
جوناس هنوی - Jonas Hanway
جوناس هنوی (Jonas Hanway) جهانگرد، تاجر و مسافر مشرق زمین بود که در زمان نادرشاه افشار (1736م.– 1747م.) به روسیه و ایران سفر کرد. او نهتنها در تجارت بلکه در نویسندگی و نطق و بیان هم شایستگی بسیاری از خود نشان داد.
تولد و درگذشت
1712م. - 1786م.
سوابق زندگی و تحصیل
جوناس هنوی در شهر پورتسموت (Portsmouth) از شهرهای انگلستان پا به عرصه وجود نهاد. او پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه به اندیشۀ بازرگانی افتاد (نیکبین، 1380، 1223).
سوابق اجرایی و پژوهشی
جوناس هنوی در سال 1743م. به روسیه سفر کرد و در آنجا با بازرگانی به نام دینگلی (Dingley) که در سن پطرزبورگ اقامت داشت شریک شد.او برای ایجاد روابط بازرگانی با ایران بههمراه کاروان کالای پشمی بهسوی این کشور حرکت کرد (نیکبین، 1380، 1224؛ هنوی، 1367، 2).
در آن موقع جان التون (John Elton) کشتیساز نادرشاه در لنگرود به کار ساختن کشتی برای نادرشاه مشغول بود. وقتی بر اثر اقدامات جان التون روسها بر سر خشم آمده بودند و امکان داشت که منافع شرکت تجاری انگلیس به خطر بیافتد، رؤسای این شرکت که مقرّش در پطرزبورگ بود، تصمیم گرفتند یکی از بازرگانان پخته و مدبّر را به ایران بفرستند که هم مشکلات پیشآمده و راه حلهای آنها را بررسی کند، هم اینکه التون را از ادامۀ کار کشتیسازی در دریای خزر که موجب خشم و وحشت روسها شده بود، بازدارد. هنوی بدین قصد و در قالب بازرگان به ایران آمد. هنوی پس از مشورت و بازداشتن التون تصمیم گرفت که کالای خود را به گرگان و مشهد ببرد تا خریداران بهتری برای کالایش پیدا شود. بدین منظور بهسوی گرگان پیش رفت، ولی پیش از اینکه بتواند از آنجا بیرون بیاید محمّدحسن خان قاجار آنجا را تصرّف کرد و ترکمنهایی که در لشکرکشیهای وی شرکت داشتند نهتنها کالاهای هنوی را غارت کردند، بلکه از محمّدحسن خان درخواست کردند که بازرگان انگلیسی را برای گلّهچرانی به آنها تسلیم کند. خان قاجار هنوی را از این سرنوشت شوم خلاص کرد و به او اجازه داد که از گرگان خارج شود (هنوی، 1367، 2؛ نوائی، 1366، 584).
وی پس از عبور از مازندران و رشت به همدان رفت. خود را به اردوی نادرشاه رساند و شکایت خود را بیان کرد. نادرشاه فوراً فرمانی به بهبود خان، فرماندار گرگان، نوشت که اموال هنوی را پس بدهد و مخصوصاً در فرمان ذکر کرد که درصورت از بین رفتن کالای او بهای آن را به او بپردازند (بیات، 1391، 334).
هنوی با همین فرمان به گرگان رفت و کالای خود را پس گرفت. در آنجا ناظر مجازاتهای وحشتناکی شد که در مورد یاغیان بهعمل میآوردند و شخصاً دو هرم را که از سرهای بریدۀ مجرمان توسّط نادر تشکیل شده بود مشاهده کرد. او تصویری از این واقعه در کتاب خود آوردهاست (نیکبین، 1380، 1224).
پس از تحویل گرفتن کالا به مازندران و گیلان رفت و مدّتی را در رشت به ناخوشی گذراند و پس از بهبودی عازم روسیه شد. وقتی به سن پطرزبورگ وارد شد چند روزی توقف کرد و در نهم ژوئیۀ 1750م. بهسوی آلمان حرکت کرد. پس از دیداری از هلند و هاریج در 1750م. به لندن وارد شد و در آنجا به نگارش خاطرات و شرح دیدهها و شنیدههای خود پرداخت. سفرنامۀ وی در سال 1753م. در لندن به چاپ رسید. گفته شده که وی نخستین کسی بود که پیوسته چتری بههمراه خود داشت و حتّی با وجود ریشخند شدن توسّط عوام آن را کنار نمیگذاشت (نیکبین، 1380، 1224؛ هنوی، 1367، 2).
