
سر رابرت شرلی - Sir Robert Shirley
سر رابرت شرلی (Sir Robert Shirley) نجیبزاده، مستشار نظامی و جهانگرد و ماجراجوی انگلیسی بود که همراه یکی از برادران خود به نام سر آنتونی (Sir Anthony) برای تشویق شاهعبّاس اوّل صفوی برای جنگ علیه عثمانی و اتّحاد با اروپا عازم ایران شد.
تولد و درگذشت
1581م. – 1628م.
سوابق زندگی و تحصیل
پدرش سر تامس Sir Tames (1542م. – 1612م.) از مردم ولایت ساسکس (Sussex) انگلستان بود و سه پسر به نامهای آنتونی، رابرت و تامس داشت که هر سه جهانگرد بودند. دو تن از پسران وی، آنتونی و رابرت عازم مشرقزمین شدند (مصاحب، 1383، 1467).
سر رابرت به زبانهای فارسی، ترکی و لاتین مسلّط بود و با آنها بهروانی سخن میگفت. وی در دانشگاه آکسفورد (Oxford University) تحصیل کرده بود و به مذهب کاتولیک دلبستگی فراوانی داشت (نوائی، 1366، 220).
سوابق اجرایی و پژوهشی
سر رابرت شرلی بههمراه برادرش سر آنتونی در سال 1598م. مأموریت یافت تا برای خدمت به شاهعبّاس اوّل صفوی به ایران بیاید و به تقویت ارتش ایران بپردازد. آنها حتّی پنج هزار اسب نیز بههمراه خود به ایران آوردند.
بعد از مأموریتی که شاهعبّاس بهعنوان سفیر خود به سر آنتونی در اروپا سپرد؛ سر رابرت بههمراه پنج نفر از همراهان برادرش در ایران ماند. گفته شدهاست که سبب اصلی اقامت وی در ایران علاقه به یکی از دختران حرم شاه به نام ترزیا (Theresia) بود. این فرد دختر یکی از امرای چرکسها (Circassians) (از مناطق قفقاز) بود که در سال 1002ق. به دین اسلام درآمده و به اسماعیل خان موسوم شده بود. ترزیا خواهر اسماعیلخان بود که به همسری شاهعبّاس درآمده بود (مصاحب، 1383، 1468 و شرلی، 1357، 8).
به هر حال از آنجاییکه سر رابرت افسری شجاع بود، شاهعبّاس فرماندهی قسمتی از سپاهیان قزلباش را به وی سپرد. سر رابرت در جنگهای سالهای 1013ق. – 1014ق. شاهعبّاس با دولت عثمانی، صداقت و لیاقت نشان داد و سه مرتبه مجروح شد. شاهعبّاس او را گرامی داشت و تاج مخصوص قزلباش و اجازۀ پوشیدن لباس ایرانی و همچنین ازدواج با ترزیا را به وی اعطا کرد (نیکبین، 1380، 673).
در این احوال چون از سفارت سر آنتونی خبری به دربار نرسیده بود، در سال 1609م. شاهعبّاس سر رابرت را به سفارت اروپا فرستاد. شاهعبّاس در نظر داشت که سر رابرت شرلی بتواند دولتهای اروپایی را برای جنگ علیه دولت عثمانی متّحد کند.
سر رابرت از راه روسیه به لهستان و در ژوئن سال بعد به آلمان رفت و مورد توجّه امپراطور آلمان واقع شد. سپس به رم رفت و مورد عنایت پاپ پل پنجم (Pope Paul V) قرار گرفت. آنگاه به انگلستان نزد جیمز اول (James I) پادشاه آن کشور رفت. در دوم اکتبر 1611م. به آنجا و به حضور شاه رسید و اعتبارنامۀ خود را تقدیم کرد. پادشاه انگلستان بهخوبی از وی پذیرایی نمود، ولی هنگامیکه میخواست از ایجاد روابط بازرگانی مستقیم ایران با انگلستان صحبت کند با مخالفت بازرگانان شرق نزدیک مواجه شد و نتیجهای از پیشنهاد خود نگرفت و بهناچار بدون نتیجه به ایران بازگشت (نیکبین، 1380، 674 - 675).
