
ادوارد فیتزجرالد - Edward FitzGerald
ادوارد فیتزجرالد (Edward FitzGerald) مترجم اشعار شاعران فارسیزبانی همچون جامی، عطّار و خیّام به زبان انگلیسی است و پیش از او کسی همۀ رباعیّات خیّام را ترجمه نکردهاست. آثار او یک ترجمۀ صرف نیست و به نوعی وی به بازآفرینی آثار ادبی دست زدهاست. ترجمۀ فیتزجرالد موجب شهرت جهانی خیّام شد.
تولد و درگذشت
1809م.- 1883م.
سوابق زندگی و تحصیل
در ابتدا نامش ادوارد پورسل بود. در سال 1818 م. پدرش یوهان پورسل (Purcell Johann) به نام خانوادگی همسرش یعنی فیتزجرالد که تنها وارث یک ثروت هنگفت بود، تغییر نام داد.
دوران تحصیل ابتدایی و مقدّماتی را در فرانسه و مدارس خصوصی گذراند. برای ادامۀ تحصیل دانشگاه کمبریج (University of Cambridge) را برگزید و در دانشکدۀ ترینیتی (Trinity University) درس خواند و در سال 1830م. فارغالتّحصیل شد. وی در این دانشگاه با افراد مشهوری آشنا و دوست شد ازجمله آلفرد تنیسون (Alfred Tennyson) شاعر دربار ملکۀ ویکتوریا و ویلیام موکپی تایکای (William Makepeace Thackeray) یکی از رماننویسان اصلی و نیز توماس کارلی (Thomas Carlyle) مقالهنویس و مورّخ ویکتوریا. وی یادگیری زبان فارسی را با کتاب دستور زبان فارسی ویلیام جونز (William Jones) و با کمک دوستش ادوارد کاول (Edward Cowell) شروع کرد. سال 1856م. آغاز دوران تدریس او در رشتۀ تاریخ انگلیس در کالجی در کلکته بود. جرالد به هفت زبان مسلّط بود: فرانسوی، انگلیسی، لاتین، آلمانی، اسپانیایی، یونانی و فارسی (ایرانیکا).
سوابق اجرایی و پژوهشی
«جرالد از سرآمدان هنر نامهنویسی در دورۀ ویکتوریا (1837- 1903م) است.» (حسینی، 1394، ص. 9) او یک مترجم مشهور بود و ترجمههای بسیاری از زبان یونانی، اسپانیایی و فارسی دارد.
سعدی اوّلین شاعر فارسیزبانی بود که جرالد به مطالعۀ آثارش روی آورد. او برای مطالعۀ آثار سعدی از دو ترجمۀ آن از ا. ب. ایستویک (A. B. Eastwick) و ترجمۀ جیمز راس (James Ross) بهره برد. پس از آن به مطالعۀ اشعار حافظ پرداخت. نخستین برخورد او با حافظ بهخاطر یادگیری دستور زبان فارسی جونز بود. جونز در این کتاب تعداد زیادی از غزلهای حافظ را به زبانهای انگلیسی، فرانسه و لاتینی ترجمه کردهبود. علاوهبر آن آشنایی جرالد با اشعار حافظ بهخاطر ترجمههایی بود که در این زمان دوست او ادوارد کاول از حافظ انجام میداد و قبل از ارسال به مجلّات مختلف برای نشر، آنها را برای جرالد میفرستاد تا اشکالاتشان را برطرف کند. او در نامهای به دوستش ادوارد کاول غزلیّات ناب حافظ را ترجمهناپذیر و او را خداوندگار موسیقی کلمات میداند (حسینی، 1394، ص. 15).