وی در سال 1756م. انجمن دریایی (The Marine Society) را تأسیس کرد. او در تأسیس بیمارستان مگدالن (Magdalen Hospital) نقش مؤثری داشت. در 10 ژوئیۀ سال م.1762 بهعنوان كمیسری برای پیروزی نیروی دریایی منصوب شد (ویکیپدیا).
آثار
نوشتههای هنوی دربارۀ ایران با نام یک گزارش تاریخی (An Historical Account of the British Trade over the Caspian Sea . . . To which are added, The Revolutions of Persia during the present century) در سال 1753م. درچهار جلد در لندن انتشار یافت. دو جلد از این کتاب توسّط دکتر اسماعیل دولتشاهی به فارسی ترجمه شدهاست. هدف عمدۀ او از این نوشتهها آن بود که مطالبی دربارۀ تجارت انگلیسیها از طریق دریای خزر بنویسد و مسافرتهایی را که از راه روسیه به ایران صورت گرفته بود شرح دهد. همچنین وی قصد داشت انقلابهایی را که در اواخر دورۀ صفویّه در ایران در دوران شاه سلطان حسین و حملۀ افغانها برپا شده بود به رشتۀ تحریر درآورد. هنوی در نوشتههایش عقاید خود را نیز ضمن شرح وقایع بیان میکرد. او بهطور ویژه به اقدامات و رفتار نادرشاه افشار پرداختهاست و در برخی موارد آنها را مورد انتقاد قرار دادهاست (نیکبین، 1380، 1226؛ هنوی، 1367، 4 و 5؛ ایرانیکا)
هنوی در نوشتههایش از منابع دو نفر بیشتر از دیگران بهره میبرد. یکی از آنها دو کلراک (De Clairac) نویسندۀ فرانسوی بود و دیگری تادوز یودا کروسینسکی (Judasz Tadeusz Krusinski) کشیشی اهل لهستان که به ایران آمده بود؛ امّا از آنجا که در وقایع بین سالهای 1140ق. تا 1164ق. خود شاهد و ناظر بودهاست، کتابهای او از منابع معتبر و دست اوّل بهحساب میآید (هنوی، 1367، 3).
آثار منتشرشده به فارسی
1. زندگی نادر شاه، (1346ش.)، ترجمۀ اسماعیل دولتشاهی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
2. هجوم افغان و زوال دولت صفوی، (1367ش.)، ترجمۀ اسماعیل دولتشاهی، تهران: نشر یزدان.
منابع
- بیات، عزیزالله، (1391ش). شناسایی منابع و مأخذ تاریخ ایران، ج. 1 و 2، تهران: امیرکبیر.
- نوائی، عبدالحسین، (1366ش). ایران و جهان از مغول تا قاجاریه، تهران: هما.
- نیکبین، نصرالله، (1380ش) فرهنگ خاورشناسان و مسافران مشرق زمین، ج. 2، تهران: آرون.
- هنوی، جوناس، (1367ش) هجوم افغانها و زوال دولت صفوی، ترجمۀ اسماعیل دولتشاهی، تهران: یزدان
منابع به زبان های دیگر
سایر منابع پیشنهادی
- طاهری، ابوالقاسم، سیر فرهنگ ایران در بریتانیا یا تاریخ دویست سالۀ مطالعات ایرانی، ناشر: انجمن آثار ملی.
- کاظم زاده، فیروز، کتاب روس و انگلیس در ایران، ترجمۀ منوچهر امیری، ناشر: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.
- محمود، محمود، تاریخ روابط بازرگانی و سیاسی ایران و انگلیس، نشر اقبال.
گردآورنده
زهرا اجلالی
مهرماه 1398ش.
تاریخ آخرین ویرایش
<span>1401-02-11</span>

