سعدی و ایرانشناسی (Saadi Shirazi)
- تاریخ انتشار:
سعدی چه کسی است؟
جایگاه سعدی در ادبیات
به عقیدۀ صاحبنظران، کاخ ادب فارسی چهار رکن دارد: فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ. اگر دانشمندی را مجبور کنند که بهتنهایی مسافرت کند یا در گوشۀ عزلت اقامت جوید و او را مخیّر کنند که از آثار این چهار شاعر یکی را برگزیند، بیشک کلیّات سعدی را اختیار خواهد کرد زیرا این کتاب مقدّس از نظر تنوّع موضوع و قالب الفاظ و همآغوشی پند و مطایبه رجحانی خاص دارد. هم مشتمل بر نثری بدیع چون گلستان است هم اوزان اشعارش مختلف است و هم به زبان عرب، قصاید و ملمّعات دارد و چنین کتابی با اینهمه زیبایی و تمامی امکان ندارد موجب ملالت گردد، گرچه سالها مکرّر بر مکرّر خوانده شود.
درست است که فردوسی از نظم، کاخی پی افکنده است که از باد و باران گزندی نمییابد و مولوی عارفان مستعد را از خود بیخود میکند و حافظ انسان را در آسمانها سیر میدهد امّا
همه گویند و سخن گفتن سعدی دگر است
همه دانند مزامیر نه همچون داوود[2]
زندگی سعدی
بر طبق نظر کارل هرمان اِیتِ (Carl Hermann Ethé) زندگی سعدی به سه دوره تقسیم میشود:
- مرحلۀ تحصیل که تا سال 623ق. (1226م.) ادامه یافته و اکثر در بغداد بودهاست. در اثنای این مرحله نیز چنانکه از حکایتی در باب پنجم گلستان استنباط میشود، سفری دراز به کاشغر کردهاست. سعدی هنگامیکه در بغداد بود تحت تأثیر صوفی نامدار شیخ شهابالدّین سهروردی قرار گرفت که از زهد عمیق و عشق فداکارانهاش نسبتبه همنوع در یکی از حکایات بوستان یاد میکند.
- مرحلۀ دوّم که دوران سفرهای فراوان اوست به گفتۀ هرمان ایتِ از 623ق. (1226م.) آغاز شد و در این سال اوضاع آشفتۀ فارس او را به تَرک شیراز (که از بغداد به آنجا برگشته بود) ناگزیر کرد و نزدیک سی سال تا 654ق. (1256م.) در این سوی و آنسوی سرزمینهای اسلامی، از هند در شرق تا شام و حجاز در غرب سیاحت کرد.
- مرحلۀ سوم بازگشت سعدی به موطنش، شیراز، است که در اشعار خود به آن اشاره میکند و در 653 ق. (1256م.) صورت گرفتهاست. بازگشت سعدی شروع سومین مرحلۀ زندگی اوست؛ یعنی عصری که فعّالیّت مهم ادبیاش آغاز شد. یک سال پس از بازگشتش در 655ق. (1257م.) منظومۀ مثنوی معروفش بوستان را و سال بعد گلستان را که مجموعهای است از حکایات مأخوذ از گنجینۀ سرشار مشاهدات و تجارب، با گنجاندن نتایج و نصایحی براساس عقل دنیوی تألیف کرد[3]
ایرانشناسان و سعدی
شاید دیرینهترین آشنایی ایرانشناسان با آثار ادبی زبان فارسی با ورود مبلّغان مسیحی به مشرقزمین و از جمله در عصر صفوی به ایران آغاز شد. بدیهی است که نخستین گام درجهت آشنایی با فرهنگ و اندیشۀ ایرانیان آموزش زبان فارسی بود. در همین زمان نمایندگان سیاسی سرزمینهای اروپایی و سیّاحان و تاجران نیز روانۀ ایران شدند. در طیّ سدهها روابط فرهنگی با اروپا، متفکّران آن سامان با اُدبا و شعرای بزرگ ایرانی آشنا شدند امّا روانی و شیوایی آثار سعدی موجب شد که بهعنوان نخستین و برجستهترین شاعر جهان در سراسر این کرۀ خاکی مورد توجّه و علاقۀ خاص و عام قرار گیرد و او را بهعنوان شاعر همۀ انسانها با هر زبان و فرهنگی معرّفی کنند.
تاریخچه بررسی آثار سعدی در مطالعات ایران شناسان
سعدی از جمله شاعرانی است که آثارش برای اروپاییان بهخوبی قابل فهم و احساس است. بخشی از این امر بهواسطۀ ذوق و شیوۀ خاص سعدی و لحن طنزآمیز او در بیان مفاسد اجتماع است.
