
گارسیا د سیلوا فیگوئروآ - Garcia de Silva Figueroa
گارسیا د سیلوا فیگوئروآ (Garcia de Silva Figueroa) مسافر مشرقزمین و نمایندۀ سیاسی فیلیپ سوم (Philip III) پادشاه اسپانیا بود. او همزمان با حکومت صفویّان به ایران آمد و در دربار شاه عبّاس بزرگ حضور یافت. سفرنامۀ وی حاوی مطالب ارزشمندی دربارۀ وضعیّت ارامنۀ جلفا است.
تولد و درگذشت
1557م. – 1614م.
سوابق زندگی و تحصیل
دن گارسیا در شهر باداخوث (Badajoz) از شهرهای اسپانیا متولّد شد. او که نجیبزادهای از خانوادۀ معروف فریا (Feria) بود، ایّام جوانی را در دربار فیلیپ دوم (Philip II) به سر برد و پس از مرگ وی در دربار فیلیپ سوم به خدمت مشغول شد (نیکبین، 1380، 873).
سوابق اجرایی و پژوهشی
دن گارسیا پس از خدمت در دربار پادشاهان اسپانیا به سپاهیگری پرداخت و در جنگ اسپانیا و هلند فرماندهی ستونی نظامی را برعهده داشت. فیگوئروآ در سال 1614م. (1023ق.) در سن پنجاه و هفت سالگی بهعنوان سفیر فیلیپ سوم برای انعقاد قراردادی در خصوص تجارت ابریشم در جزیرۀ هرمز به دربار شاه عبّاس بزرگ اعزام شد. سفر وی به هند و ایران ده سال طول کشید (دن گارسیا، 1363، 3 و بیات، 1391، 323).
دلیل مأموریت دن گارسیا به ایران، آنچنان که در مقدّمۀ سفرنامۀ وی نیز آمدهاست، تصمیم شاه عبّاس برای پس گرفتن جزیرۀ هرمز بود که توسّط پرتغالیها اشغال شده بود. شاه عبّاس در آن زمان با عثمانیها در جنگ بود و به همین دلیل نمیخواست با اسپانیاییها نیز درگیر شود، پس در آغاز سر آنتونی شرلی Sir Anthony Sherley را نزد پادشاه اسپانیا فرستاد تا وعدههایی به وی بدهد و او را مطمئن کند که مایل است تجارت ابریشم از طریق هرمز را منحصراً به اسپانیا واگذار کند. او از پادشاه اسپانیا خواست که برای انعقاد قرارداد در این باب، سفیری به ایران اعزام کند (دانشپژوه، 1385 ، 102). پادشاه اسپانیا برای اینکه صحّت موضع شاه عبّاس را بسنجد و همچنین از اوضاع تجاری ایرانی مطّلع گردد، دن گارسیا را به دربار شاه اعزام کرد (نیکبین، 1380، 873).
برای این منظور وی ابتدا به گوا Goa رفت و از همین جاست که شرح سفرنامۀ خود را آغاز می کند. متأسّفانه آغاز این سفرنامه در دست نیست. سفیر اسپانیا آنطور که انتظار داشت در گوا مورد پذیرایی قرار نگرفت؛ بدین معنی که هزینۀ لازم برای مخارج سفرش که به گوا حواله شده بود، پرداخت نشد و بهخصوص پرتغالیها از اینکه یک نجیبزادۀ اسپانیایی به هندِ پرتغال اعزام شده بود، بسیار خشمگین بودند. به همین خاطر او به مدّت سه سال در گوا معطّل شد. وی از ادامۀ سفر منصرف شده بود که فرمان پادشاه اسپانیا مبنیبر ادامۀ سفر را دریافت کرد و بدون اینکه پول و کشتی در اختیارش گذاشته شود، تصمیم گرفت سفر خود را ادامه دهد و به پایان برساند (دنگارسیا، 1363، 7).
دن گارسیا در مارس 1617م. (1026ق.) با قایق تجاری کوچکی و پس از پنج هفته دریانوردی در هرمز پا به خشکی گذاشت و پس از شش ماه معطّل شدن مجدّد، در اکتبر سال 1617م. بهوسیلۀ یک کشتی تجاری خود را به ساحل ایالت لار رسانید. او در این بندر با استقبال شایستۀ والی پادشاه ایران مواجه شد که امکانات حملونقل را برای وی و همراهانش فراهم کردند و حتّی در زمان بازگشت نیز از این امکانات برخوردار بودند (دنگارسیا، 1363، 8).
