باغ‌های ایرانی (Persian Gardens )

واژ‌ۀ باغ را بعضی از فرهنگ‌‌های لغت دارای ریشۀ عربی دانسته‌اند ولی این سخن اساسی ندارد زیرا واژۀ باغ در فارسیِ میانه و سغدی نیز به‌کار رفته‌است و دارای اصل ایرانی است. باغ‌های ایرانی غالباً محوّطه‌های محصوری بوده‌‌اند که در آن‌‌ها گل‌‌ها، ریاحین، درختان مختلف میوه‌دار، درختان سایه‌‌دار و اقسام سبزه‌‌ها را می‌کاشتند و بخش مرکزی آن، یعنی چمن، نمایشگاهی از گل‌های هر فصل به‌ویژه بهار بود[1].

تصویر از اینترنت

مشخّصات و ویژگی‌‌های باغ های ایرانی چیست؟

قرار گرفتن کشور ایران در ناحیۀ گرم و خشک و کم‌باران باعث به‌وجود آمدن شکل تازه‌ای از معماری و شهرسازی شد[2]. باغ‌‌ها غالباً شکل هندسی داشتند و در ساختن آن‌‌ها قرینه‌سازی‌‌های دوگانه و چهارگانه معمول بود. دیوار باغ‌‌ها را گاه مشبّک می‌‌ساختند امّا از سفرنامه‌‌های سیّاحانی که مقارن عصر حافظ از شیراز دیدن کرده‌اند و آثار بعضی از مورّخان برمی‌‌آید که دیوار باغ‌ها را در این روزگار معمولاً از چینه‌‌های گِل درست می‌کردند[3].

از همان سده‌های نخستین هجری، باغ‌‌سازی به‌شیوۀ ایرانی به فراسوی مرزها می‌رود و به‌مرور زمان گسترۀ خود را وسیع‌‌تر می‌کند. باغ‌‌های زیبای آندلسی (الحمرا) و باغ‌‌های بابِری کشمیر نمونه‌هایی از باغ‌هایی هستند که تحت تأثیر باغ‌سازی ایرانی شکل گرفتند[4].

در کتاب تاریخ تمدّن (The Story of Civilization) عصر ایمان نوشتۀ ویلیام جیمز دورانت (William James Durant) آمده‌است که باغ‌سازی به ‌سبک ایرانی مورد تقلید سایر ملل نیز قرار گرفت و در قرون وسطی موجب الهام اروپاییان گردید. درست در زمانی‌که در اروپای قرون وسطایی باغ عمومی و فضای سبز در شهرها مفهومی نداشت، بیشتر شهرهای ایران در میان باغ‌‌های سرسبز و انبوه قرار داشته‌اند؛ باغ‌هایی که پناهگاهی برای آسایش ساکنان آن‌ها بوده‌ و از نظر زیبایی، طراوت و بزرگی و بی‌‌شماری در آن روزگار ستودنی بوده‌است[5].

نظر سیّاحان و ایران‌‌شناسان درمورد باغ‌های ایرانی

جین بَپتیست تاوِرنیه (Jean Baptiste Tavernier) سیّاحی است که در قرن هفدهم میلادی و معاصر صفویّه و در روزگار شاه صفی جانشین شاه عبّاس اوّل از شهرهای ایران دیدن کرده‌است. او ضمن توصیف باغ‌‌های شیراز می‌‌نویسد: «محوّطۀ باغ‌ها به‌‌وسیلۀ ردیف درختان و به خطّ مستقیم خیابان‌‌بندی شده‌است. وی می‌نویسد که باغ‌‌های شیراز آب جاری دارد و سرو شیراز زینت‌‌بخش همۀ‌ُ آن‌هاست. تاورنیه هم‌‌چنین تأکید می‌‌کند که عمدۀ باغ‌های شیراز محصور نیستند. گفتنی است که همین سیّاح در اشاره به مقبرۀ حافظ می‌نویسد که این مقبره در قبرستانی در غرب شیراز واقع است و در نزدیکی آن باغ بزرگی قرار دارد که پهنۀ‌ً آن را سروهای بلندی پوشانده‌اند که عمری بیشتر از یک قرن دارند.»[6]

