
محمد غزّالی - Algazelus or Algazel
غزّالی فیلسوف، متکلّم، فقیه ایرانی و یکی از بزرگترین مردان تصوّف سدۀ پنجم هجری قمری است.
امام فخر رازی گفتهاست: «گویی خدا همۀ دانشها را گردآورده و غزّالی را بر همۀ آنها آگاه ساخته است». سیوطی گفتهاست: «اگر قرار بر این بود که خدای تعالی پس از پیامبر اکرم(ص) پیامبری برانگیزد، بیگمان آن شخص غزّالی میبود» (غزّالی، 1382، 18 و 19). تاریخ زندگانی غزّالی را میتوان به چند دوره تقسیم کرد: غزالی پس از طیّ دوران کودکی مشغول تحصیل شد و نزد احمد راذکانی و ابونصر اسماعیلی جرجانی و ابوالمعالی جوینی و دیگر مشایخ و استادان آن زمان در طوس، جرجان و نیشابور تحصیل کرد و قسمت عمدۀ تحصیل او در خدمت امامالحرمین ابوالمعالی انجام گرفت و ملازم خدمت آن استاد بود تا سال 478ق. که ابوالمعالی فوت شد و غزّالی از نیشابور مهاجرت کرد و به درگاه خواجه نظامالملک پیوست (همایی، 1342، 124). از روی مکاتیب و منشآت فارسی غزّالی و سایر تألیفاتش برمیآید که از نیشابور مهاجرت کرد. بهمدّت هفت سال در شهرهای ایران به سر برد و در این مدّت مشغول تکمیل اطلاعات، تألیفات، تصنیف، نشست و برخاست با اهل دانش و فضلا بود (همان، 125). غزّالی در دربار ملکشاه و وزیر دانشمندنوازش خواجه نظامالملک تقربّی بهسزا داشت و مقامش در پیشگاه آن خواجۀ بزرگ بر همۀ علما و فقها تقدّم داشت و خواجه او را زینالدین شرفالأئمّه لقب داده بود. در سال 484ق. به درخواست وزیر، منصب تدریس نظامیۀ بغداد را عهدهدار شد و در همین سال بر کرسی تدریس نشست. تدریس و اقامت وی در نظامیۀ بغداد حدود چهار سال طول کشید. حدود سه سال از این مدّت را علاوهبر انجام وظایف تدریس خود به مطالعۀ کتب فلسفه، بررسی در عقاید حکما و فلاسفه و کنجکاوی در حقایق مذاهب و آیینهای مختلف اشتغال داشت. از ماه رجب 488ق. انقلاب احوالی در غزّالی پدیدار گشت که سبب شد مناصب و مقامها را ترک کرده و از بغداد مهاجرت کند (همان، 128). دورۀ سفر و ریاضت غزّالی در خارج ایران ده سال طول کشید. در آغاز سفر نیّت داشت که دیگر به وطن خود برنگردد امّا داعیۀ زن و فرزند او را به دیار خویش کشاند (همان، 160). آنچه از مجموع سخنان، احوال و اقوال خود او و مورّخان معاصر وی معلوم میشود، او پیش از مهاجرت به بغداد مردی متکبّر، متجمّل و جاهطلب، اهل جدل و مناظره بود، اما پس از مهاجرت بهکلّی احوال او دگرگون شد (همان، 172). غزّالی در ضمن مراجعتش اندکی در بغداد ماند و در این مدّت به تدریس احیاءالعلوم پرداخت. سپس به طوس که موطن و زادگاه اصلی وی بود، بازگشت. غزّالی به درخواست سلطان سنجر و اصرار فخرالملک بن خواجه نظامالملک از طوس به نیشابور آمد و در نظامیه به تدریس مشغول شد و حدود یک و نیم سال به تعلیم و هدایت طالبان نیشابور اشتغال ورزید تا دوباره به طوس برگشت (همان، 184و 185). در طوس مدرسه و خانقاهی برپا کرد و قسمتی از روزگار خود را به تدریس در مدرسه و بخش دیگر را به راهنمایی و دستگیری صوفیان و وارستگان خانقاه پرداخت (آرام، 1319، د). در سال 504ق. از طرف ضیاءالملک احمد بن خواجه نظامالملک طوسی برای ریاست و استادی نظامیۀ بغداد از غزّالی دعوت شد امّا وی آن مسند را نپذیرفت و نامۀ عذرآمیز به خواجه نوشت (بابایی، 1387، 16). شیوۀ تفکّر و تعقّل غزّالی در اسلام بهکلّی تازگی داشت و منحصر به خود او بود و نظیر آن شیوه را قرنها بعد از او رنه دکارت (René Descartes) در اروپا پیش گرفت. [غزّالی] معتقد بود که هیچ امری را مسلّم و حقیقی نباید شمرد مگر آنکه حقیقت آن بهدلیل علمی و برهان عقلی ثابت شده باشد. [او معتقد بود] انسان در آنچه مربوط به انسانیّت است، باید آزاد باشد. در همۀ انواع علوم باید تحقیق و بررسی شود. باید سبب و دلیل هر امری را جستجو کرد (مینوی، 1349، 292 و 293). از نظر غزّالی علم کلام بیحاصل است ولی در رفع شبهات و رفع شکوک بهکلّی بیفایده نیست (اکبری، 1384، 7). غزّالی عقاید فیلسوفان را مایۀ بدعت در دین و گمراهی انسان و انحراف او از صراط مستقیم میدانست. ضربهای که غزّالی بر پیکر توانمند فلسفۀ مشّاء وارد آورد، آنقدر قوی بود که تلاشهای کسانی چون ابن رشد و خواجه نصیر طوسی نیز نتوانست آن را جبران کند (بابایی، 1387، 17 و 18). غزّالی از بین همۀ گروهها، صوفیه را به حقیقت دین نزدیکتر و عقاید آنان را نسبتبه عقاید فرقههای دیگر کاملتر و غیر قابل اشکال یافته بود. او فلسفه را در آثارش، مخصوصاً در تهافت الفلاسفه (Tahafut al-Falasifa) شدیداً محکوم کرد و عملاً هم با رشد و رواج آن مبارزه کرد، امّا تصوّف را تا آنجا که توانست توجیه و ترویج داد. غزّالی قریحۀ شعر داشت. شور و حال شاعرانهاش در شیوۀ نویسندگی او نیز تأثیر گذاشت. (زرینکوب، 1353، 200) [غزّالی] در نثر عربی شیوۀ مخصوص و ممتازی نسبتبه سایر نویسندگان داشت. بیاندازه ساده، فصیح، مطبوع و پرمغز مینوشت. نثر فارسی غزّالی بسیار شیوا و پخته و ساده و گیرا و پرمغز است (همایی، 1342، 227 و 228).
