ایرانشناسی در مصر
چکیده:
ایرانشناسی و شناخت ایران در جامعۀ مصری متأثر از تلاشهای خود ایرانیان بودهاست. درواقع ضعف مطالعات ایرانشناسی در کشورهای همسایه و عربزبان بهدلیل سایۀ سنگین نگاه سیاسی بر روابط تاریخی است. با این وجود مصر نخستین کشور عربزبان است که به آموزش زبان و ادبیّات فارسی توجّه نشان داده و زمینۀ مطالعات ایرانشناسی را نیز فراهم ساختهاست؛ موضوعی که این مقاله در پی بررسی و معرفی جنبههای مختلف آن است.
مقدمه:
ایرانشناسی در کشورهای عربی، اسلامی پدیدۀ تازهای است و کتابهایی که با موضوع تاریخ و ادبیّات ایران به چاپ رسیدهاند، اغلب تکنگاریهایی درمورد ایران بودهاند. در دوران خدیویها[1] و بعد از آن که مصریها با فرهنگ و تمدّن غربی آشنا شدند و صنعت چاپ به مصر راه یافت، ایرانشناسی بهصورت کاملاً ابتدایی در این کشور رایج شد. انتشار روزنامه و مجله به زبان فارسی، چاپ آثار ادبی فارسی در چاپخانۀ بولاق (Bulak) مصر، حضور سیّدجمالالدّین اسدآبادی در قاهره، انقلاب مشروطۀ ایران، روابط سیاسی میان ایران و مصر، ازدواج محمّدرضاشاه پهلوی و فوزیه[2]، تأسیس دارالتّقریب مذاهب اسلامی به زعامت شیخ محمّدتقی قمی[3] در قاهره، نهضت ملّی شدن نفت ایران، ایجاد رشتۀ زبانهای شرقی در دانشگاههای مصر، روابط سیاسی ایران و مصر در سالهای پایانی حکومت جمال عبدالنّاصر[4]، روابط انور سادات[5] و محمّدرضاشاه پهلوی، انقلاب اسلامی ایران، مخالفت ایران با پیمان کمپ دیوید[6](Camp David Accords) ، جداشدن مصر از بقیّۀ اعراب (جودکی، 1391، 80) و مخالفت آیتالله خمینی با این پیمان، رونق شیعی و جنگ عواملی هستند که به ظهور مطالعات ایرانشناسی در مصر یاری رساندند.
در مورد ایرانشناسی در مصر، منابع تحقیق محدود است و این مقاله براساس آثار رایزنان فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در مصر، مقالات ارائهشده در همایشهای مربوط به زبان و ادبیّات فارسی، برخی مقالات مربوط به محقّقان عربزبان و وبسایتهای مراکز فعّال آموزش زبان و ادبیّات فارسی در مصر تدوین شدهاست. درواقع آنچه به رونق ایرانشناسی در مصر یاری کردهاست شامل روزنامههای فارسیزبان، دارالکُتُب مصریّه، استادان ایرانشناسی، زبان و ادبیّات فارسی و درنهایت روزنامهنگاران مصری هستند که در ادامه به معرّفی آنها پرداخته شدهاست.
پیشینۀ روزنامههای فارسیزبان چاپ مصر
نشریۀ حکمت که از سال 1310ق. در شهر قاهره به زبان فارسی و به مدیریّت مهدیخان زعیمالدّوله[7] منتشر میشد، به اخبار ایران و انقلاب مشروطه میپرداخت. روزنامۀ ثریّا در سال 1316ق. در قاهره و سپس در تهران و بعد از پیروزی انقلاب مشروطه، در کاشان به مدیریّت میرزا علیمحمّدخان کاشانی به چاپ میرسید. وی پس از کنارهگیری از روزنامۀ ثریّا، روزنامۀ پرورش را در سال 1318ق. راه انداخت که به ادبیّات فارسی و آثار مهم آن میپرداخت. روزنامۀ چهرهنما (1904م.) در اسکندریّۀ مصر با مدیریّت میرزا عبدالمحمّد ایرانی ملقب به مؤدّب السّلطان از مردم اصفهان چاپ میشد. روزنامۀ کمال توسّط میرزا حسین طبیبزاده معروف به کمال در تبریز چاپ میشد. او پس از مهاجرت به مصر در سال 1323ق. اقدام به انتشار روزنامۀ کمال در قاهره نمود. مجلّۀ رستاخیز به مدیریّت عبدالله رازی در سال 1302ق. با هدف زنده کردن زبان و ادبیّات فارسی ایران و آشنایی با عادات و آداب ایرانیان از دوران گذشته تا زمان چاپ روزنامه، منتشر میشد. عبدالله رازی بعد از تعطیلی آن، مجلّۀ سودمند را در سال 1305ق انتشار داد. (جودکی، 1391، 85-82)
