ایرانشناسی در اروپای شرقی (Iranian Studies in Eastern Europe)
- تاریخ انتشار:
در مطالعات ایرانشناسی، زبان و ادبیات فارسی گام اول شناخت تاریخ و فرهنگ ایران از سوی اروپاییان بوده است و اهتمام ویژه به این زبان و ساختار آن، زمینة ایجاد کرسیهای علمی مربوط به آموزش آن را در بسیاری از دانشگاههای اروپا فراهم کرده است. در کشورهای شرق اروپا در فعالیتهای ایرانشناسی، روش و ساختار بهنسبت یکسانی دارند. در این مقاله، در مورد کشورهای اوکراین، بلغارستان، روسیه و لهستان بحث میشود.
اوکراین
در قرن 19م. (در 1814م.) دانشگاه ملی تاراس شفچنکو (Київський національний університет імені Тараса Шевченка, Taras Shevchenko National University) تأسیس شد و در آن آموزش زبانهای شرقی راهاندازی گردید. بخش زبان و ادبیات فارسی از سال 1992م. کار خود را آغاز کرد. دانشگاه دیگری که در اوکراین به تدریس زبان فارسی پرداخت، دانشگاه ملی زبانشناسی کیف (Київський національний лінгвістичний університет, Kyiv National Linguistic University) است که در سال 1992م. بنیان گذاشته شد و آغاز کار گروه زبان فارسی آن در سال 1997م. صورت گرفت. در شهرهایی مانند لووف (Lviv)، سیمفروپل(Simferopol) و ادسا (Odesa) نیز مراکز دانشگاهی و آموزش عالی به تدریس زبان فارسی میپردازند و در میان آنها باید از دانشگاه ایوان فرانکو (Львівський університет, Ivan Franko University) در شهر لووف و دانشگاه ملی تاوریدا (Таврійський національний університет імені В.І. Вернадського (ТНУ), Taurida University) در سیمفروپل یاد کرد که رشته زبان و ادبیات فارسی را راهاندازی کردهاند (اسزوفلادا، ۱۴۰۱ش.). همچنین ایرانشناسی در دانشگاه کیف بهعنوان رشتة مستقلی به فعالیت پرداخته است.
بلغارستان
مرکز شرقشناسی بلغارستان وابسته به دانشگاه صوفیه (Софийски университет „Св. Климент Охридски“, Sofijski universitet „Sv. Kliment Ohridski“, Sofia University) فعالیت خود را از سال 1951م. آغاز کرد. در ابتدا زبان ترکی مورد توجه بود ولی به تدریج مطالعات ایرانشناسی، هندشناسی و ارمنی نیز به مجموعة فعالیتهای علمی آن افزوده شد. به دنبال آن، رشتة ایرانشناسی و آموزش زبان و ادبیات فارسی هم در این دانشگاه از سال 1959م. آغاز شد و در سالهای 1992-1991م. در مرکز زبانها و فرهنگهای شرقی دانشگاه صوفیه رشتة ایرانشناسی دایر گردید. از جملة استادان ایرانشناسی دانشگاه صوفیه، پروفسور ایوو پانف (E. Panev) است که آثار و میراث ادبی و فرهنگی عمر خیام زمینة اصلی کار اوست. او همچنین از سال 2013م. بخش نخست شاهنامة فردوسی را به زبان بلغاری برگردانده است. لودمیلا یانوا (L. Yanova) نیز استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه صوفیه است که از سال 1972م. تحصیلات خود را در دانشگاه تهران آغاز کرده بود.
(اسزوفلادا،۱۴۰۱ش.، بینا، 1377ش.، 45). جالب آن است که مردم بلغارستان کمابیش با تاریخ فرهنگ و زبان ایران آشنایی داشتهاند و در زبان بلغاری کهن و معاصر، واژههای فارسی بسیاری وجود دارد که از طریق زبان ترکی در مکالمات روزمرة آنان وارد شده است زیرا که تسلط چندینسالة عثمانیها بر بلغارستان (میان 1818-1396م.) زمینة نفوذ فرهنگی ایران در بلغارستان را ایجاد کرده است. حتی شاعران بلغاری مانند پنجو اسلاویک (P. Slavic) و ایوان وازوف (I. Vazova) نیز به زبان فارسی آشنایی داشتهاند. در پایان قرن 19م. شخصی به نام چرنوریزس بخشهایی از آثار فردوسی، مولانا، سعدی و حافظ را از فرانسه به زبان بلغاری برگرداند و در سال 1943م. به مناسبت برگزاری کنگرة هزاره فردوسی، شاهنامه را به طور کامل منتشر کرد و دو سال پس از آن با ترجمة رباعیات خیام به زبان بلغاری، بلغارها را شیفته خود ساخت (بینا، 1377ش.، 23).