عبدالرّحمن بدوی از 457 عنوانی که در کتابشناسی خود ذکر میکند، 72 اثر را قطعاً از غزّالی میداند و بقیه را مشکوک و مجهول میخواند (فانی، 1363، 210). برخی از آثار غزالی که در ایران به چاپ رسیدهاست:
- تهافت الفلاسفه، (1382ش.)، تهران: جامی.
- کيميای سعادت (فارسی)، (1380ش.)، به کوشش حسین خدیوجم، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
- نصيحهالملوک (فارسی)، (1317ش.)، به تصحیح جلالالدّین همایی، تهران: کتابخانۀ تهران.
- مقاصد الفلاسفه، (1338ش.)، ترجمۀ محمّد خزائلی، تهران: امیرکبیر.
- ميزان العمل، (1374ش.)، ترجمۀ علیاکبر کسمایی، تهران: سروش.
- مشکات الأنوار، (1364ش.)، ترجمۀ صادق آیینهوند، تهران: امیرکبیر.
- اعترافات غزّالی ترجمۀ المنقذ من الضلال، (1349ش.)، ترجمۀ زینالدّین کیائینژاد، تهران: عطائی.
- منهاج العابدين، (1359ش.)، ترجمۀ عمر بن عبد الجبار سعدی ساوی، به تصحیح احمد شریعتی، انجمن حکمت و فلسفۀ ایران.
- وجد و سماع، (1359ش.)، ترجمۀ حسین خدیوجم، خواجه.
- پندنامه، (1376ش.)، به تصحیح احمد خوشنویس، تهران: سنایی.
- ایگناس گلدزیهر (Ignác Goldziher)
- لوئی ماسینیون Louis Massignon
- آسین پالاسیوس (Miguel Asín Palacios)
- مونت گمری وات (Montgomery Watt)
- عبدالرّحمن بدوی (Abdel Rahman Badawi)
- آموزگار، حبیبالله، (1325ش.)، امام محمّد غزّالی، مجلۀ دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی مشهد، شمارۀ 13، ص. 7 - 12.
- اکبری، جواد، (1384ش.)، فیلسوف ضدّ فلسفه؛ مروری بر زندگی و افکار ابوحامد محمّد غزّالی، شمارۀ 56، صص. 7- 8.
- بابایی، محسن، (1387ش.)، امام محمّد غزّالی طوسی، مجلۀ دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی مشهد، شمارۀ 3، صص. 11- 22.
- زرّینکوب، عبدالحسین، (1353ش.)، فرار از مدرسه؛ دربارۀ زندگی و اندیشۀ ابوحامد غزّالی، تهران: انجمن آثار ملّی.
- غزّالی، محمّدبن محمّد، (1382ش.)، تهافتُ الفلاسفه یا تناقضگویی فیلسوفان، تهران: جامی.
- غزّالی، محمّد بن محمّد، (1330ش.)، کیمیای سعادت، به تصحیح احمد آرام، تهران: کتابخانه و چاپخانۀ مرکزی.
- فانی، کامران، (1363ش.)، فهرست آثار چاپی غزّالی، شمارۀ 3، صص. 209 - 222.
- مینوی، مجتبی، (1349ش.)، غزّالی طوسی، مجلۀ دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی مشهد، شمارۀ 22، صص. 269 - 294.
- همایی، جلالالدّین، (1342ش.)، غزّالینامه؛ شرححال و آثار و عقاید و افکار ادبی و مذهبی و فلسفی و عرفانی امام ابوحامد محمّدبن محمّدبن محمّدبن احمد غزّالی طوسی، تهران: فروغی.
10. Wikipedia
- ادوارد، توماس Thomas Edward Lawrence، (1363ش.)، غزّالی در بغداد، ترجمه و اقتباس ذبیحالله منصوری، تهران: زرّین.
- فغفوری، محمّد، (1383ش.)، زندگینامۀ غزّالی، مجلّۀ حکمت رضوی، شمارۀ 7، صص. 31 - 46.
- قادری، حاتم، (1370ش.)، اندیشۀ سیاسی غزّالی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی.
- مرعشی، سیّد محمود، (1341ش.)، شرح حال و آثار و آراء و عقاید و نظریات ابوحامد غزّالی، بیجا: بینا.
- وات، ویلیام مونتگمری William Montgomery Watt، (1347ش.). امام محمّد غزّالی؛ متفکّر بزرگ مسلمان، ترجمۀ محمود اصفهانیزاده، تبریز: فرانکلین.
مرداد 1398ش.

