامد را در کتاب خود ذکر کردهاست (ابومحبوب، ۱۳۶۶، ۴۱).
تولد و درگذشت
شکّی نیست که وی کرمانی است. در مناقب، اصل او از جواشیر کرمان دانسته شدهاست و بعید نیست که در همانجا نیز متولّد شده باشد. بهطور کلی در مأخذ دیگری بهجز مناقب، در این خصوص ذکری به میان نیامدهاست (ابومحبوب، ۱۳۶۶، ۴۲).
تاریخ ولادت وی در هیچ مأخذی ذکر نشده و در تاریخ وفات وی اختلاف است.
آثار و اندیشه های او
شیخ ابوحامد اوحدالدّین کرمانی از بزرگان صوفیّه و از مریدان شیخ رکنالدّین سجاسی بود و به صحبت شیخ محیالدّین عربی رسیده بود. او همچون سعدی و شیخ احمد بسوی و شیخ شمسالدّین صفی و گروهی دیگر از کبار مشایخ قرن ۷ق. شاگرد ابوحفص عمر سهروردی بود. در کرمان با جمعی از مشایخ عظام به چلّه مینشست؛ از آن جمله یکی اوحدی مراغهای بود که شاگرد و مرید وی بود و دیگری عراقی. گویند تمام عمرش را از سودای عشق خالی نبود (بهزادی، ۱۳۷۰، ۸۹). اوحدالدّین با محیالدّین ابن عربی و شمسالدّین تبریزی معاشرت داشته و فخرالدّین عراقی و اوحدی مراغی و سیّد حسینی از شاگردان وی بودهاند. این عارف ایرانی در سال ۶۳۲ق. به پیشوایی صوفیان بغداد در رباط مرزبانیه منصوب شد. او در شعر فارسی به مسلک عارفان بسیار توانا بود و رباعیهایش در تصوّف بسیار معروف است (حقیقت، ۱۳۸۶، ۷۰).
او مدّتهای مدید با پریشانی و غربت دست و پنجه نرم میکرد و در عین حال تحصیل علم و دانش را بر سایر حِرف و فنون ترجیح میداد، تا بالأخره بر اثر علاقۀ مفرط، موفّق شد در مدرسهای که نامش در کتب تذکره مذکور نیست و گویا به فراموشی سپرده شدهاست، به تحصیل علم و دانش بپردازد. اوحدالدّین نخست گرایش به فقه داشت، اوّلین کتابی که نزد مدرّس آموخت، کتاب مفتاح فی فروع الشّافعیّه تألیف ابوالعبّاس احمدبن ابی احمد معروف به ابنالقاصّ الطبری بود که از متون معتبر فقه شافعی است. اوحدالدّین بر اثر هوش و استعداد فطری و ممارست در امر تحصیل در مدّتی اندک چندین کتاب خواند و بهتدریج بر اثر سعی و کوشش، چنان مقامی در علم یافت که در آن مدرسه به تدریس فقه شافعی پرداخت. اوحدالدّین بهتدریج در بین طلّاب و مدرّسان دارالعلم بغداد شهرت و معروفیّتی پیدا کرد (وفائی، ۱۳۷۵، ۷۷-۷۸).
در نیمۀ دوم قرن ششم و قرن هفتم از نظر منافع شخصی و تأمین معاش، علوم مذهبی در درجۀ اوّل از اهمیّت قرار داشت. دانشی که بیش از هر چیز زندگی شخص را تأمین میکرد، علوم دینی بود و هر کس با آشنایی با همین علوم به مقام قضا، وعظ و تدریس میرسید و به خلفا و امرا و پادشاهان تقرّب میجست و مورد احترام و تکریم عامۀ مردم قرار میگرفت و بهراحتی و خوشی امرار معاش میکرد (وفائی، ۱۳۷۵، ۷۹- ۸۰). اوحدالدّین نیز همانند سایر علما و فضلای عصر خویش برای نزدیکی به امرا و بزرگان و نیل به مقامات رفیع، به دقایق و حقایق شرح سلف پرداخت و کتب بسیاری مطالعه کرد و در علوم متداول آن عصر به پیشرفتهای شایانی رسید. از لحاظ مادی نیز به جایگاهی بزرگ دست یافت و روزگاری را در آسایش و رفاه به سر برد امّا این مناصب و مقامات ظاهری و علوم رسمی و قیل و قال مدرسه طبع حقیقتجوی او را سیراب نکرد و بیحاصلی علوم متداول در مدارس و بیارزش بودن مقامات ظاهری وی را به تفکّر واداشت و به همین سبب به دنیای تصوّف و عرفان روی آورد (وفائی، ۱۳۷۵، 80).