آرتور آپم پوپ (Arthur Upham Pope) و همسرش فیلیس آکرمن (Phyllis Ackerman) از محقّقان و هنرشناسان نامی معاصر بوده‌اند که درخصوص هنر ایران آثار متعدّدی تألیف و منتشر کرده‌‌اند. معروف‌ترین و مهم‌‌ترین این آثار دانش‌نامه‌ای شانزده جلدی با عنوان سیری در هنر ایران از دوران پیش از تاریخ تا امروز (A Survey of Persian Art from Prehistoric Times to the Present) است که در سال ۱۹39م. به زبان انگلیسی منتشر شد و از آن زمان به‌عنوان یکی از منابع پایه در مطالعات تاریخ هنر و به‌خصوص معماری ایران مورد استفادۀ محقّقان قرار داشته‌است. در آخرین بخش جلد سوم از مجموعۀ فوق، مقاله‌‌ای با عنوان باغ‌‌ها تألیف شده‌است که مؤلّفان در آن به وجوه مختلف موضوع باغ در ایران پرداخته‌اند[7].

 باغ، قرن‌‌ها برای ایرانی‌‌ها صحنۀ بزر‌گ‌‌ترین شادمانی‌‌ها و محلّی برای گریز از تلاش و پیچیدگی‌های زندگی روزمرّه، گرد‌و‌غبار و گرمای کوچه‌ها و گذرها، فراغت از رنج سفر، نور شدید خورشید، هوای خشک و سوزان و فرسودگی ساعت‌‌ها کوشش یک‌نواخت بوده‌است.

از منظر پوپ و آکرمن آغاز باغ‌‌سازی ایرانی به استناد نقش‌‌مایه‌های رایج سفالینه‌‌هایی که در شوش یافت شده‌است، به دوران هزارۀ چهارم پیش از میلاد برمی‌گردد. آن‌ها تداوم باغ‌سازی ایرانی را در سفالینه‌‌ها و تراش‌کاری‌‌های تخت جمشید، مفرغ‌‌کاری‌‌های لرستان، آثار هنری دوران ساسانی، اشعار و مضمون‌های موسیقی پیش از اسلام و سپس فرش‌‌ها، بافته‌‌های ابریشمی، نگارگری‌‌های دوران اسلامی دنبال می‌‌کنند تا می‌رسند به مصادیق باغ‌‌های شناخته‌شده یا پابرجای موجود هم‌‌چون فرح‌‌آباد اصفهان، اشرف بهشهر و باغ فتحعلی شاه[8]. نویسندگان بااستفادۀ مستمر از عبارت «باغ ایرانی» در مقالۀ مذکور و ذکر قدمت تاریخی پنج الی شش هزار ساله برای آن درصدد معرّفی معماری ایرانی به‌عنوان یک سبک معماری ریشه‌ای و بومی در این سرزمین هستند که واجد تداوم تاریخی مستمر از گذشتۀ‌ دور تا دوران معاصر بوده‌است. آن‌ها بر این باور هستند که تفکّر باغ‌سازی ایرانی به‌عنوان یکی از مؤلّفه‌‌های معماری ایرانی از گذشتۀ دور در این سرزمین آغاز شده و به‌‌تدریج تا دوران معاصر رشد کرده و پی‌درپی غنا یافته و در عین حال به سرزمین‌‌های دیگر نیز گسترش پیدا کرده‌است[9]. آن‌ها باغ را باور کانونی فلسفۀ زندگی ایرانی‌‌ها می‌‌دانند و عنوان می‌‌کنند که: «باتوجّه به اهمیّتی که باغ در زندگی ایرانی داشته‌است، به‌صورت طرح و نقشی دل‌خواه به تشبیه‌ها و استعاره‌‌های همه‌‌پسند راه یافته‌است. استراحت در باغ، گردهمایی دوستان، بردن خوراک و موسیقی به سایۀ آرام درختان نوعی گذران تعطیلات برای ایرانی‌‌ها است. باغ مکانی است برای تفکّر و گفت‌گو. در باغِ مدرسه‌‌ها، دانشجویان و استاد به مطالعه و مباحثه می‌‌پردازند. ممکن است قراردادها در زیر درختان بسته شوند و اغلب وزرا سیاست‌‌های خود را در کنار حوض آب تعیین ‌کنند. ایرانی خود را در عطر فراوان گل‌های باغ غرق می‌‌کند و در پوست نارنجی مایل به قرمز زردآلو، طعم شیرین و تند گوشت آب‌دار آن را تشخیص می‌‌دهد. ایرانی کیفیّت آواز هر پرنده و صدای حرکت برگ‌ها را در آب روان می‌‌شناسد و آگاهانه خنکای سایه و تازگی آب حوض را احساس می‌‌کند. باغ، قرن‌‌ها برای ایرانی‌‌ها صحنۀ بزر‌گ‌‌ترین شادمانی‌‌ها و محلّی برای گریز از تلاش و پیچیدگی‌های زندگی روزمرّه، گرد‌و‌غبار و گرمای کوچه‌ها و گذرها، فراغت از رنج سفر، نور شدید خورشید، هوای خشک و سوزان و فرسودگی ساعت‌‌ها کوشش یک‌نواخت بوده‌است»[10]. هم‌‌چنین مطرح می‌کنند که: «شاعران ایرانی پیوسته آرزوی مزاری (مدفن) در باغ را داشته‌اند. عمر خیّام گفته است که گور او در موضعی باشد که هر بهار باد شمال بر او گل‌‌افشانی کند. همین‌‌طور سعدی شرط کرده بود باید در باغی نزدیک شیراز به ‌خاک سپرده شود. آرامگاه حافظ در شیراز نیز در یک باغ است. فردوسی نیز در باغ خودش در تابران، بزر‌گ‌‌ترین قصبۀ توس، به خاک سپرده شده‌است»[11].