مردم بلغارستان کمابیش با تاریخ فرهنگ و زبان ایران آشنایی داشتهاند و در زبان بلغاری کهن و معاصر، واژههای فارسی بسیاری وجود دارد که از طریق زبان ترکی در مکالمات روزمرة آنان وارد شده است زیرا که تسلط چندینسالة عثمانیها بر بلغارستان (میان 1818-1396م.) زمینة نفوذ فرهنگی ایران در بلغارستان را ایجاد کرده است.
جمهوری چک
ردّپای کتابهای فارسی در جمهوری چک با برگردان کلیله و دمنه به زبان چکی به سال 1528م. باز میگردد. در سال 1601م. نمایندگانی از چک به دربار شاه عباس اول آمدند و مشاهدات خود را در سفرنامهای به زبان آلمانی منتشر کردند زیرا در آن زمان قلمرو چکسلواکی بخشی از امپراتوری اتریشـمجارستان به شمار میرفت و زبان آلمانی نفوذ وسیعی در آن مناطق داشت. از مهمترین ایرانشناسان چک میتوان به یاکوب ادوارد پولاک(Jakob Eduard Polak) پزشک اشاره کرد که در پایهگذاری دارالفنون مشارکت داشت. پولاک پزشک مخصوص ناصرالدین شاه شد اما بنیانگذار ایرانشناسی مدرن در جمهوری چک، یان ریپکا (Jan Rypka) بوده است که پس از جنگ جهانی اول مطالعات ایرانشناسی را در دانشگاه چارلز(Univerzita Karlova, UK) شهر پراگ ارتقا داد و ترجمههایی از آثار نظامی گنجوی، فردوسی و خیام به زبان چک انجام داد و با درگذشت او در سال 1968م. و اشغال کشور توسط ارتش شوروی، ایرانشناسی به تعطیلی کشیده شد و در سال 1985م. بار دیگر در دانشکدة فلسفه و مؤسسه خاورشناسی، ایرانشناسی برقرار گردید. (نوروزی، 1381ش.، 76-74).
از دیگر ایرانشناسان چک، یارومیر کشوت (Jaromir Kosut) و رودلف دوراک (Rudolf Dvorak) را میتوان نام برد که در اواخر قرن 19م. در زمینة ایرانشناسی تحقیقاتی انجام دادند. همین طور پروفسور یرژی بچکا (Jirzi Becka) در بیشتر مجامعی که برای بزرگداشت فرهنگ ایران برگزار شده شرکت و سخنرانیهای ایراد کرده است؛ مانند مجمع بینالمللی شرقشناسان مسکو در 1960م.، مراسم بزرگداشت پانصدمین سال تولد عبدالرحمن جامی در دوشنبة تاجیکستان در 1964م.، مجمع بینالمللی ایرانشناسان در تهران در 1966م.، مجمع بینالمللی نسخ خطی کابل در 1967م. و جشنهای 2500سالة تهران در 1971م. (دستگردی، 1350ش.، 794). در اواسط قرن 20م. اوتاکار کلیما (Otakar Klima) در زمینة ایرانشناسی مطالعات جامعی را انجام داد و مراکزی مانند مؤسسة خاورشناسی دانشکدة فلسفه دانشگاه چارلز پراگ و کتابخانة ملی از جمله منابع مطالعات ایرانشناسی، اسلامشناسی و شیعهشناسی در جمهوری چک به شمار میروند. باید اشاره کرد که از سال 2001م. سفارت ایران در پراگ کرسی ایرانشناسی و زبان و ادبیات فارسی را احیا و در دستور کار خود قرار داده است.
