بابا فغانی شیرازی - Baba Feghani
بابا فغانی از مطرحترین شاعران مکتب وقوع است و اکثر تذکرهنویسان متوجّه سبک تازۀ او در شعر شدهاند. او بهسبب همین سبک تازه مورد پسند شاعران خراسان قرار نگرفت و به ناچار سالها در آذربایجان به سر برد. شعر او را میتوان چیزی بین شعر حافظ و سبک هندی دانست.
نام کامل و سبب شهرت
چون شعر نیز میساخت به سکاکی تخلّص یافت. بعد از چندی فغانی را برگزید (حقیقت، ۱۳۸۶، ۴۵۰).
تولد و درگذشت
تاریخ تولّد بابا فغانی را هیچ یک از مورّخان و تذکرهنویسان ثبت نکردهاند و باوجود تحقیقاتی که انجام شده نامعلوم است، ولی ظهور او احتمالاً اوایل نیمۀ دوّم قرن نهم در شیراز بودهاست (خوانساری، ۱۳۴۰، ۹) بابا فغانی در سال ۹۲۵ق. زندگی را بدرود گفت و در شیراز به خاک سپرده شد ولی محل مزار وی معلوم نیست (خوانساری، ۱۳۴۰، ۲۲-۲۵).
آثار و اندیشه های او
پس از اینکه روزگاری در وطن بود، عزم سفر کرد. در این زمان، سنّ مولانا در حدود سی سال و یا اندکی بیشتر بودهاست. از شیراز به هرات رفت و در آنجا به خدمت مولانا جامی رسید (خوانساری، ۱۳۴۰، ۱۰). چون در شعر شیوهای مخالف شعرای خراسان داشت، شاعران خراسان شیوۀ او را نپسندیدند و فغانی هرات را ترک کرد (سبحانی، ۱۳۹۵، ۳۳۳) و به آذربایجان رهسپار شد و به تبریز که محل عیش و عشرت و مکان سیر و صحبت بود، رسید. در این موقع سلطنت آذربایجان بهدست سلطان یعقوب بیگ آق قوینلو بود (خوانساری، ۱۳۴۰، ۱۱-۱۲). در دربار سلطان یعقوب به عیش و طرب میپرداخت تا آنکه دیوانی که تنظیم کرده بود در یکی از جنگها به غارت رفت و او از برادرش در شیراز خواست که آنچه از اشعار وی در یادداشتها و کتب جمع شدهاست، برای او بفرستد. پس از اینکه سلطان یعقوب درگذشت بازار شعر و شاعری در آذربایجان به کلی کساد گشت و آذربایجان میدان نبرد شد. بابا فغانی مجبور شد به وطن بازگردد امّا پس از چندی به خراسان سفر کرد. در ارض اقدس بود که یکباره مستی از سر به در برد و هشیار شد و به مرتبهای ترقّی کرد که اشراق نور باطن حضرت امام ثامن (ع) بر ضمیرش پرتو انداخت (فرشادمهر، ۱۳۸۵، ۲۳۷-۲۳۸).
بابا فغانی از مطرحترین شاعران مکتب وقوع است و اکثر تذکرهنویسان متوجّه سبک تازۀ او در شعر شدهاند. او بهسبب همین سبک تازه مورد پسند شاعران خراسان قرار نگرفت و به ناچار سالها در آذربایجان به سر برد. شعر او را میتوان چیزی بین شعر حافظ و سبک هندی دانست. تفاوت عمدۀ شعر بابا فغانی با شعر قدما در سادگی بسیار و سوزناکی و رقّت معانی است بهطوریکه غالب اشعار او مبتنی بر دردی عمیق و شرح پریشانیهای شاعر است که با کلامی گیرا و حزنانگیز و موثّر بیان شدهاست. شعر او تا حدی به شعر امیر خسرو دهلوی نزدیک است. در قرن نهم هجری قمری هیچ شاعری در سوز و گداز به بابا فغانی نرسیدهاست (شافعی، ۱۳۸۴، ۱۸۷). بابا فغانی شاعر غزلسراست، اما قصیده، ترجیعبند و ترکیببند را هم ساختهاست. او شیعی است و قصایدش بیشتر در مدح ائمّۀ اطهار و خصوصاً مولای متقیّان است. زبان او در قصیده ساده، روان و قابل ستایش است. غزلیّات او یکآهنگ و یکدست است. در دیوان او به الفاظ مشکل برنمیخوریم و از اینرو است که او را حافظ کوچک نامیدهاند (سبحانی، ۱۳۹۵، ۳۳۳-۳۳۴). وی به سبک هندی، غزلیّاتی جذّاب و شیوا سروده است (کرمانی، ۱۳۸۰، ۶۴).