چه کسانی در کتاب های خود از باغ های ایرانی نام برده اند؟

از میان نویسندگانی که در کتب و نوشته‌‌های تاریخی- توصیفی خود در خصوص شهرها و اماکن تاریخی ایران، درمورد باغ‌های معروف هم مطالبی آورده‌اند می‌توان به افرادی چون شاردن (C. Chardin)، روی گونزالس کلاویخو (Ruy Gonzalez de Clavijo)، فلاندن (E. Flandin)، پاسکال کوست (P. Coste) و هوبرت (T. Hebert) اشاره کرد که از شهرت بیشتری برخوردار هستند. هم‌‌چنین افرادی چون مفضل سعد بن حسین مافروخی در محاسن اصفهان پیرامون این باغ‌‌ها نوشته‌هایی دارد. برخی ‌چون دونالد ویلبر (D. Wilber) در کتاب باغ‌‌ها و کوشک‌های ایرانی (Persian Gardens and Garden Pavilions) به تمامی باغ‌‌های ایران نظر دارند و بعضی دیگر به باغی خاص و یا باغ‌های شهری ویژه توجّه کرده‌‌اند. از این میان حسین فرّخ‌یار (1375ش.) به باغ فین کاشان، یعقوب دانش‌‌دوست (۱۳۶۵ش.) به باغ طبس و علیرضا آریان‌پور (۱۳۶۵ش.) به باغ‌‌های شیراز پرداخته‌‌اند. به‌جز منابع فوق ‌مقالۀ مرحوم پیرنیا در مجلّۀ آبادی (۱۳۷۲ش.) و مقالۀ مرحوم ابوالقاسمی در کتاب معماری و شهرسازی ایران بیشتر قابل توجّه است[12]. ویلبر در کتاب خود می‌‌نویسد: «آب، درخت، گل و سبزه که از اجزای تشکیل‌دهندۀ یک باغ است از دیرباز مورد توجّه ایرانیان بوده‌اند و علّت آن هوای گرم و خشک این کشور است. برخلاف اروپاییان که درختان را هرس می‌کنند و به‌‌جای آن گل و گیاه می‌‌کارند، ایرانیان قدیم کوشش می‌کردند باغ‌‌هایی ایجاد کنند با درختان فراوان. هر قدر درختان کهن‌‌تر و تنومندتر و سایه‌افکن‌‌تر بودند صاحبان آن بیشتر به خود می‌‌بالیدند[13]. برخی از پژوهشگران مردم‌شناسی، جامعه‌‌شناسی و… این نظر را دارند که رنگ و طرح‌های قالی ایرانی برگرفته از باغ ایرانی می‌‌باشد و یکی از اهدافش آوردن طبیعت به محل سکونت بوده‌است[14].