روسیه
ایرانشناسی در فراز و نشیب رویدادهای روسیه تأثیرات بسیاری پذیرفته است به طوری که در پی جنگهای اول و دوم ایرانوروس و ضمیمه شدن مناطق قفقاز و آسیای مرکزی به روسیه، مطالعات مربوط به این مناطق در حوزة تمدن ایرانی اما در قلمرو روسیه صورت گرفته و کمک شایانی به مطالعات ایرانشناسی کرده است. در این میان مهاجرت ایرانیها و ارمنیها به روسیه در شکلگیری مطالعات ایرانشناسی نقش مهمی داشته ؛ از جمله مهاجرت عباسقلی آقا قدسی معروف به باکیخانف، میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا کاظم بیک. در دورة تزارها، ایرانشناسی اهداف نظامی و استعماری داشت و انگیزة علمی در تحقیقات ایرانشناسی به چشم نمیخورد (پورمانی، 1375ش.، 158 و مفتاح و ولی، 1372ش.، 26 و بیگدلی، 1382ش.، 128 و 129) در سال 1818م. سنت علمی ایرانشناسی روسیه پاگرفت و در سال 1930م. انستیتو خاورشناسی فرهنگستان علوم بنا گذاشته شد. با انقلاب 1917م. در روسیه مطالعات ایرانی هم وارد مرحلة تازهای شد و اهمیت آسیا در توسعه روسیه اهمیت یافت، بنابراین مدارس و مؤسسات زبانهای شرقی در جمهوریهای استقلالیافته دایر شد که مهمترین آنها در سنپطرزبورگ، مسکو، قازان و حاجی طرخان بودند (نیکیتین، 1336ش.، 267). درواقع ایرانشناسان روسی از دو منبع در مطالعات خود بهره میگرفتند: یکی دستاوردهای شرقشناسان که آثارشان در دورة تزاری منتشر شده بود و دیگری علایق سیاسی رژیم شوروی که بیشتر بر امکانات و استعدادهای انقلابی شرق تکیه داشت (مفتاح و ولی، 1372ش.، 30 و پورمانی، 1375ش.، ص 158).
ایرانشناسی در فراز و نشیب رویدادهای روسیه تأثیرات بسیاری پذیرفته است به طوری که در پی جنگهای اول و دوم ایرانوروس و ضمیمه شدن مناطق قفقاز و آسیای مرکزی به روسیه، مطالعات مربوط به این مناطق در حوزة تمدن ایرانی اما در قلمرو روسیه صورت گرفته و کمک شایانی به مطالعات ایرانشناسی کرده است.
انقلاب 1917م. باعث شد محققان جمهوریهای شوروی به مطالعاتی در رابطه با هویت خود بپردازند و به گفتة پطروشفسکی علاقة خلقهای فارسیزبان اتحاد شوروی به مطالعة تاریخ گذشتهشان افزایش یافته بود و تحقیق بر روی ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران، توسة تاریخی و مبازرات طبقاتی، نهضتهای اجتماعی ایران و تأثیر آنها در ایدئولوژی سیاسی و مذهبی که رنگ مارکسیستی و لنینیستی داشت، گسترش یافت (پطروشفسکی، 1359ش.، 65و بیگدلی، 1382ش.، 129 و پورمانی، 1375، ص 159). در این میان ایرانشناسانی هم بودند که دیدگاه مارکسیستی نداشتند مانند واسیلی ولادیمیرویچ بارتولد (Vasily Vladimirovich Bartold) اما بررسی اختلافات اجتماعی و مبارزات طبقاتی تاریخ ایران از جمله زمینههای مطالعاتی او بوده است، به طوری که مهمترین آثار او به دوران پیش از انقلاب 1917ش. مربوط میشود و برخی دیگر از شرقشناسیان روسی مانند ولادیمیر مینورسکی (V. Minorsky) به دلیل تسلط ایدئولوژی بر مراکز علمی از روسیه به غرب مهاجرت کردند ولی نسل جدید شرقشناسان ایدئولوژی را برتر از علم دانسته و توجه آنها به این مسأله بود که جامعة ایرانی به کدامین مرحله از تطور و تکامل رسیده و اینکه آیا ایران آمادگی پذیرش انقلاب سوسیالیستی را دارد یا خیر؟ (اتکین، 1371ش.، 309-308).