چند سال بعد، در 1615م. شاهعبّاس دوباره او را به سفارت فرستاد و او از طریق هند به اروپا رفت و در تابستان سال 1617م. به لیسبون رسید، و سپس به اسپانیا رفت. وی تلاش کرد پادشاه اسپانیا را برای جنگ با عثمانی تشویق کند و چون به اظهارات او اعتماد و توجّه نشد، به رم و از آنجا به انگلستان رفت و کوشید دولت انگلستان را علیه پرتغالیها در خلیج فارس برانگیزد. در مورد صدور ابریشم و کالاهای ایران به انگلستان نیز معاهدهای به امضا رساند؛ امّا با درگذشت جیمز اوّل و ورود نقدعلی بیک سفیر تازۀ ایران به انگلستان، اقدامات وی بینتیجه باقی ماند. رابرت که مورد اهانت سفیر تازه قرار گرفته بود به چارلز اول (Charles I) پادشاه جدید انگلستان شکایت کرد و چارلز اوّل نیز فرمان داد که رابرت و نقدعلی بیک هر دو به ایران بازگردند و سر دود مورکاتن (Sir Dodmore Cotton) را همراه آنان فرستاد تا مشخّص کند آیا سر رابرت شرلی سفیر شاه عبّاس بودهاست یا خیر (دانشپژوه، 1385، 93).
نقدعلی بیک از ترس شاهعبّاس در سواحل آفریقا خود را مسموم کرد و رابرت و کاتن به بندرعبّاس کنونی رسیدند. شاهعبّاس در حضور کاتن سفارت سر رابرت را تصدیق نمود؛ امّا بعدها نسبتبه او بیاعتنایی کرد؛ اعتبارنامههایش را مجهول شمرد و دستور به اخراج او داد. سر رابرت شرلی در قزوین از تأسف و اندوه دچار تب شدید شد و در سیزدهم ژوئن سال 1627م. سکته کرد و درگذشت. بعدها همسرش با تحمل مصائبی که از جانب متصدّیان امور دینی و دولتی بر او روا داشتند جنازۀ سر رابرت را به رم منتقل کرد (نوائی، 1366، 233).
پاپ اوربان دوم ( Pope Urban II) او را با احترام تمام پذیرفت؛ جنازه را در کلیسایی کنار رود تیبر River Tiber دفن کردند و همسرش را نیز پس از درگذشت (1668م.) در کنار شوهرش به خاک سپردند (مصاحب، 1383، 1468).
آثار
- سفرنامۀ برادران شرلی در ایران
- سفرنامۀ برادران شرلی در زمان شاهعبّاس کبیر
آثار به زبان های دیگر
- The three brothers or, the travels and adventures of Sir Anthony, Sir Robert and Sir Thomas Sherley in Persia, Russia, Turkey, Spain, etc. London,1825.
- Sir Anthony Shirley, his relation of his travels in Persia. / London, 1972.
منابع
- بیات، عزیزالله، (1391)، شناسایی منابع و مآخذ تاریخ ایران، ج. 1 و 2، تهران: امیرکبیر.
- دانشپژوه، منوچهر، (1385)، بررسی سفرنامههای دورۀ صفوی، تهران: فرهنگستان هنر.
- سر آنتونی شرلی و سر رابرت شرلی، (1357)، سفرنامۀ برادران شرلی در زمان شاهعبّاس کبیر، ترجمۀ آوانس، با مقدّمۀ دکتر محبّت آئین، تهران: کتابخانۀ منوچهری.
- مصاحب، غلامحسین، (1383)، دایرة المعارف فارسی، ج. 2 - بخش اول، تهران: امیرکبیر (کتابهای جیبی).
- نوائی، عبدالحسین، (1366)، ایران و جهان از مغول تا قاجاریه، تهران: هما.
- نیکبین، نصرالله، (1380)، فرهنگ خاورشناسان و مسافران مشرق زمین، ج. 2، تهران: آرون.
منابع به زبان های دیگر
سایر منابع پیشنهادی
- اسکندر بیک ترکمان، تاریخ عالم آرای عبّاسی.
- بارتولد، الکساندر، لینپل، استانلی، (1363)، تاریخ دولتهای اسلامی و خاندانهای حکومتگر، ترجمۀ صادق سجّادی، تهران: ناشر تاریخ ایران.
- سیوری، راجر، (1391)، ایران عصر صفوی، ترجمۀ کامبیز عزیزی، تهران: نشر مرکز
- فلسفی، نصرالله، (1375)، زندگانی شاهعبّاس اوّل، تهران: نشر علمی.
- همایون، غلامعلی، (1395)، اسناد مصوّر اروپائیان از ایران، قم: نشر تبیان.
گردآورنده
زهرا اجلالی
دی ماه 1398ش.
تاریخ آخرین ویرایش
<span>1401-02-09</span>