هنگامی که کاول دوست جرالد تصمیم گرفت تا به او فارسی بیاموزد، برای اوّلین متن، کتاب سلامان و ابسال(Salaman and Absal) عبدالرّحمان جامی شاعر بزرگ ایران را برگزید و بنابراین این اوّلین ترجمۀ او بود که در سال 1856م. منتشر شد. وی معتقد بود که هنگام ترجمه نیازی نیست همۀ اثر عیناً ترجمه شود و همیشه بخشهایی را که بهتر و لازمتر میدید، ترجمه میکرد. او در این اثر هم به اعتقاد خودش مبنی بر حذف زوائد و خلاصه کردن اصل اثر پایبند بود.
جرالد به تشویق دوستش کاول اشعار جامی را میخواند. او دو کتاب سلامان و ابسال و نسخههایی از بهارستان و یوسف و زلیخا را مطالعه کرد. نسخۀ مورد استفادهاش در سلامان و ابسال که تألیف فوربز فالکونر (Forbes Falconer) و حاوی حاشیهنویسیهای فراوان به خط فیتزجرالد و کاول است، اکنون در کتابخانۀ دانشگاه کمبریج نگهداری میشود.
پس از این ترجمه، جرالد با خیّام آشنا شد. او همزمان با مطالعۀ اشعار خیّام به ترجمۀ منطقالطّیر عطار هم پرداخت.
آشنایی او با آثار عطار از ماه اوت سال 1854 م. که شروع به مطالعۀ پندنامه کرد، آغاز گردید. ولی آشناییاش با منطقالطّیر از اواخر سال 1856 م. شروع شد. در اوایل همان سال1857م. با گارسن دوتاسی(Garcin de Tassy) ایرانشناس فرانسوی که شنیده بود مشغول تألیف متنی از منطقالطّیر به زبان فارسی است، مکاتبه میکرد و در ضمن نسخهای از سلامان و ابسال خود را نیز برای او فرستاد تا نشان بدهد که دستکم دانشجوی زبان و ادبیّات فارسی است. به این ترتیب دوستی این دو دوستدار ادب فارسی شروع شد (لولویی، 1374، صص. 161- 192).
از سوابق اجرایی و پژوهشی جرالد آنچه در این نوشتار اهمیّت بسیاری دارد، توجّه بسیار زیاد او به ادبیّات فارسی و ترجمۀ اشعار خیام توسّط او به زبان انگلیسی بود که پیش از آن به این شکل کامل سابقه نداشت. این اتّفاق ادبی در سال 1859 م. روی داد. او برای انجام این کار منابع مختلفی داشت: غزلیّات حافظ ترجمه شدۀ ادوارد کاول که در سال 1854م. در مجلّۀ فریزر منتشر شد، دستور زبان فارسی اثر سر ویلیام جونز، گلستان سعدی ترجمۀ ا. ب. ایستویک و ترجمۀ جیمز راس، سلامان و ابسال جامی، منطق الطیر عطار که خودش ترجمه کرده بود، سفرنامۀ رابرت بنینگ (Robert Binning)، رباعیّات خیام نسخۀ بادلین و نسخة کلکلته و ترجمۀ فرانسوی از ژ. ب . نیکلا (J. B. Nicola )»(حسینی، 1395، ص 208)
«فیتز جرالد نظر مساعدی نسبت به آثار کثیرالحجم نداشت. به گفتۀ برخی از زندگینامهنویسانش بدین خاطر بود که به شاهنامۀ فردوسی و مثنوی مولوی توجّه چندانی نکرد... به ترجمۀ لفظ به لفظ اصلا اعتقادی نداشت و از طرفداران ترجمۀ آزاد، مفهومی و حتی اقتباس بود.»(حسینی، 1394، ص 11)