جنبة سیاسی همواره بر جنبة علمی تحقیقات شرقشناسی روسیه میچربید به طوری که در سال 1974م. در حالی که روسیه بورس تحصیلی به دانشجویان ایرانی میداد، ایران هیچ فرصتی برای دانشجویان روس ایجاد نکرد و حتی در مراسم جایزة فردوسی اجازه به شرکت پیسیکف (Pesikov) استاد زبان فارسی دانشگاه مسکو (Московский государственный университет имени М. В. Ломоносова, Moscow State University) داده نشد تا اینکه با وساطت ولیعهد، موفق به شرکت در مراسم گردید (بیگدلی، 1382ش.، 131).
مراکز ایرانشناسی در روسیه شامل دانشگاههای مسکو، قازان، خارکوف، سن پطرزبورگ، دانشگاه دولتی اورال یکاترینبورک (Урáльский госудáрственный университéт и́мени А.М. Гóрького, Ural Yekaterinburg University) و دانشگاه علوم انسانی مسکو (Московский гуманитарный университет – МосГУ, Moscow Humanities University) میشود که در آنها مراکز مهم آموزش زبان و ادبیات فارسی و مطالعات ایرانشناسی دایر است. مؤسسه لازارف (Լազարևի արևելյան լեզուների ինստիտուտ, Lazarev Institute of Oriental Languages) نیز از جمله مراکز مهم مطالعات شرقی بود که توسط یکی از تاجران ارمنی به نام لازارف در سال 1814م. تأسیس شد که در ابتدا برای آموزش دانشآموزان ارمنی در نظر گرفته شد اما بعدها به تربیت نیروهایی برای آینده سیاسی دولت پرداخت که به مطالعات خاورمیانه آگاهی داشته و به زبان فارسی هم آشنا باشند (اتکین، 1371ش.، 303 و اسزوفلادا، ۱۴۰۱ش.) با وجود این فعالیتها، با فروپاشی اتحادجماهیر شوروی و استقلال جمهوریهای خلق از آن، مراکز ایرانشناسی جدیدی در هریک از آنها شکل گرفت که ویژگیهای خاص خود را داشت.
با فروپاشی اتحادجماهیر شوروی و استقلال جمهوریهای خلق از آن، مراکز ایرانشناسی جدیدی در هریک از آنها شکل گرفت که ویژگیهای خاص خود را داشت.
لهستان
آغاز روابط لهستان و ایران در قرون 15 تا 18م.، روابط تجاری، سیاسی و اعزام هیأتهای مذهبی در ایران بود چون هر دو، همسایة مشترک و البته خطرناکی به نام عثمانی داشتند اما آنچه لهستانیها را به ایران نزدیکتر میکرد این بود که اشراف لهستانی خود را از نژاد سرمتیها (Sarmatism) میدانستند که قوم بیابانگرد ایرانیای بودند که از زمان هرودوت در استپهای اروپای شرقی و مرکزی زندگی میکردند. تا جایی که اشراف لهستانی لباسهایی مشابه درباریان عثمانی و صفویان ایران نیز بر تن میکردند (آناکراسنوولسکا، 1371ش.، 248 و 249) با پیشنهاد یکی از کارگزاران سیاسی پادشاه لهستان که فرانسوی بود، مدرسة زبانهای شرقی در ورشو بر پا شد و پس از جنگ جهانی اول در چند دانشگاه، فعالیت در مطالعات شرقی آغاز شد؛ از جمله در دانشگاه یاگیلونیا (Uniwersytet Jagielloński, UJ) (1919م.)، ورشو (1932م.)، ویلنا و مدرسة مطالعات شرقی (School of Oriental and African Studies). از محققان و استادان ایرانشناسی لهستان که در میان هیأتهای مذهبی کرملی و یسوعی در قرن 17م. به ایران آمدند میتوان از یوداش تادیوش کروسینسکی (Judasz Tadeusz Krusinski) ، نمایندة مبلغان مذهبی در ایران نام برد. کووالسکی (T. Kowalski) استاد زبان فارسی دانشگاه کراکو و زاجا ژکووسکی (A. Zajaczkowski) در ورشو، کوریلوویچ (T. Kurylowicz) زبانشناس، فرانسیوشک ماخالسکی (F. Machalski) استاد شرقشناسی و مارک اسموژینسکی (Marek.Smurzynski) که در سال 1997م. از رسالة دکتری خود به راهنمایی دکتر شفیعی کدکنی دفاع کرد (اسزوفلادا، ۱۴۰۱ش.).
