انگلبرت کمپفر Engelbert Kempfer، دانشمند، طبیب، جهانگرد و محقق آلمانی، بود که در زمان شاه سلیمان صفوی(Safavid Shah Suleiman) به همراه سفیر سوئد به ایران آمد. او کسی بود که از تمام سیاحان اروپایی دوره صفویه مسائل را علمیتر بررسی نمود و به این ترتیب بنایی مطمئن برای تاریخ فرهنگ و هنر ایران قرن هفدهم میلادی باقی گذاشت.
16 سپتامبر (Sep) 1651م. - 24 اکتبر (Oct) 1716م.
کمپفر اصالتاً آلمانی بود و در سال 1651م. در شهر "لمگو" (Lemgo) به دنیا آمد. پدر او کشیشی بود که ریاست مدرسهای را نیز بر عهده داشت (دانشپژوه، 1385ش.،285). کمپفر تحصیلات خود را در شهرهای لمگو، هاملن (Hameln)، لونه بورگ (Luneburg) و لوبک (Lubeck) به پایان رسانید و در دانشگاه دانزیک (Danzig University) در هلند به تحصیل فلسفه، تاریخ و زبانهای خارجی قدیم و جدید پرداخت. در سال 1676م. در تورن و کراکو (Thorn and Krakau) به تحصیل ادامه داد و به درجه " ماگیسترا " (Magister)- که معادل با فوق لیسانس میباشد – نائل شد. آنگاه به تحصیل طب و داروسازی و جراحی و علوم طبیعی در دانشگاه کونیگسبرک (Konigsberg University) پرداخت و در 1680م. به زادگاه خود بازگشت (نیکبین، 1382ش.، 832).
کمپفر پس از پایان تحصیلات خود روانه استکهلم (Stockholm) میشود و در آنجا با مردانی سرشناس از جمله حقوقدانی برجسته به نام پوفندرف (Pufendorf) آشنا میگردد. در این زمان از دربار پادشاه شارل یازدهم (Charles XI) قرار است هیأتی به ایران اعزام گردد؛ وظیفه این هیأت آن بود که با ایران روابط تجاری برقرار سازد و شاه ایران را به جنگ با ترکان عثمانی ترغیب کند. به توصیه پوفندرف، کمپفر به سمت منشی و طبیب این هیأت که ریاست آن با یک نفر هلندی بود؛ برگزیده میشود. بدین طریق شرایطی برای سفر به نقاط دوردست برای این دانشمند سیویک ساله آلمانی فراهم میگردد (کمپفر، 1360ش.، 4 – همایون، 1348ش.، 177). در بیستم مارس (Mar) 1683م. هیأت سفارت سوئد از استکهلم به راه افتاد؛ کمپفر در ژوئیه (Jul) همان سال در پذیرایی رسمی که از طرف دربار روسیه از این هیأت در مسکو به عمل آمده بود شرکت کرد. در آن هنگام دو تزار صغیر ایوان (Evan) و پطر (Peter)، (که بعدها ملقب به کبیر شد) در روسیه فرمان میراندند. سوئدیها از پایتخت به وسیله کشتی تا رود ولگا (Volga) راندند و با در نوردیدن این رود به دریای خزر (Caspian sea) رسیدند و در هفتم نوامبر (Nov) 1683م. به استراخان (Strakhan) وارد شدند (همایون، 1348ش.، 178). در هشتم نوامبر 1683م. سوئدیها به اتفاق دو هیأت سفارت روسی و لهستانی با دو کشتی از استراخان به مسافرت خود ادامه دادند تا به حضور شاه ایران برسند. در هفدهم نوامبر وارد شماخی (Shamakhi)، پایتخت ناحیه شیروان (Shirvan)؛ که در آن عهد هنوز جزء خاک ایران بود شدند. در اینجا ناگزیر یک ماه اقامت داشتند تا از اصفهان خبر اجازۀ حرکت آنها برسد. کمپفر در این مدت به بازدید مناطق نفتی باکو (Baku) پرداخت. وی اوّلین اروپایی بود که به صورت مشروح آنجا را توصیف کرده است. در 14 دسامبر (Dec) 1684م. از شماخی حرکت کردند؛ درست یک ماه بعد این هیأت به رشت که مرکز گیلان است رسید. در آغاز ماه مارس کمپفر در قزوین (Gazvin) که در قرن 16 م. پایتخت ایران بود، اقامت داشت. در کاروانسرایی که مقیم بود به کشف نام هم وطن خود آدام اولئاریوس (Adam Olearius) توفیق یافت. این هیأت از طرف ساوه (Saveh)، قم (Qom)، کاشان (Kashan) و نطنز (Natanz) در تاریخ 29 مارس 1684م. یک هفته پس از نوروز سال 1906ق. در زمان شاه سلیمان صفوی به اصفهان مقر شاه ایران رسید (کمپفر، 1360ش.