وی پس از آن خود را به شیراز رساند و در این شهر منتظر فرمان شرفیابی به حضور شاه عبّاس بود. پس از اقامت کوتاهی در شیراز در 5 آوریل 1618م. از شیراز خارج شد و سیزده روز بعد به اصفهان رسید و باز هم در انتظار فرمان شاه در این شهر منتظر ماند. پس از آنکه از طرف حاکم اصفهان فرمان ادامۀ سفرش را دریافت کرد در 18 ماه مه بهسمت قزوین رهسپار شد. از کاشان و قم گذشت و پس از 14 روز در 14 ماه ژوئن وارد قزوین شد. 2 روز بعد به حضور شاه بار یافت و هدایای باشکوهی که با خود بهعنوان پیشکش از طرف پادشاه اسپانیا آورده بود، تقدیم شاه عبّاس کرد (همان، 8).
پس از دو ماه اقامت در قزوین از همان راهی که آمده بود، به اصفهان بازگشت. در این زمان شاه عبّاس در لشکرگاه، خود را برای جنگ با عثمانیها آماده میکرد. او بقیۀ سال 1618م. و نیز زمستان و بهار سال بعد را نیز در اصفهان گذراند؛ زیرا که شاه به فرحآباد (نام قدیمی گرگان) رفته بود و مایل بود که سفیر در اصفهان منتظر او بماند. سرانجام شاه در آغاز گرمای شدید به اصفهان آمد و به تقاضای سفیر چند بار وی را به حضور پذیرفت. با وجود رفتار مناسب و مهربان شاه عبّاس با وی، دو درخواستش مبنیبر باز پس دادن زمینهایی که از قلمرو هرمز تصرّف کرده بود و محروم کردن انگلیسیها و دیگر خارجیان از تجارت با ایران، از طرف شاه رد شد و همچنین شاه عبّاس به سفیر گِلههایی کرد مبنیبر اینکه پادشاهان فرنگ هیچ اقدامی برضد دشمن مشترک، یعنی سلطان عثمانی، نمی کنند؛ اگر آنان از سوی اروپا بر عثمانی میتاختند، او هم از جانب آسیا با تمام قوای خود بر او حمله می کرد و تا بیتالمقدّس پیش میرفت و آنجا را پس از گرفتن به ایشان تسلیم مینمود امّا سلاطین اروپا از اقدام به چنین کار واجبی غافلند. دنگارسیا پس از این دیدار و بدون دست یافتن به نتیجهای جدّی اجازۀ مرخصی گرفت (نیکبین، 1380، 876 و دنگارسیا، 1363، 9).
دنگارسیا از همان راهی که آمده بود به کشور خود بازگشت. وی در اوت 1624م. (ذیقعدۀ 1033ق.) به بندر سن سیاستین (San Sebastian) در اسپانیا رسید (دنگارسیا، 1363، 9).
دنگارسیا دقیقاً دو سال و هفت روز را در ایران گذرانید و از شهرهای لار، شیراز، اصفهان، کاشان، قم و قزوین و دهها شهر و روستای دیگر در این مسیر دیدار کرد و در این سفرها اطلاعات جغرافیایی، مردمشناختی و تاریخی زیادی بهدست آورد. همچنین اطلاعات جغرافیایی جالبی درمورد اقلیتهای مذهبی ساکن در ایران مانند ارمنیان در جلفا ارائه داد. بهویژه وی درمورد زرتشتیان و آداب و سنن آنها گزارشهای مفصّلی تهیّه کرد. وی در دورۀ ساخت مسجدی در اصفهان از آن بازدید كرد و مشاهدات خود را نوشت ( ایرانیکا). وی سیاستمداری پخته، مردی عالم و دقیقالنّظر بود که در سفرنامۀ خویش وضع جغرافیایی، سیاسی و اجتماعی بخش بزرگی از ایران دوران شاه عبّاس اوّل را مورد مطالعه قرار داد و دربارۀ خلقیّات آن پادشاه، سیاست، کشورداری و همچنین کیفیّت زندگانی طبقات مردم و آداب و رسوم ایرانیان آن روزگار بسیار سخن گفت (دنگارسیا، 1363، 3).