بسیاری از شاعران بعد از فغانی از سبک او پیروی کردهاند. از آن میان میتوان به وحشی بافقی، محتشم کاشانی، کلیم کاشانی و صائب تبریزی اشاره کرد. پیداست که در سخن بابا فغانی خصوصیّتی بوده که برخی در بیان آن اغراق کردهاند و سبکی را بهوجود آوردهاند که بعدها سبک هندی خوانده شدهاست. بابا فغانی از بنیانگذاران این سبک بهشمار میرود (سبحانی، ۱۳۹۵، ۳۳۴). تقریباً تمامی شاعران قرن دهم هجری قمری بهنوعی پیرو او بودهاند. زبان فصیح، لطیف و روان بابا فغانی، بهطور طبیعی سبک عراقی را به لحاظ رقّت معانی و ظرافت بهسوی سبک هندی کشاند (شافعی، ۱۳۸۴، ۱۸۸). علّت تقلید شاعران از سبک وی به این سبب است که او در اشعار خود، اکثراً مضامین و معانی را در قالب مصراعی موجز و شیرین بیان میکرد و استعارات و کنایات و تشبیهات او، صورتی نو و تازه داشت (فرشادمهر، ۱۳۸۵، ۲۳۸).
از آثار بابا فغانی شیرازی در هیچ منبعی سخنی به میان نیامدهاست. تنها دیوانی از او باقی ماندهاست.
نمونهای از اشعار وی:
| آنچه من می طلبم در چمن عالم نیست | گلِ خودرویِ مرا بوی بنی آدم نیست |
| ورنه از تحفۀ دردم سر مویی کم نیست | عیبم اینَست که دستم زِ زَر و سیم تهی ست |
| در چنین منزل ویران که دلی خرّم نیست | از فلک نیست فغانی طمع خاطر شاد |
دیدگاه ایران شناسان
به نظر ادوارد براون (Edward Granville Browne) فغانی یکی از آن شاعرانی است که در هند بیشتر از کشور خودشان ارج نهاده شدهاند.
شبلی نعمانی در شعرالعجم و واله در ریاضالشعراء او را خالق سبک جدیدی در شعر فارسی معرفی کردهاند و این در حالی است که رضاقلی خان هدایت در ریاضالعارفین تنها اشارهای به او کردهاست و در تذکرۀ مفصلتر خود مجمعالفصحاء اصلاً نامی از او نبردهاست، در تذکرۀ آتشکده و تحفۀ سامی نیز وضع به همین قرار است و بسیار مختصر درباره او سخن گفته شدهاست.
پائول لاسنسکی (Losensky Paul E) در کتاب ارزشمند خود با عنوان استقبال از فغانی (welcoming fighani) به مسألۀ نظیرهگویی و استقبال از شعر فغانی پرداخته و دیوان او را غزل به غزل با دیوان بسیاری از شعرای پیش از او و همچنین شاعران پس از او مطابقت دادهاست و هر غزلی را که فغانی در استقبال از شعرای پیش از خود سروده و یا شاعران عصر صفوی در جواب او ساختهاند، بهدقّت مشخص کرده و نتیجۀ دقیق این پژوهش را در جدولی ارائه نمودهاست.
اسامی ایران شناسان پژوهشگر
- ادوارد براون Edward Granville Browne
- پائول لاسنسکی Losensky Paul E
- احسان یارشاطر
- احمد گلچین معانی
- علیقلی واله داغستانی
- ذبیحالله صفا
- سیروس شمیسا
منابع
- حقیقت، عبدالرّفیع (۱۳۸۶). فرهنگ شاعران پارسی از آغاز تا امروز، ج. 1، تهران: کوشش.
- سبحانی، توفیق (۱۳۹۵). تاریخ ادبیّات ایران، تهران: زوّار.
- شافعی، خسرو (۱۳۸۴). زندگی و شعر صد شاعر از رودکی تا امروز، تهران: کتاب خورشید.
- فرشاد مهر، ناهید (۱۳۸۵). زندگینامۀ شاعران.
- کرمانی، صابر (۱۳۸۰).سیمای شاعران، تهران: اقبال
منابع به زبان های دیگر
http://journals.ui.ac.ir/article_16333.html
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر
- شمیسا، سیروس (1383)، سبکشناسی شعر، تهران: نشر میترا.
- یار شاطر، احسان (1383)، شعر فارسی در عهد شاهرخ، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
- صفا، ذبیح الله ( 1366)، تاریخ ادبیّات در ایران، ج. 4، تهران: انتشارات فردوس.
سایر منابع پیشنهادی به زبان های دیگر
گردآورنده
تاریخ آخرین ویرایش
۶ خرداد ۱۴۰۵