دارالکتب المصریّه
یکی از مؤسساتی که به شناسایی، گردآوری، نگهداری و معرّفی نسخههای فارسی پرداخته و سرمایۀ فرهنگی، ادبی و هنری ایرانیان را به پژوهشگران عرب و غیرعرب شناساندهاست، دارالکتب و الوثائق القومیّه یا دارالکتب المصریّه نام دارد که در سال 1870م. به پیشنهاد علیپاشا مبارک و به دستور اسماعیل، خدیو مصر و با عنوان الکتبخانه الخدیویه المصریه تشکیل شد و بهتدریج گسترش یافت و کتابخانههای دیگر در آن ادغام شدند و دارالکتب و الوثائق القومیّه نام گرفت. (جودکی، 1391، 85)
روزنامهنگاران مصری
روزنامهنگارانی مانند حسنین هیکل مقالههایی درمورد ایران نوشتهاند. وی سردبیر روزنامۀ الأهرام مصر بود و برخی از کتابهای مهم او که در ایران ترجمه شدهاند عبارتند از:
– ایران روایتی که ناگفته ماند، (1362ش.)، ترجمۀ حمید احمدی، تهران: انتشارات الهام.
– ایران؛ کوه آتشفشان، (بیتا)، ترجمۀ محمد اصفیایی، قم: بینام.
– دیداری دوباره با تاریخ، (1393ش.)، ترجمۀ احسان موسوی خلخالی، تهران: نشر میترا.
دانشگاههای مصر و آموزش زبان و ادبیّات فارسی
نخستین رشتۀ آموزش زبان و ادبیّات فارسی در سال 1938م. در دانشگاه فؤاد اوّل (قاهره فعلی) و بهدستور ملک فاروق تأسیس گردید. با تشکیل گروه زبان و ادبیّات شرقی در اواسط دهۀ پنجاه میلادی، گروهی از محقّقان شکل گرفتند که «به شباهت اندیشهها و ارزشهای فرهنگی، آرمانهای دو ملّت ایران و مصر پی بردند و به گسترش زبان و ادب فارسی در مصر و کشورهای عربی کمک قابل توجّهی کردند» (طاحون، 1393، 585).
مهمترین دانشگاههایی که در آنها زبان فارسی تدریس میشود عبارتند از: دانشگاه عین الشّمس (Ayn Šams)، دانشگاه قاهره (Cairo University)، دانشگاه الأزهر (Al-Azhar University)، دانشگاه حلوان (Howan University)، دانشگاه اسکندریّه (Eskandariya University)، دانشگاه جنوب الوادی (South Valley University)، دانشگاه قنا (Qena University)، دانشگاه سوهاج (Sohag University)، دانشگاه طنطا (Tanta University) و دانشگاه زقازیق (Zaqaziq University). برخی ایرانیان در این دانشگاهها نقش مهمّی در آموزش و ترویج زبان و ادبیّات فارسی داشتهاند (Abd Al-Momen, 2012, 263-266).
مرکز الدّراسات الشّرقیه وابسته به دانشگاه قاهره است و دارای کتابخانۀ مجهزی برای مطالعۀ زبانهای شرقی است. بخش فارسی کتابخانه قابل توجه است و مجلّهای با عنوان قضایا ایرانیه را هر شش ماه یکبار منتشر میکند و در هر شماره از آن موضوعات مرتبط با ایران را مورد بررسی قرار میدهد. مؤسّسۀ الأهرام از سال 2000م. بخش مطالعات ایرانی را دایر کرده و همایشهایی را در قالب گفتگوهای ادواری میان ایران و مصر برگزار کرده و مجموعه مقالات همایشها را نیز منتشر کردهاست. (جودکی، 1391، 91-90)
استادان زبان و ادبیّات فارسی
استادان زبان و ادب فارسی در مصر در آشنا ساختن دانشجویان عربزبان در کشورهای عربی با زبان فارسی نقش مهمّی داشتهاند. فارغ از مسائل سیاسی، تمایل همیشگی ایران و مصر برای برقراری ارتباط تنگاتنگ و همکاری همهجانبه باعث شد تا از اواسط دهۀ پنجاه میلادی، استادان ادبیّات فارسی به تربیت گروهی از محقّقانِ متخصّص بپردازند که واقف به اهمیّت نقش دانشمندان ایرانی در ساخت تمدّن اسلامی باشند (طاحون، 1393، 586-585 و591-590).