تاثیر سعدی بر شاعران و آثار ادبی جهان
هانری ماسه (Henry Moseh) ایرانشناس نامدار نیز رسالۀ دکتری خود را با عنوان مطالعاتی دربارۀ سعدی به انجام رساند. این اثر بعدها توسّط غلامحسین یوسفی به فارسی ترجمه شد. هانری ماسه سعدی را معلّم اخلاق و متعلّق به همۀ انسانها میداند. تقریباً غالب سیّاحانی که به ایران گام نهادند، از شاعران بلندپایۀ ایرانی نظیر سعدی یاد کردند و این سبب شد تا شاعران و متفکّران فرانسوی مانند ویکتور هوگو (Victor Hugo) از سفرۀ بیکران شعر فارسی بهرهمند شوند. درواقع آثار سعدی در قرون ۱۸م. و ۱۹م. در اروپا اوج گرفت و به کمال شهرت خود رسید. ویکتور هوگو با تأثیر از سعدی مکتب رومانتیک را در فرانسه به اوج رساند. پس از آن، آلفرد دو موسه (Alfred de Musset) شاهکار ادبی خود را به نام سرگذشت سار سفید (Histoire d’un merle blanc)، (The White Blackbird) که تحت تأثیر سبک و زبان سعدی بود، منتشر کرد. ظاهراً جین لا فونتن (Jean de La Fontaine) برخی از داستانهای سعدی را به نظم کشیدهاست. لوکنت دولیل (Leconte de Lisle) باتوجّه به گلستان و بوستان سعدی قطعهای با نام گلهای اصفهان سرود. ولتر (Voltaire) و بالزاک (Balzac) نیز تحت تأثیر سعدی بودهاند؛ بهطوریکه ولتر مقام والای سعدی را میستاید و در داستانهای خود از نام سعدی وام میگیرد.
سر ویلیام جونز (Sir. William Jones) انگلیسی در سال ۱۷۷۱م. دستور زبان فارسی را تألیف کرد و در آن نمونهای از اشعار سعدی را آورد.
هانری ماسه سعدی را معلّم اخلاق و متعلّق به همۀ انسانها میداند. تقریباً غالب سیّاحانی که به ایران گام نهادند، از شاعران بلندپایۀ ایرانی نظیر سعدی یاد کردند و این سبب شد تا شاعران و متفکّران فرانسوی مانند ویکتور هوگو (Victor Hugo) از سفرۀ بیکران شعر فارسی بهرهمند شوند.
سعدی در روسیه
در سال ۱۷۹۶م. قطعاتی از گلستان سعدی توسط واسیلی واسیلیویچ کاندینسکی (Wassily Wassilyevich Kandinsky) شاعر دوران کاترین به روسی ترجمه شد. آثار سعدی بر نویسندگان و شاعران روس تأثیری شگرف داشت و از جمله الکساندر پوشکین (Alexander Sergeyevich Pushkin) شاعر نامدار روس شیفتۀ نوشتههای سعدی بود و در آثار خود از او یاد کردهاست. افزونبر این، ایوان الکسیویچ بونین (Ivan Alekseevich Bunin) دیگر نویسندۀ سرشناس روسیه است که همچون سعدی بسیار اهل سفر بوده و در آفاق و انفس سیر نمودهاست. او بهشدّت تحت تأثیر سعدی بود و ویژگیهای اخلاقی او را ستودهاست.
سعدی در آلمان
در سال ۱۷۱۲م. انگلبرت کمپفر (Engelbert Kampfer) گلستان سعدی را به زبان آلمانی ترجمه کرد. پیش از این در سال ۱۶۵۴م. آدام اولئاریوس (Adam Olearius) گلستان را به آلماني ترجمه كرده بود. در پی آن فریدریش روکرت (Friedrich Ruckert) در سال ۱۸۸۲م. بوستان سعدی و در سال ۱۸۹۷م. اشعاری از گلستان را به آلمانی ترجمه کرد. کارل بروکِلمان (Karl Brockelmann) آلمانی در ۱۹۲۷م. اثری با عنوان سعدی منتشر ساخت. یوهان ولفگانگ فون گوته (Johann Wolfgang von Goethe) و راینر ماریا ریلکه (Rainer Maria Rilke) از شاعران بزرگ آلمان، سعدی را الهامبخش خود میدانستند و در آثار خود از او سخن گفتهاند.
