جان التون - John Elton
جان التون (John Elton) مسافر مشرقزمین و معاصر نادرشاه افشار بود که به قصد تجارت با ایران از طرف روسیه به ایران آمد. او پس از مدّتی با روسیه دچار مشکل شد و از آنجا که جذب رفتار ایرانیان شده بود، به فرمان نادرشاه درآمد و بهمنظور تأسیس نیروی دریایی برای ایران به دستور نادرشاه در لنگرود کشتی ساخت.
تولد و درگذشت
؟ - 1751م.
سوابق اجرایی و پژوهشی
وقتی پتر کبیر امپراطور روسیه متوجّه شد که اتباع او قابلیّت افتتاح باب تجارت با ایران را ندارند، به انگلیسیها پیشنهاد کرد که این امر را تقبّل کنند امّا مرگ او مانع اجرای این منظور گردید. یک قرن بعد در سال 1738م. جان التون برای اجرای این نقشه دست به کوشش زد. این انگلیسی بیباک در لشکرکشی ارنبورگ Orenburg به دولت روسیه خدمت کرده بود و طی آن کشورهای گمنام بسیاری را سیاحت کرده بود و همچنین دربارۀ تجارت با خیوه و بخارا تحقیقاتی بهعمل آورده بود. در سال 1739م. به منظور رفتن به شهرهای مزبور به مسافرتی دست زد و به سوی ولگای سفلی حرکت کرد امّا در همین موقع شنید که ایرانیان آنجا را مورد حمله قرار دادهاند، از این رو مصمّم شد کالایی را که همراه خود داشت به رشت ببرد. وقتی به رشت رسید طبق گفتۀ خود پذیرایی دوستانه و جالبی از وی شد. او با فرماندار آنجا به نام رضا قلی میرزا که فرزند نادرشاه افشار و نایبالسلطنۀ ایران بود دیدار کرد و استدعای فرمانی کرد که به او اعطا گردید. این فرمان حاوی مواد بسیار مساعدی در باب تجارت با ایران برای وی بود (نیکبین، 1380، 80 و 79).
التون که از این موفقیّت بر خود میبالید، به انگلستان بازگشت. در آنجا با بیانی جالب، منافع افتتاح باب تجارت با ایران را بهصورت امیدبخشی وصف کرد و بدین وسیله طرفداران زیادی را به سخنان خود جلب کرد و در سال 1742م. با اجازۀ دولت روسیه در شهر غازان دو کشتی ساخت و به آب انداخت. التون به ریاست هیئت تجاریِ عازم ایران انتخاب شد امّا در رشت با کنسول روس اختلاف نظر شدیدی پیدا کرد که باعث شد از خدمت به روسیه منصرف شود. بعد از آن براساس پیشنهادهایی که ایرانیان در سفر قبل با او مطرح کرده بودند، تصمیم گرفت کلّاً به خدمت نادرشاه درآید. بنابراین با همان کشتی که در غازان ساخته شده بود با عدّهای ملّاح روسی و انگلیسی به فرماندهی سروان وودروف (Woodruff) به انزلی رسید. پس از ورود به ایران به حضور نادر شاه رسید. نادر شاه که ارزش داشتن نیروی دریایی را برای ایران درک کرده بود، علاوهبر دادن اجازۀ بازرگانی به التون، او را در ژانویۀ 1743م. به ریاست کل کشتیسازی منصوب کرد و به او لقب جمال بیک را اعطا کرد (نوائی، 1366، 566).
جان التون تنها به ساختن کشتی قانع نشد بلکه به دستور نادرشاه ساحل شرقی دریای خزر را بهسوی شمال تا جزیرۀ چلکن مسّاحی کرد. نقشۀ نادر این بود که بااستفاده از این امکانات دزدان دریایی ترکمن را متوقّف سازد و بهوسیلۀ تأسیس یک دستگاه محکم، ادّعاهای ایران را بر این سواحل قویتر سازد. علاوهبر این در نظر داشت که بهوسیلۀ نیروی دریایی، جناح چپ ارتش را در جنگ با لزگیها پیش ببرد و بدان وسیله به ارتش خود مهمّات برساند (نیکبین، 1380، 80).
جوناس هنوی (Jonas Hanway) ایرانشناسی دیگر در این مورد میگوید: «محرّک نادر در قسمت تأسیس نیروی دریایی، عشق و علاقۀ او در به دست گرفتن تجارت و سلطۀ بر دریای خزر بود» (هانوی، 1367، 132).