استادان مصریِ زبان و ادبیّات فارسی عبارتند از نورالدّین عبدالمنعم، یحیی داوود عبّاس، خانم عفاف زیدان، سعید جمالالدّین، بدیع جمعه، سعید عبدالمؤمن، خانم شیرین عبدالنّعیم، خانم منی احمد حامد احمد، سمیره عاشور، السّباعی محمّد السّباعی، عبدالعزیز بَقوش، سعاد عبدالهادی قندیل، محمّد موسی هنداوی، طه ندا، احمد محمود السّاداتی، محمّد غنیمی هلال، فؤاد المعطی صیاد، امین عبدالمجید بدوی، احمد رامی، عبدالسّلام عبدالعزیز فهمی، ابراهیم الدّسوقی یوسف شتاء و یحیی خشاب.
یحیی خشاب به اصطلاحات مفاتیح العلوم خوارزمی پرداخت و سفرنامۀ ناصرخسرو و تاریخ بیهقی را به زبان عربی ترجمه کرد. با تأسیس مدرسۀ زبانهای شرقی توسّط عبدالوّهاب عزام در سال 1946م.، آموزش زبان و ادبیّات فارسی به شیوۀ اروپاییان به جامعۀ دانشگاهی مصر معرفی شد. عزام همچنین رابطۀ نزدیکی با محمد قزوینی[8]، ادوارد براون (Edward G. Browne) و سیدحسن تقیزاده[9] داشت.(Abd al-Momen,2012, pp 263-266) وی در سال 1962م. شاهنامۀ فردوسی را ترجمه کرد و در 2 جلد چاپ و منتشر ساخت. ابراهیم محمّد امین الشّورابی ترجمۀ دیوان حافظ را تحت عنوان اغانی شیراز انجام داد و ترجمۀ عربی تاریخ ادبیّات در ایران ادوارد براون از اوست. محمّد عبدالسّلام کفافی جلد یک و دو مثنوی معنوی را به عربی ترجمه کرد. عبدالنّعیم محمّد حسنین در سال 1954م. نظامی گنجوی؛ شاعر الفضیله، عصره و بیئته را منتشر کرد. حسین مجیب المصری نیز به زبانهای فارسی، عربی، ترکی و اردو شعر میسرود (جودکی، 1391، 89 و 90).
با وجود تلاشهای این استادان در ترویج تاریخ، فرهنگ و زبان و ادبیّات فارسی، آموزش زبان فارسی در مصر با چالشهایی روبهرو است که احمد ابوالجود[10] آنها را در «عدم تسلّط استادان و دانشجویان به مکالمه و گفتگوی متقابل به زبان فارسی و فقدان تماس با فارسیزبانان» (الجود، 1393، 597) خلاصه کرده و معتقد است زبان فارسی، زبان دوم جوامع اسلامی است و توسعۀ آموزش آن اهمیّت دارد؛ از اینرو، در آموزش آن باید از ابزارهای جدید و کتابهای آموزشی استفاده شود (همان، 599).
مطبوعات مصری
مجلّۀ مختارات ایرانیّه به زبان عربی است و از سال 2000م. فعّالیّت خود را درزمینۀ نگرش علمی، تصویری بیطرفانه و کامل از جامعه و حکومت ایران آغاز کردهاست. تلاش این مجلّه درجهت از میان برداشتن شکاف برداشت و فهم عربها و ایرانیان از یکدیگر و نزدیک کردن دیدگاه و معرّفی آنها به یکدیگر است (جودکی، 1391، 91-90). فصلنامۀ شئون شرقالأوسط نیز توسّط مرکز بحوث شرقالأوسط منتشر میشود. فصلنامۀ شرقنامه نیز سالانه گزارشی از موقعیّت استراتژی ایران ارائه میدهد. این فصلنامۀ بهصورت مستقل به مسائل مربوط به ایران، ترکیّه و آسیای میانه میپردازد[11].
نتیجهگیری:
مطالعات ایرانشناسی در مصر باوجود سابقۀ تقریباً اندکی که دارد، توانستهاست با تمرکز بر آموزش زبان و ادبیّات فارسی، حوزۀ فعّالیّت خود را به تاریخ، فرهنگ و تمدّن ایرانی و نقش آن در جامعۀ اسلامی گسترش دهد. درواقع پژوهشگرانی در مصر سر برآوردهاند که به موضوع ایرانشناسی بهعنوان بخشی از جامعۀ اسلامی توجّه دارند و به این امر میپردازند که ایران چه نقشی در پیشرفت جامعۀ اسلامی داشتهاست.