ترجمۀ آثار سعدی در ایتالیا، ژاپن و دیگر کشورهای جهان
در ایتالیا جیان روبرتو اسکارچیا (John Roberto Scarchia) در سال ۱۹۶۷م. سعدی را معرّفی کرد. در ژاپن، تسونئو کورویانگی گلستان و بوستان را به ژاپنی ترجمه کرد. پس از آن کاساما و ساوا در سال ۱۹۳۷م. و سپس کاتو و تاکاس نیز به ترجمۀ گلستان و بوستان سعدی پرداختند. در چین، وانگ جین جای در سالهای ۱۹۳۷م. تا ۱۹۴۷م. ترجمهای کامل از گلستان سعدی بهدست داد. پس از آن جن جن دو در سال ۱۹۵۸م. ترجمۀ تازهای از گلستان منتشر کرد. دانیل هوِیت (Daniel Horate) نیز در سال ۱۶۸۸م. بوستان سعدی را ترجمه و چاپ کرد. در لهستان نیز توجّه به آثار شیخ اجل سابقهای دیرینه دارد. آلبرت کازیمیرسکی (Albert Kazimirski) فرانسوی ترجمهای را از روی متن فارسی گلستان در سال ۱۸۷۶م. در پاریس چاپ کرد. سه سال بعد ساموئل اوتونیووسکی (Samuel Otwmovski) ترجمۀ دیگری از روی متن ترکی گلستان منتشر ساخت. وویچخ اسکالموفسکی (Wojciech Skalmowski) لهستانی در سال ۱۹۷۹م. یادداشتهایی دربارۀ غزلیّات سعدی و حافظ فراهم کرد. در جمهوری چک، یان ریپکا (Jan Rypka) مؤلّف سرشناس تاریخ ادبیّات فارسی بررسی ترجمۀ ترکی گلستان سعدی را بهعنوان رسالۀ دکتری خود برگزید و از آن دفاع کرد. وی در سال ۱۹۵۹م. گلستان را به زبان چک ترجمه و چاپ کرد. تحقیق در باب سعدی را بعداً شاگرد او یرژی بچکا (Jiří Bečka) ادامه داد. در اتریش اسوالد اشپنگلر (Oswald Spengler) در سال ۱۸۵۱م. گلستان سعدی را همراه با اعرابگذاری متن فارسی منتشر کرد. در پی او اوتوو ملتسر (Otovo Meltzer) اشعار سعدی را همراه با شعر دیگر شاعران ایرانی ترجمه کرد. در یوگسلاوی، احمد سودی بوسنوی (Ahmed Sudi Bosnevi) افزون بر شرح دیوان حافظ شرحی نیز بر گلستان سعدی و شرح دیگری بر بوستان نوشت. این دو اثر اخیر در سالهای ۱۸۶۹م. تا ۱۸۷۶م. منتشر شدند. دیگر ایرانشناس این دیار شاکر سکریچ (Shaker Sikerich) نیز اثر دیگری با عنوان سودی، مفسّر گلستان سعدی تألیف و در ۱۹۵۰م. چاپ کرد. ترجمۀ آثار سعدی ایرانشناسان رومانیایی را نیز تحت تأثیر قرار داد. پوپسکو کتاب گلستان را در ۱۹۰۵م. ترجمه و در رومانی چاپ کرد. سپس در سال ۱۹۵۹م. تا ۱۹۶۴م. گلستان سعدی بهوسیلۀ گئورگه دان در همانجا منتشر شد. در مجارستان، ویلهلم باخر (Wilhelm Bacher) پژوهشهایی دربارۀ سعدی را به سال ۱۸۷۶م. ارائه کرد. جرج مایکل ویکنز (G.M. Wickens) که از ایرانشناسان معاصر کانادایی است، افزون بر ترجمۀ اخلاق ناصری به ترجمۀ بوستان سعدی نیز پرداختهاست[5].
باتوجه به اقبال سعدی در سایر کشورها افراد زیادی درمورد این شخصیّت بزرگ ادبی کشور ما دست به تحقیق و پژوهش زدهاند که در اینجا تنها به ذکر نام آنها اکتفا میکنیم:
کلمان امبو آوار (Clement Huart)، لویی آراگون (Louis Aragon)، پل فور (Paul Fort)، ادوارد ایستویک (Edward Eastwick)، ریچارد بورتن (Richard Burton)، الکساندر راجرز (Alexander Rogers)، ویلیام هوک مورلی (William Hook Morley)، جان تامسن پیلاتس (John Thompson Platts)، ادوین آرنولد (Edwin Arnold)، ولادیمیر مینورسکی (Vladimir Fedorovich Minorsky)، آرتور جان آربری (Arthur John Arberry)، بوریس دورن (Boris Dorn)، کنستانتین چایکین (Konstantin Chaykin)، يوگني ادواردويچ بهرتلس (Evgeny Edvardovich Berthels) و الکساندر شویتوف (Aleksandr Nikolayevich Shitov).