التون مرکز ستاد خود را در لنگرود تأسیس کرد و برای از بین بردن تمام مشکلات بهصورت جدّی مشغول کار شد. الوارها را از جنگل برید و به ساحل رسانید. پارچههای بادبان را از پنبه بافت، طنابها را از لیف کتان درست کرد و چون در آن نواحی لنگر پیدا نمیشد، به تجسّس پرداخت و آن را تهیّه کرد. اهالی محل که بدون مزد کار میکردند، نسبتبه این بیگاری و کار اجباری بدون اُجرت سخت معترض و روگردان بودند امّا التون فقط با در اختیار داشتن یک نجّار انگلیسی و چند نفر روسی و هندی توانست یک کشتی که بیست و سه توپ داشت بسازد و آن را به آب اندازد. با چنین اقدامی توجّه دولت روسیه به دریای خزر جلب شد بهطوریکه به فعّالیّتهای دریایی آیندۀ نادر شاه با نظر خصمانه نگریستند (نیکبین، 1380، 80). این امر تا جایی ادامه داشت که روسها با اقدامات مختلفی تلاش کردند تا التون را از کار خویش بازدارند. اقدامات مخالفتآمیز ایشان با اِعمال خشونت نسبتبه کارکنان کشتیهای ایرانی شروع شد. این خشونت بیشتر متوجّه التون و سروان وودروف بود. اندکی بعد، روسها مانع رسیدن کالاهایی شدند که برای التون فرستاده شده بود. همزمان با این امر به التون روی خوش نشان دادند و مبالغی به او پیشنهاد کردند تا از ایران خارج شود و کار کشتیسازی را رها کند ولی التون فرمان نادر را که در سال 1745م. (1158ق.) صادر شده بود نشان داد. به موجب این فرمان نادر وی را از خروج از ایران منع کرده بود (نوائی، 1366، 568).
التون پس از کشته شدن نادر در لنگرود ماند و به کار خود ادامه داد. در زمان پیشروی قوای محمّدحسن خان قاجار در شمال ایران، حاج جمال فومنی از التون درخواست کرد وی را در دفاع از رشت یاری دهد. وقتی التون این درخواست را نپذیرفت، حاج جمال وی را به همدستی با قاجاریان متّهم کرد و خانهاش را در لنگرود بهوسیلۀ گروه خود محاصره کرد. جان التون با گرفتن قول حفظ جان تسلیم شد ولی حاج جمال او را زندانی کرد و در سال 1751م. (1164ق.) کشت. بعد از مرگ او تمامی نقشههای ایران برای ایجاد نیروی دریایی از بین رفت و کشتی ساختۀ دست او هم دستخوش امواج دریا شد و نابود گردید (نیکبین، 1380، 81).
آثار
اثر مکتوبی از وی وجود ندارد و تنها اطّلاعاتی که در دست ما قرار دارد، نوشتههای سایر مستشرقان و نویسندگان ایرانی دربارۀ این جهانگرد و کشتیساز است.
منابع
- نیکبین، نصرالله، (1380ش.)، فرهنگ خاورشناسان و مسافران مشرق زمین، ج. 1، تهران: آرون.
- نوائی، عبدالحسین، (1366ش.)، ایران و جهان از مغول تا قاجاریّه، ج. 1، تهران: نشر هما.
- هنوی، جوناس، (1367ش.)، هجوم افغانها و زوال دولت صفوی، ترجمۀ اسماعیل دولتشاهی، تهران: یزدان.
- ویکی پدیا
سایر منابع پیشنهادی
- روبنوونا آرونووا، ماریانا Arunova, Marianna Rubenovna، (ش.1356)، دولت نادرشاه افشار، ترجمۀ محمّدامین اشرفیان، تهران: شبگیر.
- مروی، محمدکاظم، (1369ش.)، عالمآرای نادری، حواشی و تصحیح محمّدامین ریاحی، تهران: علم.
- لین پل، استانلی و دیگران، (1364ش.)، تاریخ دولتهای اسلامی و خاندانهای حکومتگر، ترجمۀ صادق سجّادی، تهران: نشر تاریخ ایران.
- ایرانپور، محمّد، (1385ش.)، ایران عرصۀ سیاستهای استعماری روس و انگلیس، تهران: دستان.
گردآورنده
زهرا اجلالی
بهمنماه 1398ش.
تاریخ آخرین ویرایش
<span>1401-02-14</span>