منابع:
- ابوالجود، احمد السّید محمّد احمد، (1393ش.)، رویکردهای نوین و چالشهای آموزش زبان فارسی در کشور مصر، مجموعه مقالات نخستین همایش آموزش زبان فارسی، تهران: انجمن زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تربیت مدرس، صص. 603-597.
- جودکی، حجتالله، (1391ش.)، درآمدی بر ایرانشناسی در مصر، فصلنامۀ نامۀ ایران، سال 1، شمارۀ 2.
- جودکی، حجتالله، مراكز و نشريّات اسلامشناسي و ايرانشناسي در مصر، دفتر حفاظت منافع جمهوري اسلامي ايران در قاهره، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی،
- 13/5/1382؛icro.ir/index.aspx?pageid=327388p=2478showitem=6960
- طاحون، حنّان محمّد موسی (1393ش.)، آموزش زبان فارسی و برنامۀ درسی رشتۀ زبان و ادبیّات فارسی در مصر با تکیه بر برنامۀ آموزشی زبان و ادبیّات فارسی زبانهای شرقی دانشگاه قاهره، مجموعه مقالات نخستین همایش آموزش زبان فارسی، تهران: انجمن زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تربیت مدرس، صص. 585-595.
- Abd al-Momen, Mohammad el Sai’d, (2012), Iran’s Cultural Influence in the Islamic Period, Encyclopedia Iranica, VIII/3, Pp. 263-266,
- (Available: Encyclopædia Iranica on 30 December 2012).
- lib.ut.ac.ir:8443/site/catalogue/632
- Wikipedia David Accords
برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه کنید:
- Chubin, Shahram, (2011), Egypt and Iran: Similarities and Contrasts, Carnegie Endowment for International Peace.
- universitypressscholarship.com/view/10.5743/cairo/9789774163975001.0001/upso-9789774163975-chapter-8.
- http://mepc.org/journal/egypt-and-iran-30-year-estrangement.
نویسنده:
دکتر شیدا صابری
مردادماه 1399ش.
[1]فرمانروایان مصر در دوران امپراتوری عثمانی خدیو نامید میشدند. آنها نایبالسّلطنۀ امپراتور عثمانی در مصر بودند. خدیو بهمعنای پادشاه است. دوران فرمانروایی آنها در فاصلۀ سالهای 1914-1867م. بودهاست.
[2](1392-1300ش.) دختر ملک فؤاد پادشاه مصر و نخستین همسر محمّدرضاشاه پهلوی.
[3](1369-1289ش.)، روحانی شیعه که اتّحاد فرهنگی میان مسلمانان را راه ایجاد ملّت واحد اسلامی میدانست.
[4](1970-1918م.)، دومین رئیسجمهور مصر که با ملّی کردن کانال سوئز به شهرت رسید.
[5](1981-1918م.)، سومین رئیسجمهور مصرکه توسّط گروه جهاد اسلامی مصر در تاریخ 6 اکتبر 1981م. بهدلیل امضای پیمان صلح کمپ دیوید با اسرائیل ترور شد.
[6]پیمان کمپ دیوید میان مناخیم بگین (نخستوزیر وقت اسرائیل) و انور سادات در تاریخ 17 سپتامبر 1978م. در محل استراحگاه ریاست جمهوری امریکا معروف به کمپ دیوید امضا شد. (www.fa.m.wikipedia.org/Camp David Accords)
[7]از منتقدان فرقۀ بابیّت و بهائیّت که در این مورد نیز کتابی با عنوان «مفتاح باب الأبواب یا تاریخ باب و بهاء» را در سال 1333ق. به نگارش درآوردهاست. این کتاب با ترجمه فارسی حسن فرید گلپایگانی توسّط انتشارات شمس (تهران، 1340ش.) به چاپ رسیدهاست. (www.lib.ut.ac.ir:8443/site/catalogue/632)
[8](1356-1328ش.)، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران.
[9](1348-1257ش)، از رهبران انقلاب مشروطه در ایران، دیپلمات، شخصیّت علمی و فرهنگی.
[10]مدرّس زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه الأزهر مصر.
[11] حجتالله جودکی، مراكز و نشريات اسلامشناسي و ايرانشناسي در مصر، دفتر حفاظت منافع جمهوري اسلامي ايران در قاهره، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، 13/5/1382؛ www.icro.ir/index.aspx?pageid=327388p=2478showitem=6960)