لغتنامه
اِعرابگذاری یا دیاکْریتیک (به فرانسوی: Diacritice): عبارت است از گلیف یا علامتهایی که بر جایی از حروف یا گلیفهای پایه قرار میگیرد تا نحوهٔ تلفظ حرف یا به عبارت دیگر نحوۀ حرکت لبها را تعیین کنند.
جمهوری چک: کشوری محصور در خشکی واقع در اروپای مرکزی، هممرز با آلمان (شمالغربی)، لهستان (شمالشرقی)، اتریش (جنوبغربی) و اسلواکی (جنوبشرقی).
مخیّر: آزاد، صاحب اختیار، مختار.
مطایبه: خوشطبعی، شوخی، ظرافت.
ملمّع: الوان، رنگارنگ.
کاشغر: از شهرهای کهن چین در نزدیکی راه ابریشم.
نویسنده: دکتر لیا عرفانی
ویراستار: دکتر نیکو تفرّدی
یادداشت
[1]https://en.wikipedia.org/wiki/Saadi_Shirazi
[2] یغمایی، حبیب، (خرداد 1350ش.)، سعدی شیرازی، مجلّۀ یغما، شمارۀ مسلسل 273، سال 24، شمارۀ سوم. موجود در کانال پرتال جامع علوم انسانی به آدرس: http://ensani.ir/file/download/article/20120509085354-4048-1808.pdf
[3] . براون، إدوارد، (1366ش.)، تاریخ ادبیات ایران از فردوسی تا سعدی، ترجمۀ غلامحسین صدری افشار، چاپ سوم، تهران: انتشارات مروارید، جلد دوّم، صص. 209- 221. موجود در پرتال جامع علوم انسانی به آدرس:
http://ensani.ir/file/download/article/20140112142944-9896-8.pdf
[4] . سعدی و ایرانشناسان، محمود جعفری دهقی، موجود در مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی به آدرس: https://www.cgie.org.ir/fa/news/221125
[5] . سعدی و ایرانشناسان، محمود جعفری دهقی، موجود در مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی به آدرس: https://www.cgie.org.ir/fa/news/221125
مقالات مشابه
تاریخ نقاشی در ایران و مطالعات ایران شناسان
آنچه امروزه بهعنوان مینیاتور، نگارگری یا نقاشی ایرانی میشناسیم تاریخی بس دراز در ایران دارد، اما مطالعه آن بهعنوان شاخهای از هنرهای ایرانی یا شرقی در میان مورخان، شرقشناسان و ایرانشناسان قدمت چندانی ندارد. این امر از سویی به دلیل پیوند نقاشی با هنر کتابآرایی بود که تا پیش از سده 17م به شکلگیری جریان مستقلی برای هنر نقاشی نینجامید و از سوی دیگر، ریشه در خصایص بسیار متمایز این هنر، با تعریف نقاشی بهمثابه یکی از اشکال هنر والا در غرب دارد که شناخت جایگاه، اهمیت و ارزش نقاشی ایرانی در میان هنرشناسان غربی را با تأخیر مواجه کرد. در هر رو، از نیمه نخست سده بیستم به این سو، مطالعه نقاشی ایرانی به یک حوزه مطالعاتی مهم در غرب بدل شد که در این میان نقش برخی رویدادها و شخصیتها بسیار برجسته است. در این نوشتار به اختصار به برخی از آنها میپردازیم.
مطالعات ایرانشناسان درباره نظامی گنجوی شاعر نامدار ایرانی
بدون تردید نظامی گنجوی شاعر و داستانسرای بزرگ ایرانی یکی از قلّههای افتخارآمیز شعر و ادب فارسی است. آوازه نام این اَبَرمرد به ایران بزرگ و اطراف، محصور نبوده است و بزرگان و اندیشمندان و پژوهشگران زیادی را مجذوب آثار و افکار خود کرده است. این مقاله بر آن است تا ضمن معرفی این شاعر بلند آوازه و آثارش، ایرانشناسان و شرقشناسان مشهوری را که آثار نظامی گنجوی را به کشور و ادبیات سرزمین خود نشان دادهاند، معرفی کند. نتایج به دست آمده این مقاله نشان میدهد که تأثیر پذیری از شعر نظامی منحصر به روزگار خود یا شاعران و داستان¬سرایان بعد از خود نبوده است. بلکه نمایشنامه نویسان، پژوهشگران و حتی عکاسان و نوازندگان ایرانی و غیر ایرانی نیز از دنیای پُررنگ آثار نظامی متاثّر بودهاند. کلیدواژه: نظامی گنجوی، شرقشناسان، ایرانشناسان، پنجگنج، داستانسُرایی.