ایرانشناسی در لهستان بعد از وقفة جنگ جهانی دوم فعالیت خود را دوباره آغاز کرد حتی مهاجران لهستانی در ایران انجمنی به نام انجمن مطالعات ایرانی (Association for Iranian Studies) را در تهران تشکیل دادند که بیشتر اعضای آن استادان دانشگاههای لوودر و ویلنا بودند و نشریة آنها به نام تحصیلات ایرانی در سه شماره در سالهای 1943م. تا 1945م. منتشر شد. ایرانشناسی در لهستان در موضوعات تاریخ، ادبیات و تاریخ سیاسی با تمرکز بر دوران قرون وسطی و اسلامی فعال بوده است اما در سالهای اخیر به سمت اساطیر ایرانی، مردمشناسی و جامعهشناسی گام برداشته است با این وجود مطالعات ایرانی در لهستان مشکلات خود را داشته است؛ اینکه منابعی از نسخههای خطی و کتابهای مرجع تاریخ ایران به زبان لهستانی در آن موجود نیست و دیگر اینکه بیشتر محققان لهستانی ترجیح میدهند به جای تحقیق در مورد مطالعات ایرانشناسی به تدریس بپردازند.
ایرانشناسی در لهستان در موضوعات تاریخ، ادبیات و تاریخ سیاسی با تمرکز بر دوران قرون وسطی و اسلامی فعال بوده است اما در سالهای اخیر به سمت اساطیر ایرانی، مردمشناسی و جامعهشناسی گام برداشته است.
مجارستان
مطالعات ایرانشناسی در مجارستان در قرن 19م. و در دانشگاه اتوش لورند (Eötvös Loránd Tudományegyetem, ELTE) آغاز شد. البته در ابتدا به صورت پراکنده در مؤسسة واژهشناسی ترکی و گروه زبانشناسی هند و اروپایی دنبال میشد اما از سال 1968م. فراگیری زبان فارسی به صورتی سازمانیافته شروع شد و در سال 1981م.، اِوا یرمیش (Eva Yermish) ایرانشناسی را بهعنوان بخشی مستقل در این دانشگاه تشکیل داد. بخش ایرانشناسی دانشگاه اتوش لورند در ابتدا زبان و ادبیات فارسی، تاریخ میانه و تاریخ باستان را مرکز توجه خود قرار داده بود اما با توجه به گرایش دانشجویان به مطالعات اسلامی، تحقیقات و آموزش در ایران دوران اسلامی و معاصر نیز در مرکز توجه قرار گرفت. یادگیری زبان و ادبیات فارسی و تاریخ معاصر نیز مورد توجه بیشتری قرار گرفته است (اسزوفلادا، ۱۴۰۱ش.).
نویسنده:شیدا صابری
فهرست منابع
- اتکین، م. (۱۳۷۱ش.). ایرانشناسی در شوروی. در ر. متی و ن. کدی (گردآورندگان)، مجموعة مقالات ایرانشناسی در اروپا و ژاپن (ترجمة م. اسعدی)، انتشارات بینالمللی الهدی.
- اسزوفلادا. (۱۴۰۱ش.، ۱۸ آبان.). وضعیت ایرانشناسی در دانشگاههای کشورهای اروپای شرقی. http://szuflada.net/%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D9%87/
- بیگدلی، ع. (۱۳۸۲ش.). مهاجران ایرانی و مطالعات ایرانی در روسیه. فصلنامة مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، 3(11)، ش. 41، 138-125.
- بینا. (۱۳۷۷ش.). ایرانشناسی در بلغارستان. کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ش. 17، 45-45.
- بینا. (۱۳۷۷ش.). زبان فارسی در بلغارستان، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ش. 17، 23-23.
- پطروشفسکی، ا. پ. (۱۳۵۹ش.) ایرانشناسی در شوروی (ترجمة ی. آژند) نیلوفر.
- پورمانی، ک. (۱۳۷۵ش.). مطالعات ایرانشناسی در روسیه. نامة فرهنگ، ش. 23، 159-156.
- دستگردی، م. (۱۳۵۰ش.). پروفسور بچکا؛ ایرانشناس چکسلواکی. ارمغان،40(۱۱و۱۲)، 796-793.
- کراسنووالسکا، آ. (۱۳۷۱ش.). ایرانشناسی در لهستان، در ر. متی و ن. کدی (گردآورندگان)، مجموعة مقالات ایرانشناسی در اروپا و ژاپن (ترجمة م. اسعدی)، انتشارات بینالمللی الهدی.