خورخه لوئیس بورخس (Jorge Luis Borges) در مقالهای با عنوان راز آمیزی ادوارد فیتز جرالد به مقایسۀ خیام و جرالد میپردازد. او معتقد است که جرالد اشعار خیام را ترجمه نکرد بلکه بر پایۀ آن اثری جدید خلق شد که دست کمی از اشعار خیام ندارد: «معجزهای روی داد؛ پیوند خوشیمن منجّم پارسی كه دستی در شعرآزمایی داشت با نویسندۀ انگلیسی عجیب و غریب كه آثار اسپانیایی و شرقی میخواند و دركی از آنها نداشت، شاعری خارقالعاده پدیدار شد كه به هیچكدام از این دو نفر شباهتی ندارد... فیتزجرالد در ترجمۀ رباعیات خیام، عباراتی را اضافه، اصلاح و ابداع كرد. مكتب فیثاغورثی انتقال روح از طریق بارها تناسخ با گذشت قرنها، احتمالا روح خیام در جسمی در انگلستان حلول میكند... تا سرنوشتی ادبی را رقم بزند، سرنوشتی كه در نیشابور به خاطر ریاضیات نادیده گرفته شده بود... شاید سال ١٨٥٧م. روح عمر خیام در فیتزجرالد ساكن شد.»(سایت مرکز دایره المعارف اسلامی)
ادوراد هرون آلن (Edward Heron Allen) ترجمۀ جرالد را مورد بررسی قرار داد تا کشف کند که چقدر از ترجمۀ جرالد برابر با اصل متن فارسی است. بنابر نتایج بررسی او: «1- از رباعیات ادوراد فیتز جرالد 49 عدد ترجمۀ نسبتا آزاد ولی دقیق و زیبا از رباعیات منفرد است که در نسخههای سر ویلیام اوزلی (William Ouseley)۱۷۶۷-۱۸۴۲م.) یا کلکته یافت میشود. 2- هر یک از چهل و چهار رباعی دیگر را میتوان مشتق از رباعیات متعدّد فارسی دانست و از این رو می توان این رباعیات انگلیسی را مرکّب نامید. 3- الهام دو رباعی انگلیسی فیتز جرالد از متن نیکلا گرفته شده است. 4- دو رباعی روح کلّی شعر اصلی را منعکس مینماید. 5- دو رباعی منحصرا تحت نفوذ اشعاری در منطق الطیر عطار ساخته شده است. 6- دو رباعی که الهام اصلی آنها از خیام گرفته شده است و نفوذ غزلهای حافظ مشاهده میشود. 7- سه رباعی فقط در چاپهای اول و دوم یافت میشود و فیتز جرالد در چاپهای بعدی منظومۀ خویش آنها را متروک گذاشت.»(فرزاد، 1380، ص 257)
آثار
- ترجمۀ اشعار خیام. ترجمۀ او « قولی مشهور است که رباعیات عمر خیام ترجمۀ فیتز جرالد بعد از ترجمة کتاب مقدس نسخۀ شاه جیمز (King James) بهترین و محبوبترین ترجمۀ به زبان انگلیسی از هر زبانی است.» (حسینی، 1394، ص 8)
- ترجمۀ منطق الطیر عطار1862م.
- ترجمۀ سلامان و ابسال جامی 1856م.
منابع
- حسینی، مصطفی (1394ش.)، آراء ادوارد فیتز جرالد در باب ترجمه، مجلّۀ مطالعات ترجمه، سال سیزدهم، ش.52.
- حسینی، مصطفی (1395ش.)، یادداشتی بر ترجمۀ فیتز جرالد، فصلنامۀ علمی- پژوهشی نقد ادبی، سال نهم، ش. 33.
- فرزاد، مسعود (1380ش.)، فیتز جرالد مترجم انگلیسی ترانههای خیام، مجلّۀ فرهنگ، ش. 39 و 40.
- لولویی، پروین (1374ش.)، ادوارد فیتزجرالد و ادبیّات فارسی، فصلنامۀ فرهنگ (ویژۀ ادبیات فارسی)، ش. 16.
سایر منابع پیشنهادی
گردآورنده
معصومه موسویان
اسفند 1397ش.
تاریخ آخرین ویرایش
<span>1401-02-09</span>