تصحیح متون و مطالعات ایرانشناسان
هنگامی که میخواهید کتابی از متون کهن فارسی را بخوانید، در صفحه مشخصّات و شناسنامه کتاب به عبارتی نظیر «تصحیح دکتر/ پروفسور» بر میخورید. شاعر و یا نویسندۀ آن کتاب فرد دیگری است، پس آن که تصحیح کرده چه کسی است و دقیقاً چه کاری انجام داده است؟ برای یافتن پاسخ این سؤال، خوب است بدانید که شما وارد حوزۀ مطالعات ایرانشناسان شدهاید. ایرانشناسانی که اگر تلاش آنها وجود نداشت، اکنون ما را خبری از مطالعۀ دقیق این کتابها نبود.
قنات در ایران
کشور ایران دارای آب و هوایی نیمه خشک است و. فلات مرکزی آنایران را سرزمین های خشک و مناطق کویری پوشانده است؛، به طوری که این نواحی حدود یک سوم از مساحت این کشور را دربرمیگیرند. این نواحی اشغال کرده اند. در سرزمین ها و کشورهایی دیگری که دارای با آب و هوای ی شبیه مشابه ایران هستند (برای مثال قسمت مانند بخش مرکزی استرالیا)، با این میزان ناچیز بارندگی موجب ناچیز سرزمین ها بی حاصلی و لم یزرع بودن اراضی شده است. می باشند.این درحالی است که ایران با وجود چنین شرایط اقلیمی، در مجموع، ایران کشوری است که حتّی صادرکننده برای برخی از اقلام کشاورزی، نظیر مانند پنبه، خشکبار و دیگر محصولات به شمار میروداست. برای تحقق این امر مرهون توسعه چنین هدفی سیستمی استادانه و درعینحال تکنیکی ساده برای دسترسی به آب های زیرزمینی است بسط و توسعه داده است. این روش که بعدها کاریز و یا قنات نامیده شد. این واژه ، که ریشهای لفظی است سامی دارد و به معنای «حفر کردن» است، توسط حفر کردن می باشد که به وسیله ایرانیان هزاران سال پیش ابداع و به کار گرفته شد. احداث شده است. به دلیل سادگی این تکنیک به علت ساده بودن تکنیک، حفر قنات در دیگر سرزمین های دیگر و مناطق نیمه خشک، به ویژه در و به خصوص خاورمیانه و کشورهای اطراف مدیترانه، نیز رواج یافته است.
مطالعات ایران شناسان و پژوهشگران درباره ابن سینا
ابو عبدالله حسین بن عبدالله (Avicenna) در سال 370 هـ..ق/980 م. درگذشت. ابنسینا پزشک، ریاضیدان، منجّم، فیزیکدان، شیمیدان، جغرافیدان، زمینشناس، شاعر، منطقدان، فیلسوف و دولتمرد ایرانی معرفی شده است. وی 450 کتاب در زمینههای گوناگون نوشته است که شمار زیادی در مورد پزشکی و فلسفه است. این نابغه قرن که "همه چیز دان" است میگویدگوید: ای کاش بدانمی که من کیستمی سرگشته به عالم از پی چیستمی باید یادآور شد که در ابتدا پزشکی ابن سینا مورد توجه قرار گرفت. با ترجمه ترجمه منابع پزشکی، نگاه ها متوجه آرای ابن سینا و توجه ویژه ویژه او به ارسطو، افلاطون و بعد از آن کنکاش و تحقیق درباره درباره این دو فیلسوف شد.
مطالعات ایران شناسان و پژوهشگران درباره ابن سینا
خلاصه سخن درباره درباره ابن سینا همان اصطلاح همه چیز دان است. در این عصر وارد هر رشتهای شوید بهترین آن ابنسینا است. در سن ۱۸ سالگی، ابن سینا بر بسیاری از علوم زمانه خود تسلّط یافت. اما خود او میگوید: دل گر چه در این بادیه بسیار شتافت ایک موی ندانست ولی موی شکافت دل من هزار خورشید بتافت و آخر به کمال ذره ایی راه نیافت