- نوروزی، ع. (۱۳۸۱ش.). ایرانشناسی و زبان و ادبیات فارسی در جمهوری چک. نامة پارسی، 7 (2)، 78-73.
- نیکیتین. (۱۳۳۶ش.). تبعات ایرانشناسی در شوروی. یغما، ش. 110، 271-266.
- مفتاح، ا. و وهاب، و. (۱۳۷۱ش.). نگاهی به ایرانشناسی و ایرانشناسان. انتشارات بینالمللی الهدی.
منابع پیشنهادی برای مطالعة بیشتر
- پناهی، ع.، شادمحمدی، م. و رحمانینژاد، ف. (۱۳۹۷ش.). درآمدی بر حوزهها و دپارتمانهای ایرانشناسی در اروپا، امریکا و ژاپن. دانشگاه گیلان.
- ساحلی، ط. (1379ش.). ایرانشناسی در روسیه؛ گفتگو با جهانگیر درّی استاد زبان فارسی. مجلة بخارا، ش. 15، 68-63.
- مصطفوی، گ.، عرفانیانصفار ح. و عرفانیانصفار م. (۱۳۹۳ش.). تأثیر ادبیات فارسی بر آثار یسنین؛ شاعر بزرگ روسیه. فصلنامة زبان و ترجمه، 47(۳)، 64-41.
- نایبپور، م. (۱۳۹۴ش.). ایرانشناسی در روسیه. نگارستان اندیشه.
- هوچوکو، ا. (۱۳۵۶ش.). ایرانشناسی در لهستان (ترجمة م. حبیبالهی). وحید، ش. 216، 23-22.
- یوواسیپوف (۱۳۵۵ش.). ایرانشناسی در شوروی. وحید، ش. 192، 182-181.
- Gheissari, A., Richard, Y. & Warner, C. (2019). Iran studies. Brill.
مشخصات و لینک دانلود مقاله
مقالات مشابه
تاریخ نقاشی در ایران و مطالعات ایران شناسان
آنچه امروزه بهعنوان مینیاتور، نگارگری یا نقاشی ایرانی میشناسیم تاریخی بس دراز در ایران دارد، اما مطالعه آن بهعنوان شاخهای از هنرهای ایرانی یا شرقی در میان مورخان، شرقشناسان و ایرانشناسان قدمت چندانی ندارد. این امر از سویی به دلیل پیوند نقاشی با هنر کتابآرایی بود که تا پیش از سده 17م به شکلگیری جریان مستقلی برای هنر نقاشی نینجامید و از سوی دیگر، ریشه در خصایص بسیار متمایز این هنر، با تعریف نقاشی بهمثابه یکی از اشکال هنر والا در غرب دارد که شناخت جایگاه، اهمیت و ارزش نقاشی ایرانی در میان هنرشناسان غربی را با تأخیر مواجه کرد. در هر رو، از نیمه نخست سده بیستم به این سو، مطالعه نقاشی ایرانی به یک حوزه مطالعاتی مهم در غرب بدل شد که در این میان نقش برخی رویدادها و شخصیتها بسیار برجسته است. در این نوشتار به اختصار به برخی از آنها میپردازیم.
مطالعات ایرانشناسان درباره نظامی گنجوی شاعر نامدار ایرانی
بدون تردید نظامی گنجوی شاعر و داستانسرای بزرگ ایرانی یکی از قلّههای افتخارآمیز شعر و ادب فارسی است. آوازه نام این اَبَرمرد به ایران بزرگ و اطراف، محصور نبوده است و بزرگان و اندیشمندان و پژوهشگران زیادی را مجذوب آثار و افکار خود کرده است. این مقاله بر آن است تا ضمن معرفی این شاعر بلند آوازه و آثارش، ایرانشناسان و شرقشناسان مشهوری را که آثار نظامی گنجوی را به کشور و ادبیات سرزمین خود نشان دادهاند، معرفی کند. نتایج به دست آمده این مقاله نشان میدهد که تأثیر پذیری از شعر نظامی منحصر به روزگار خود یا شاعران و داستان¬سرایان بعد از خود نبوده است. بلکه نمایشنامه نویسان، پژوهشگران و حتی عکاسان و نوازندگان ایرانی و غیر ایرانی نیز از دنیای پُررنگ آثار نظامی متاثّر بودهاند. کلیدواژه: نظامی گنجوی، شرقشناسان، ایرانشناسان، پنجگنج، داستانسُرایی.
