ژاک دو مرگان در اواخر سده نوزدهم، سفرهای تحقیقاتی خود را با حمایت دولت فرانسه در خاورمیانه شروع کرد. او بعد از پژوهشهایی در زمینه زمینشناسی و جغرافیای کشورهای اروپایی در سال 1885 م راهی هند و مالاکا شد. در سال 1886م به قفقاز و چین سفر کرد و در سال 1889م به ایران آمد و تا سال 1891م در ایران ماند. در همین سفر بود که پنج کتاب در نه جلد درباره جغرافیا، زمین شناسی، باستانشناسی و زبانشناسی ایران به نگارش درآورد.
[2]. دومرگان در طی این سفر به ایران، از مازندران و گیلان بازدید کرد. سپس به سمت غرب ایران رفت، جنوب کردستان را دید و به لرستان نیز سفر کرد. در این سفر او پژوهشهای زمینشناسی و باستانشناسی را با هم ترکیب کرد. دومرگان اولین کسی است که وجود نفت در قصرشیرین در منطقه زاگرس را تشخیص داد.
[3]پس از بازگشت به فرانسه برای پژوهشهای باستانشناسی به مصر رفت و تا سال 1897م در آنجا ماند و در سمت ریاست اداره باستانشناسی، به کشفیات مهمی در زمینه تاریخ و تمدن مصر نائل آمد و به شهرت رسید
[4].
دو مرگان از سال 1897م، در رأس یک هیئت علمی تحقیقاتی به ایران آمد. او در طی سفرهای قبلی خود به ایران یعنی از سال1891م – 1889م، با فرهنگ و مردم ایران آشنایی پیدا کرده بود. تأکید او به دولت فرانسه در باب شناخت تاریخ ایلام و بررسی شوش باعث شد تا دولت فرانسه او را مورد حمایت قرار دهد. در سال 1894م سفیر فرانسه در تهران
رنه دوبالو (
Rene de Balloy) در دربار ناصرالدین شاه این مسئله را پیگیری کرد و مظفرالدین شاه هم در سالهای بعد آن را مورد حمایت قرار داد. قرارداد بسته شده تا سال 1315ق معوق ماند اما در این سال اجرایی شد. بهموجب این قرارداد انحصار حفاری در تمام سرزمین شاهنشاهی ایران به دو مرگان واگذار شد. طبق این قرارداد کلیه اشیاء کشفشده در شوش متعلق به فرانسه بود و دولت فرانسه در ازای آن فقط به وزن طلا و نقره اشیاء به ایران پول پرداخت میکرد. در سایر نواحی نیز اشیاء کشف شده نیمی به ایران و نیمی به فرانسه تعلق میگرفت. بهعلاوه، این قرارداد مشمول امتیازاتی مربوط به حقوق گمرکی، محافظت و حمایت از هیئت حفاری و وظایف و مسئولیتهای حکام شهرستانها نسبت به هئیت تحقیقاتی فرانسه بود. در هر منطقه مایحتاج اعضای گروه میبایست از سوی حکام محلی تأمین میشد
[5].
پس از دستور رسمی دولت ایران، هیئت دو مرگان در شوش مستقر شد و تحقیقات باستانشناسی خود را آغاز کرد. وی تا سال 1908م در ایران ماند و مدارک مهمی درباره تاریخ ایران باستان و ایلام شوش کشف کرد. این هیئت پس از هر هیجده ماه کار، چهار ماه را برای استراحت و انتقال آثار کشف شده و انتشار نتایج حفاریها به فرانسه باز میگشت
[6]. سفرنامه دو مرگان شرح آخرین سفر او بوده است. با اینکه دومرگان در سال 1908م، سفر به شوش را متوقف کرد اما او تا سال 1912م مسئولیت حفاریهای شوش را بهعهده داشت.
[7]
هم سفرنامه و هم مجموعه جغرافیایی دو مرگان حاوی نظرات و مشاهدات او درباره ایران و مردم آن است و در واقع منبع خوبی برای دور قاجاریه محسوب میشود. وی در سفرهای سه ساله و دوره مأموریت تحقیقاتی خود به دقت به آداب و رسوم مردم توجه داشته است. هرچند خیلی به زبان فارسی مسلط نبود و مترجم های بومی او را همراهی میکردند اما در گذر از هر منطقه به آداب و رسوم مردم آن نواحی توجه داشت. وی از حکومت وقت ایران تشکر کرده که شرایط مساعد را برای حفاری و سفر به نقاط مختلف ایران برای او فراهم کردند. هرچند به دلیل وقوع حوادث انقلاب
مشروطه و بحران سیاسی از ناامنی راهها و سرکش بودن ایلات جنوب غربی ایران شاکی بوده است.
وی با آشنایی به اخلاق و خلق و خوی مردم ایران در هر منطقه مراقب رفتار خود بوده است. او معتقد بوده برای ارتباط مؤثر باید از طریق مترجمین بومی و محلی خود ایرانیان با آنها در ارتباط بود. اما به گفته او مردم ایران فرنگیان را نجس میدانستند بهطوریکه حتی در مناطق مختلف مورد تمسخر و توهین مردم بودند. طبقات بالای اجتماعی را مهربان و مهماننواز اما طبقات کم درآمد و فرودست را طماع و حریص می داند. هدیه دادن و تعارفات ایرانیان واقف بوده است. ایرانیان را مردم با غیرت میداند که حتی نگاه کردن به زنان آنها باعث دعوا و مشاجره میشود.
در مطالعات جغرافیایی خود به
عشایر و قبایل مختلف، محل زندگی و آداب و رسوم آنها توجه داشته است. وی که زمان زیادی را در خوزستان گذرانده بود و بیشتر با قبایل عرب آن نواحی در ارتباط بوده از رفتارهای ناشایست آنها بیشتر یاد کرده است. وی در سفرنامه خود از ناامنی منطقه خوزستان، راهزنان عرب، اخاذی و دزدی و...آنها گله کرده است. او قبایل عرب را اصلاح نشدنی میداند چنانچه با دست خودشان از بین خواهند رفت. اعراب خود را سید مینامیدند اما از نظر دو مرگان متعصب، دروغگو، تنبل و عشرت طلب بودند و از حکومت دریافت مثبتی ندارند و سلطان را دزد پولهای خود قلمداد میکنند.
از نظر او مردم ایران بسیار مبتدی بودند و هیچ دریافتی از تاریخ و ارزش عتیقههای تاریخی نداشتند بطوریکه دزدان و راهزنانی که بارهای آنها را تارج کرده بودند تمام جعبه های عتیقهرا در بین راه رها کرده و فقط طلا و پول را برده بودند. مردم به دیده تمسخر به فعالیت حفاری گروه نگاه میکردند. ایرانیان از نظر او ترسو و زبون هستند اما در بین جمع خود را باادب نشان میدهند. اعتماد در بین مردم را کم می بیند و حتی این عدم اطمینان بین مردم و حکومت هم نیست. چنین مینماید مشاهدات دو مرگان بیشتر در نواحی خوزستان بوده لذا برداشتهای او میتواند منحصر به قبایل استقلال طلب آن نواحی بوده باشد.
عشایر عرب که تمایلی به اطاعت از حکومت مرکزی نداشتند با شیوه تاراج و غارت منطقه تحت نفوذ خود را کنترل می کردند و این به نظر دو مرگان بهمعنای عدم وجود حکومت قوی و متمرکز بود.