حوض‌هایی که به‌شکل شمسه یا هشت‌ضلعی است، شکل خورشید را تداعی می‌کنند.

تناسب از اصلی‌ترین اجزای تعریف جمال و زیبایی در هنر اسلامی ایرانی است.

دلیل شکل‌گیری باغ

از جمله دلایل شکل‌‌گیری باغ‌های ایرانی می‌‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: ۱. دلایل مذهبی. ۲. ایجاد مکانی برای تفریح و تفرّج که خود شامل باغ‌‌های تابستانی، باغ‌های شکار، باغ‌‎های اختصاصی می‌شود که بیشتر در اختیار شاهان و سلاطین بوده‌است. ۳. دلایل سیاسی- حکومتی. ۴. ایرانیان قدیم معتقد به فرشتۀ مقدّسی بودند به نام «اوروزا» که صدمه زدن به گل و گیاه موجب ناراحتی و خشم او می‌شد. در ادبیّات مکتوب فارسی و هم‌‌چنین در بسیاری از تک‌‌نگاری‌هایی که به زبان‌های دیگر دربارۀ باغ ایرانی در دست داریم به سیر در عالم معنا به‌کمک دو موجودیّت ماده و صورت که به قید حرمت‌‌گذاری بر ارزش‌هایی که از آن‌‌ها برخاسته‌اند و روی به عالم معنا دارند، اشاره شده‌است. وابسته دیدن نقش باغ و چهارباغ به نظمی جهانی تلاش برای ارائۀ بینشی است که حضور و وجود آب، درخت و خاک را به‌صورت عناصری کائناتی و رابطۀ بلافصل میان هستی «آن جهانی» و زیست‌مندی «این جهانی» می‌خواهد[15].

رابطۀ باغ ایرانی با مفاهیم ادبی چون مجاز، تداعی معانی، تشبیه

۱. حوض مجاز است. سطح حوض به‌‌دلیل وجود آب، تصویر آسمان و باغ را در خود انعکاس می‌دهد و این حقیقت است یا مجاز؟ نمایه‌ای در دل باغ است.

۲. حوض نوعی قرینه‌‌سازی از واقعیّت در مجاز است. قرینۀ‌ واقعیّتِ باغ در مجاز تصویر آن در آب‌نما.

۳.  باغ در معنای صریح خود همان مفهوم باغ را دارد امّا در معنای ضمنی یا مجازی خود معانی مختلفی از جمله بهشت، تلاش برای زیستن و گذر زندگی را تداعی می‌کند.

۴. سامان‌‌دهیِ محور اصلی باغ از طریق ایجاد عِلمِ مناظر و مرایا به‌صورت تشدیدشونده و تکیه بر ایجاد عمق در فضا، فضایی بی‌انتها و لایتناهی را برای ما تداعی می‌کند.

۵. حوض‌هایی که به‌شکل شمسه یا هشت‌ضلعی است، شکل خورشید را تداعی می‌کنند.

۶. آبراهه‌ها در باغ نمادی از رگ‌‌ها و شریان باغ هستند که با حرکت خود زندگی را تداعی می‌کنند و به‌نوعی تکرار و انعکاس حرکت را نشان می‌‌دهند.

۷. فضای باغ را می‌‌توان به قالب و ظرفی برای در میان گرفتن دیگر عناصر و اجزا تشبیه کرد چرا که باغ ایرانی در عین وحدت در خطوط کلّی، هندسه و مصالح اجرایی، دارای تنوّع فضاییِ بی‌‌نظیری است.

۸. اصل وحدت را می‌‌توان به فضای باغ تشبیه کرد چرا که در فضای باغ جلوه‌‌های مختلف در کنار هم  قرار گرفته و اصل وحدت را به‌‌وجود آورده‌‌اند.