تصحیح متون و مطالعات ایرانشناسان
هنگامی که میخواهید کتابی از متون کهن فارسی را بخوانید، در صفحه مشخصّات و شناسنامه کتاب به عبارتی نظیر «تصحیح دکتر/ پروفسور» بر میخورید. شاعر و یا نویسندۀ آن کتاب فرد دیگری است، پس آن که تصحیح کرده چه کسی است و دقیقاً چه کاری انجام داده است؟ برای یافتن پاسخ این سؤال، خوب است بدانید که شما وارد حوزۀ مطالعات ایرانشناسان شدهاید. ایرانشناسانی که اگر تلاش آنها وجود نداشت، اکنون ما را خبری از مطالعۀ دقیق این کتابها نبود.
قنات در ایران
کشور ایران دارای آب و هوایی نیمه خشک است و. فلات مرکزی آنایران را سرزمین های خشک و مناطق کویری پوشانده است؛، به طوری که این نواحی حدود یک سوم از مساحت این کشور را دربرمیگیرند. این نواحی اشغال کرده اند. در سرزمین ها و کشورهایی دیگری که دارای با آب و هوای ی شبیه مشابه ایران هستند (برای مثال قسمت مانند بخش مرکزی استرالیا)، با این میزان ناچیز بارندگی موجب ناچیز سرزمین ها بی حاصلی و لم یزرع بودن اراضی شده است. می باشند.این درحالی است که ایران با وجود چنین شرایط اقلیمی، در مجموع، ایران کشوری است که حتّی صادرکننده برای برخی از اقلام کشاورزی، نظیر مانند پنبه، خشکبار و دیگر محصولات به شمار میروداست. برای تحقق این امر مرهون توسعه چنین هدفی سیستمی استادانه و درعینحال تکنیکی ساده برای دسترسی به آب های زیرزمینی است بسط و توسعه داده است. این روش که بعدها کاریز و یا قنات نامیده شد. این واژه ، که ریشهای لفظی است سامی دارد و به معنای «حفر کردن» است، توسط حفر کردن می باشد که به وسیله ایرانیان هزاران سال پیش ابداع و به کار گرفته شد. احداث شده است. به دلیل سادگی این تکنیک به علت ساده بودن تکنیک، حفر قنات در دیگر سرزمین های دیگر و مناطق نیمه خشک، به ویژه در و به خصوص خاورمیانه و کشورهای اطراف مدیترانه، نیز رواج یافته است.
مطالعات ایران شناسان و پژوهشگران درباره ابن سینا
ابو عبدالله حسین بن عبدالله (Avicenna) در سال 370 هـ..ق/980 م. درگذشت. ابنسینا پزشک، ریاضیدان، منجّم، فیزیکدان، شیمیدان، جغرافیدان، زمینشناس، شاعر، منطقدان، فیلسوف و دولتمرد ایرانی معرفی شده است. وی 450 کتاب در زمینههای گوناگون نوشته است که شمار زیادی در مورد پزشکی و فلسفه است. این نابغه قرن که "همه چیز دان" است میگویدگوید: ای کاش بدانمی که من کیستمی سرگشته به عالم از پی چیستمی باید یادآور شد که در ابتدا پزشکی ابن سینا مورد توجه قرار گرفت. با ترجمه ترجمه منابع پزشکی، نگاه ها متوجه آرای ابن سینا و توجه ویژه ویژه او به ارسطو، افلاطون و بعد از آن کنکاش و تحقیق درباره درباره این دو فیلسوف شد.
مطالعات ایران شناسان و پژوهشگران درباره ابن سینا
خلاصه سخن درباره درباره ابن سینا همان اصطلاح همه چیز دان است. در این عصر وارد هر رشتهای شوید بهترین آن ابنسینا است. در سن ۱۸ سالگی، ابن سینا بر بسیاری از علوم زمانه خود تسلّط یافت. اما خود او میگوید: دل گر چه در این بادیه بسیار شتافت ایک موی ندانست ولی موی شکافت دل من هزار خورشید بتافت و آخر به کمال ذره ایی راه نیافت

