سفرها به ایران و قفقاز

شناسنامه

سفرها به ایران و قفقاز، ۱۶۴۷م. و ۱۶۵۴م. (Travels in Iran and the Caucasus, 1647 & 1654)

نویسنده و مترجم: اولیا چلبی (Evliya Çelebi)؛ مترجمان حسن جوادی، ویلم فلور (Willem Floor)

سال انتشار: 2010م.

آخرین چاپ موجود در بازار: 2010م.

ناشر: نشر مِج (Mage Publishers)

نحوه دسترسی: ترجمه این اثر در ایران انجام شده و در کتابخانه ملی ایران موجود است.

مروری بر منبع (مهم‌ترین سرفصل‌ها)

این کتاب ترجمه انگلیسی بخش‌های مربوط به ایران و قفقاز از سیاحت‌نامه اولیا چلبی، جهانگرد مشهور عثمانی، است. این ویراست نخستین‌بار بخش‌های ایرانی و قفقازی این اثر را از نسخه خطی ترکی به انگلیسی و در قالبی کمابیش کامل در اختیار پژوهشگران قرار داده است. یکی از محورهای اصلی اثر، شهرها و مناطق ایران و قفقاز است. چلبی در مسیرهای سفر خود از نواحی مختلفی عبور می‌کند و درباره شهرها، استحکامات، بناها، مساجد، مدارس، زیارتگاه‌ها و دیگر عناصر فضای شهری گزارش می‌دهد. توصیف تبریز و آذربایجان در این اثر جایگاه ویژه‌ای دارد و در آن اطلاعاتی درباره معماری، آب‌وهوا، بازارها، پیشه‌ها، خوراک و محصولات، باغ‌ها و ویژگی‌های اجتماعی شهر ارائه می‌شود. در کنار شهرها، مناطق قفقاز و سرزمین‌های مجاور نیز در روایت او جایگاه مهمی دارند. 

بخش دیگری از کتاب به ساختار سیاسی، نظامی و اداری مناطقی اختصاص دارد که چلبی از آن‌ها دیدن کرده است. چلبی به قلعه‌ها، حاکمان، مأموران حکومتی، منابع درآمد، ساختارهای نظامی و اهمیت راهبردی برخی مناطق اشاره می‌کند. دین، قومیت و فرهنگ اجتماعی نیز از موضوعات برجسته کتاب است. چلبی درباره مسلمانان و دیگر گروه‌های دینی و قومی، زیارتگاه‌ها، مراسم مذهبی، هنرها، صنایع دستی، زبان‌ها و ویژگی‌های فرهنگی مناطق مختلف گزارش می‌دهد. در کنار این موضوعات، توجه او به خوراک، نوشیدنی و عادات غذایی اهمیت ویژه‌ای دارد و بخشی از ارزش مردم‌شناختی اثر را شکل می‌دهد. به این ترتیب، کتاب اطلاعاتی فراتر از تاریخ سیاسی ارائه می‌کند و برای مطالعه تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران نیز قابل استفاده است.

نقدی بر منبع (نقاط قوت و یا ضعف منبع)

مهم‌ترین نقطه قوت کتاب، تفاوت زاویه دید آن با بخش بزرگی از سفرنامه‌های شناخته‌شده ایران است. اولیا چلبی ناظری عثمانی و مسلمان است و ایران را از دیدگاه همسایه‌ای می‌نگرد که با آن مناسبات سیاسی، فرهنگی و دینی دارد، بنابراین گزارش او می‌تواند در کنار روایت مسافران اروپایی، تصویری چندسویه از ایران دوره صفوی فراهم کند. گستردگی موضوعات، توجه به جزئیات شهری و معماری، توصیف گروه‌های قومی و مذهبی، اطلاعات مربوط به صنایع، خوراک و زندگی روزمره و نیز گزارش‌های مربوط به مناسبات عثمانی و صفوی از دیگر نقاط قوت اثرند. ترجمه حسن جوادی و ویلم فلور نیز دسترسی پژوهشگران انگلیسی‌زبان به بخش مهمی از سیاحت‌نامه را آسان کرده است.

در مقابل، مانند هر سفرنامه تاریخی، گزارش چلبی نیز خالی از محدودیت نیست. برخی روایت‌های او دربرگیرنده اغراق، داستان‌پردازی و اطلاعاتی است که باید با منابع دیگر راستی‌آزمایی شوند، بنابراین نمی‌توان همه جزئیات را به یک اندازه به‌‌‌‌عنوان گزارش عینی تلقی کرد. افزون بر این، نگاه او به ایران تحت تأثیر هویت عثمانی و مسلمان سنی اوست و ممکن است در توصیف برخی تفاوت‌های مذهبی، به‌ویژه تشیع صفوی، با دیدگاه‌های ارزشی همراه شود. همچنین تمرکز سفرنامه بر مسیرهای سفر و مکان‌هایی که نویسنده شخصاً دیده است، موجب می‌شود پوشش مناطق و گروه‌های اجتماعی در آن یکدست نباشد. در نتیجه، استفاده از کتاب در پژوهش تاریخی زمانی بیش‌ترین ارزش را دارد که گزارش‌های آن با منابع فارسی صفوی، اسناد اداری و دیگر سفرنامه‌های هم‌دوره مقایسه شود.

این کتاب برای ایران‌شناسی و پژوهش‌های دوره صفوی، تاریخ روابط ایران و عثمانی، تاریخ اجتماعی و فرهنگی، جغرافیای تاریخی، معماری و شهرشناسی، تاریخ ادیان و اقوام و مطالعات قفقاز منبعی مهم است. ارزش ویژه آن در این است که امکان مطالعه ایران دوره صفوی از منظر ناظری عثمانی را فراهم می‌کند؛ منظری که در کنار سفرنامه‌های اروپایی می‌تواند تفاوت میان روایت‌های اروپایی و کشورهای اسلامی از ایران را آشکار کند. همچنین توصیف‌های چلبی از شهرها، بناها، بازارها، صنایع، خوراک، آیین‌ها و گروه‌های اجتماعی برای بازسازی جنبه‌هایی از زندگی روزمره در ایران و قفقاز سده هفدهم سودمند است. از این رو، می‌توان کتاب را منبعی مکمل برای پژوهش‌های تاریخی دانست؛ ارزش آن بیش از همه در تنوع موضوعی، جایگاه نویسنده و امکان مقایسه آن با دیگر روایت‌های ایران دوره صفوی است.

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

Telegram
WhatsApp
LinkedIn
Facebook

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری مشخص شده اند *

ارسال نظر