آثار
در ابتدا باید توجّه شود که سفرنامۀ به تقریر وی و به قلم یکی از همراهانش به تحریر درآمدهاست. این سفرنامه حاوی مطالب ارزشمندی از اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران عصر شاه عبّاس، خلقیّات شاه ایران و توصیفی دقیق از مکانهایی در ایران و هند است که این سفیر طی هشت سال اقامت خود از آنجا دیدن کردهاست. نکتۀ قابل توجه دیگر در سفرنامۀ وی این است که ارائۀ شرحی از وضعیّت ارامنۀ جلفا در زمان شاه عبّاس بهدست می دهد؛ بهطور مثال ارائۀ شرح مفصّلی از چگونگی انجام مراسم خاجشویان یا جشن تقدیس آب که با حضور شاه عبّاس و توسّط ارامنۀ جلفا انجام گرفته است، از مطالب ارزشمند سفرنامۀ دنگارسیا محسوب میشود (اعراب هاشمی، بیتا، 55).
وی به همۀ جزئیات دربارۀ احوال شاه عبّاس پرداختهاست؛ از خصوصیّات جسمی، احوالات ضد و نقیض روحی، شوخ طبعی، آدابدانی، غرور و فروتنی گرفته تا مردمکشی و مردمداری وی. تا حدّی به جزئیّات در این کتاب پرداخته شدهاست که در هیچ منبع دیگری نمیتوان یافت. بیهوده نیست که سفرنامۀ حاضر در این مورد برای بیشتر مورّخان ایرانی و خارجی همواره از معتبرترین منابع به حساب میآید (دنگارسیا، 1363، 4).
از لحاظ تاریخی این سفرنامه، واقعۀ خارج شدن جزیرۀ هرمز از اشغال پرتغالیها را ذکر میکند. همچنین توصیف دلانگیزی از خرابههای تخت جمشید (پرسپولیس) ارائه میدهد که وی به آنها چهل منار میگفت؛ این نام اقتباسی از بنای چهل ستون در اصفهان بود که دنگارسیا به تخت جمشید نیز اطلاق کرده بود. از مطالبی که وی در این باره نوشتهاست میتوان گفت که این کاخ یکی از زیباترین یادگاران و فاخرترین بناهای شاهان مشرقزمین است (دنگارسیا، 1363، 7 و دانشپژوه، 1385، 106).
آثار منتشرشده به فارسی
- سفرنامۀ دن گارسیا دسیلوا فیگوئروآ سفیر اسپانیا در دربار شاه عبّاس اوّل، (1369ش.)، ترجمۀ غلامرضا سمیعی، تهران: نشر نو.
منابع
- اعرابی هاشمی، شکوه السّادات، (اسفند 1382ش. و فروردین 1383ش.)، گزارشات سیّاحان اروپایی عصر صفوی دربارۀ ارامنۀ جلفا، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا شمارۀ 77 و 78.
- بیات، عزیزالله، (1391ش.)، شناسایی منابع و مآخذ تاریخ ایران، ج.1 و 2، تهران: امیرکبیر.
- دانشپژوه، منوچهر، (1385ش.)، بررسی سفرنامههای دورۀ صفویّه، تهران: فرهنگستان هنر.
- دسیلوا فیگوئروآ، دن گارسیا، (1363ش.)، سفرنامۀ دن گارسیا دسیلوا فیگوئروآ سفیر اسپانیا در دربار شاه عبّاس اوّل، ترجمۀ غلامرضا سمیعی، تهران: نشر نو.
- نیکبین، نصرالله، (1380ش.)، فرهنگ خاورشناسان و مسافران مشرقزمین، ج. 2، تهران: آرون.
منابع به زبان های دیگر
سایر منابع پیشنهادی
- جوادی، حسن، ایران از دیدۀ سیّاحان اروپایی (از قدیمترین ایِام تا اوایل عهد صفویه)
- سیوری، راجر Roger Savory، ایران عصر صفوی.
- فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عبّاس اوّل.
سایر منابع پیشنهادی به زبان های دیگر
4. Wikipedia
گردآورنده
زهرا اجلالی
مهرماه 1398ش.
تاریخ آخرین ویرایش
<span>1401-02-19</span>

