هویت ملی ایرانی و زبان فارسی

شناسنامه

هویت ملی ایرانی و زبان فارسی: نقش‌های دربار، دین و تصوف در نثر فارسی (Iranian National Identity and the Persian Language: Roles of the Court, Religion, and Sufism in Persian Prose Writing)

نویسنده و مترجم: شاهرخ مسکوب؛ مترجم مایکل هیلمن (Michael Hillmann)

سال انتشار: 1992م.

آخرین چاپ موجود در بازار: 2015م.

 ناشر: نشر مِج (Mage Publishers)

 نحوه دسترسی: نسخه فارسی این اثر در کتابخانه ملی ایران موجود است. 

مروری بر منبع (مهم‌ترین سرفصل‌ها)

این کتاب ترجمه انگلیسی اثر شاهرخ مسکوب با عنوان اصلی «هویت ایرانی و زبان فارسی» است که به بررسی رابطه میان زبان فارسی، فرهنگ و شکل‌گیری هویت ایرانی می‌پردازد. مسئله اصلی کتاب، نقش زبان فارسی در تداوم هویت فرهنگی ایرانیان در حدود هزار سال پس از ورود اسلام به ایران است. مسکوب این فرایند را بیش‌تر از خلال نقش سه گروه اجتماعی بررسی می‌کند: درباریان و دیوانیان؛ عالمان و نهادهای دینی؛ صوفیان و نویسندگان عارف. در نگاه او، این گروه‌ها در دوره‌های مختلف تاریخی از مهم‌ترین حاملان، تولیدکنندگان و گسترش‌دهندگان زبان فارسی در حوزه ادبی و فرهنگی بوده‌اند.

بحث کتاب از مسئله هویت ایرانی و مؤلفه‌های آن آغاز می‌شود، سپس به جایگاه زبان فارسی در این هویت می‌پردازد. میراث ایران پیش از اسلام، اسلام و تشیع، حافظه تاریخی مشترک و زبان فارسی به‌عنوان عناصر مهم هویت ایرانی مطرح می‌شوند. مسکوب پس از بررسی پیامدهای فتح ایران و دگرگونی‌های فرهنگی و زبانی ناشی از آن، روند احیای زبان فارسی و پیوند آن با بازسازی حافظه تاریخی ایران را دنبال می‌کند. در این میان، ادبیات تاریخی و حماسی، به‌ویژه شاهنامه فردوسی، جایگاهی محوری پیدا می‌کند. بخش اصلی کتاب به بررسی سه نیروی اجتماعی اختصاص دارد که در شکل‌گیری و تحول نثر فارسی نقش داشته‌اند: دیوان و دستگاه سیاسی _ اداری؛ دین و عالمان دینی؛ تصوف. در این تحلیل، زبان تنها وسیله ارتباط یا موضوعی ادبی نیست، بلکه در ارتباط با قدرت سیاسی، نهادهای اجتماعی، دین، فرهنگ و حافظه تاریخی بررسی می‌شود. بررسی مسکوب سرانجام تا جنبش مشروطه در سال‌های 1905م. تا 1911م. ادامه می‌یابد؛ دوره‌ای که به اعتقاد مسکوب با ظهور روشنفکران سکولار، روزنامه‌نگاران، نویسندگان و شاعران، نقش گروه‌های سنتی در پاس‌داری و گسترش زبان فارسی دستخوش تغییر شد. 

نقدی بر منبع (نقاط قوت و یا ضعف منبع)

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت کتاب، پیوند دادن تاریخ زبان فارسی با تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران است. مسکوب زبان را در شکاف ادبی بررسی نمی‌کند، بلکه رابطه آن را با ساختارهای قدرت، دین، تصوف، ادبیات و حافظه تاریخی دنبال می‌کند. این رویکرد، کتاب را برای مطالعات میان‌رشته‌ای در حوزه ایران‌شناسی، تاریخ فرهنگی و جامعه‌شناسی زبان ارزشمند می‌کند. همچنین، تخصص و جایگاه مسکوب به‌عنوان منتقد ادبی و پژوهشگر فرهنگ ایران، به تحلیل او عمق تفسیری خاصی داده است. ترجمه مایکل هیلمن و یادداشت‌های توضیحی او نیز دسترسی پژوهشگران انگلیسی‌زبان به مباحث کتاب را تسهیل کرده است. 

در مقابل، کتاب را نباید تاریخ جامع زبان فارسی یا مطالعه‌ای نظام‌مند درباره همه گروه‌های زبانی و اجتماعی ایران دانست. تمرکز آن بر سه گروه اجتماعی مشخص است و تحلیل نویسنده عملاً تا دوره مشروطه پایان می‌یابد، بنابراین نقش روشنفکران، مطبوعات و نیروهای اجتماعی جدید در دوره معاصر خارج از محدوده اصلی اثر قرار دارد. همچنین، از آنجا که اثر بیش از آنکه یک پژوهش تجربیِ زبان‌شناختی باشد، تفسیری در تاریخ فرهنگی و اندیشه است، برخی استدلال‌های آن بهتر است در پژوهش‌های تخصصی‌تر با منابع تاریخی، زبانی و اجتماعی دیگر تطبیق داده شوند. 

این اثر منبعی مهم برای مطالعه رابطه میان زبان فارسی و هویت فرهنگی ایرانی است. به‌ویژه برای پژوهش‌هایی ارزش دارد که به تاریخ فرهنگی ایران، تاریخ زبان و ادبیات فارسی، شکل‌گیری هویت ایرانی، نقش نهادهای سیاسی و دینی در تولید فرهنگ، تصوف و ادبیات فارسی و تداوم حافظه تاریخی ایران می‌پردازند. همچنین می‌تواند در کنار منابع تاریخی و ادبی دیگر برای بررسی این پرسش به کار رود که چگونه زبان فارسی، در کنار دیگر عناصر فرهنگی و تاریخی، در بازتعریف و تداوم مفهوم ایرانی بودن در دوره پس از اسلام نقش داشته است. 

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

Telegram
WhatsApp
LinkedIn
Facebook

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری مشخص شده اند *

ارسال نظر