به استناد روایات مؤلّف مناقب، اوحدالدّین با آنکه بر علوم ظاهر و باطن احاطۀ کامل داشت، تا جایی که اطلاع داریم، اثر قابل توجهی که از دستبرد روزگار محفوظ مانده باشد، از او برجای نیست و آثار وی در نثر منحصر میشود به چند رسالۀ کوچک به زبان عربی. در کتابخانۀ ایّاصوفیۀ استانبول مجموعهای به شمارۀ ۲۹۱۰ محفوظ است در ۴۶۹ برگ، مشتمل بر آثار منثور و منظوم عدّهای از صوفیان. این مجموعه با آثار منثور و منظوم اوحدالدّین کرمانی آغاز شدهاست. کاتب و جامع قسمتهای اوّل این مجموعه به احتمال قوی یکی از معتقدان و پیروان اوحدالدّین بوده و در نیمۀ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم در آسیای صغیر میزیستهاست (وفائی، ۱۳۷۵، ۵۰۸). دوّمین بخش از مجموعۀ کتابخانۀ ایّاصوفیۀ ترکیه محتوی قسمتی از رباعیّات اوحدالدّین است. از اوحدالدّین تعدادی رباعی به جای مانده که تدوین و جمعکنندۀ آثار او آنها را به دوازده باب یا عنوان اصلی تقسیم کردهاست. هر باب مشتمل بر چند فصل است (وفائی، ۱۳۷۵، ۵۱۴-۵۱۵).
آثاری که به اوحدالدّین نسبت داده شده و آنچه به ما رسیدهاست، در مجموع چند اثر مختصر میباشد. بهعلاوه اینکه انتساب بعضی از این آثار به اوحدالدّین، به تحقیق نپیوسته و مورد شک و تردید است.
آثار
- در کتابخانۀ بایزید ولیالدّین ترکیه مجموعهای محفوظ است به شمارۀ ۱۸۱۹ که در قرن ۱۰ق. کتابت یافته و شامل رباعیّاتی از جامی و بندهایی از منطقالطّیر عطّار است. در این مجموعه منظومهای به زبان عربی وجود دارد در موضوع اصول دین، در ۱۰۷ بیت که کاتب آن منظومه را به اوحدالدّین نسبت دادهاست.
- در کتابخانۀ لالا اسماعیل (Lala Ismail) ترکیه مجموعهای از سدۀ ۸ق. وجود دارد به شمارۀ ۴۸۷. ناسخ در قسمت ششم و هفدهم و بیست و دوم، تعدادی از اشعار چند شاعر پارسیگوی از جمله اوحدالدّین کرمانی را نقل کردهاست.
- در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران نسخهای خطّی موجود است به شمارۀ ۳۲۹۹. در صفحۀ ۸۵ این نسخۀ خطّی، تفسیری از کلام حسینبن منصور حلّاج نقل گردیدهاست و مؤلّف، آن تفسیر را منسوب به اوحدالدّین کرمانی دانستهاست.
- مصباح الأرواح در علم کلام
- منهاج
- طوالع
- مصباح الأرواح و اسرار الأشباح
اسامی ایران شناسان پژوهشگر
- یان ریپکا (Jan Rypka)
- ادوارد براون (Edward Granville Browne)
- میکاییل بایرام (Mikail Bayram)
- محمد کانار
- برند مانوئل ویشر (Brand Manual Wisher)
- ذبیحالله صفا
- بدیعالزّمان فروزانفر
منابع
- احمد ابومحبوب، با مقدّمهای از دکتر محمّدابراهیم باستانی پاریزی، (۱۳۶۶ش.)، دیوان رباعیّات اوحدالدّین کرمانی، تهران: سروش.
- بهزادی اندوهجردی، (۱۳۷۰ش.)، تذکرۀ شاعران کرمان، هیرمند.
- حقیقت، عبدالرّفیع، (۱۳۸۶ش.)، فرهنگ شاعران زبان پارسی از آغاز تا امروز، ج. 1، تهران: کوشش .
- وفائی، محمّد، (۱۳۷۵ش.)، احوال و آثار اوحدالدّین حامدبن ابیالفخر کرمانی عارف نامور و شیخ الشّیوخ دارالخلافۀ بغداد، سلسلۀ انتشارات ما.
- مگیران
گردآورنده