۹. رعایت اصل تناسب، قرینه و نظم در باغ مشهود است و تناسب از اصلی‌ترین اجزای تعریف جمال و زیبایی در هنر اسلامی ایرانی است[16].

نویسنده: دکتر لیا عرفانی

ویراستار: دکتر نیکو تفرّدی

یادداشت

[1] امامی، نصرالله، (بی‌تا)، باغ‌‌های ایرانی در غزل‌‌های حافظ، ص. ۳۰، موجود در پرتال جامع علوم انسانی به آدرس:

http://ensani.ir/file/download/article/20171002141757-10124-63.pdf

[2]فتحی، مریم، (۱۳۸۹ش.)، باغ‌های ایرانی، نشریه‌ُ بین‌المللی تخصّصی میراث فرهنگی و گردشگری سال پنجم، شمارۀ ۳۲- ۳۳، ویژۀ نوروز، ص. ۱۸.

[3] امامی، نصرالله، (بی‌‌تا)، باغ‌های ایرانی در غزل‌‌های حافظ، ص. 30، موجود در پرتال جامع علوم انسانی به آدرس:

http://ensani.ir/file/download/article/20171002141757-10124-63.pdf

[4] فتحی، مریم، (۱۳۸۹ش.)، باغ‌‌های ایرانی، نشریۀ بین‌المللی تخصّصی میراث فرهنگی و گردشگری سال پنجم، شمارۀ ۳۲-۳۳، ویژۀ نوروز، ص. ۱۹.
[16] بلخاری قهی، حسن، (1388ش.)، مبانی عرفانی و هنر معماری اسلامی، دفتر اوّل و دوم، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، ص. 398.

[5]  همان.
[6]. امامی، نصرالله، (بی‌تا)، باغ‌‌های ایرانی در غزل‌‌های حافظ، ص. ۳۱، موجود در پرتال جامع علوم انسانی به آدرس:

http://ensani.ir/file/download/article/20171002141757-10124-63.pdf

[7]. علایی، علی، (۱۳۹۱ش.)، باغ ایرانی از منظر پوپ: شرح و تحلیلی بر مقالۀ «باغ‌‌ها» در مجموعۀ «سیری در هنر ایران» (از دوران پیش از تاریخ تا امروز)، فصل‌نامۀ کیمیای هنر، سال اوّل، شمارۀ ۲، بهار، ص. ۶۵.

[8]. همان، ص. ۶۷.

[9]. همان.

[10]. علایی، علی، (۱۳۹۱ش.)، باغ ایرانی از منظر پوپ: شرح و تحلیلی بر مقالۀ «باغ‌‌ها» در مجموعۀ «سیری در هنر ایران» (از دوران پیش از تاریخ تا امروز)، فصل‌نامۀ کیمیای هنر، سال اول، شمارۀ ۲، بهار، ص. ۶۸.

[11]. همان.
[12]. متدین، حشمت‌الله، متدین، رضا، (۱۳۹۴ش.)، لزوم ایجاد باغ ایرانی، فصل‌نامۀ هنر و تمدّن شرق، شمارۀ هفتم، بهار، ص. 20.

[13] Wilber, D. N., (1962), Persian gardens & garden pavilions, Tokyo: Tuttle.

[14] فتحی، مریم، (۱۳۸۹ش.)، باغ‌‌های ایرانی، نشریۀ بین‌المللی تخصّصی میراث فرهنگی و گردشگری سال پنجم، شمارۀ ۳۲-۳۳، ویژۀ نوروز، ص. ۱۸.

[15] فلامکی، محمّد منصور، (1391ش.)، ایرانیان و باغ، سرزمین‌های باغ ایرانی، مجلّۀ منظر، شمارۀ 21.

[16] بلخاری قهی، حسن، (1388ش.)، مبانی عرفانی و هنر معماری اسلامی، دفتر اوّل و دوم، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، ص. 398.

مشخصات و لینک دانلود مقاله

مشخصات فایل مقاله

نام فایل:

اندازه فایل: 283,11 کیلوبایت

نویسنده: <span>دکتر لیا عرفانی</span>

مقالات مشابه

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

Telegram
WhatsApp
LinkedIn
Facebook

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری مشخص شده اند *

ارسال نظر