، 7- نیکبین، 1380ش.، 833). کمپفر مدت اقامت خود را در پایتخت بدون وقفه در فعالیت گذراند. در دفتر یادداشتهای او که مربوط به آن دوره است، میبینیم که وی با بازدید از نقاط مختلف شهر و تماس گرفتن با طبقات مختلف مردم یادداشتهای بسیار دقیق و گرانبهایی تهیه و حتی اسامی کوهها و ارتفاعات محلی و کاروانسراها را نیز ضبط کرده است (نیک بین، 1380ش.، 833). اقامت کمپفر در اصفهان 20 ماه به طول انجامید و در این مدّت قسمت اول رسالهای در باب گیاهان ایران به پایان رسید. این اثر به چاپ نرسید و میتوان پذیرفت، امروز دیگر اعتبار علمی زمان خود را نداشته باشد. مهمتر از این تحقیقات مربوط به حکمت طبیعی، ملاحظات و یادداشتهای کمپفر است درباره سازمان و اصول اداره دولت و دربار در ایران قرن 17م. در این تحقیقات که برای انجام گرفتن آن مؤلف ناگزیر شد زبان مملکت و دربار یعنی فارسی و ترکی را بیاموزد و از مساعدت مرد کارآمدی در این راه برخوردار شد. که تجربیات و اطلاعات مفید خود را که طی دهها سال تحصیل کرده بود با گشاده دستی در اختیار هر سیاحی قرار میداد و این شخص مردی روحانی بود از فرقۀ کاپوسین (Capucine) به نام رافائل دومان (Rafael Duman) که در اصفهان اقامت داشت (کمپفر، 1360ش.، 8). کمپفر در مدت اقامت خود در اصفهان از وجود سفاین هلند در خلیج فارس مطلع شد و دریافت که زمان خوبی برای جداشدن از هیأت سفارت سوئد فراهم آمده است و او میتواند با سمت طبیب کشتی، سفری تحقیقاتی به هندوستان و ژاپن داشته باشد. مجاهدات وی به نتیجه مطلوب رسید و او در اواسط دسامبر 1684م. توسط رئیس شرکت هلندی مقیم اصفهان با عنوان پزشک شرکت هلندی به خدمت دولت هلند درآمد و پس از یکسال توقف دیگر در 21 نوامبر 1685م. راهی سفر شد (مصاحب، 1383ش.، 2262). از طریق تخت جمشید (Persepolis) و از راه شیراز به سوی خلیج فارس (Persian gulf) رهسپار شد و به گمبرون (Gambron) یا همان بندرعباس (Bandar Abbas) که شهرت جهانی دارد، رسید. از 28 دسامبر 1685م. تا 30 ژوئن (Jun) 1688م. هنلدیها تصمیم گرفتند وی را در بندرعباس نگاه دارند. وی از آن توقف اجباری در سفرنامه خود شکایت کرده است پس از آن آرزوهایش که سفر به هندوستان، جاوه و ژاپن بود، تحقق یافت و در اواخر سال 1694م. به وطن خود بازگشت. دربارۀ خاطرات و کشفیات علمی او در این سفر بینظیر که کمپفر را به عنوان محقق در اوضاع و احوال ژاپن به شهرت رساند (کمپفر، 1360ش.، 9). کمپفر در اواخر سال 1694م. به اروپا بازگشت و از دانشگاه شهر لیدن (University of Leyden) واقع در هلند دکترای طب گرفت و سپس به لمگو وطن خود مراجعت کرد و در آنجا به کار طبابت اشتغال یافت و همزمان با وجود مشکلاتی که در چاپ و تألیف سفرنامۀ خود داشت پس از 17 سال آنها را به چاپ رسانید. او در سال 1716م. درگذشت و در کلیسای نیکلای (Nicholas Church) همان شهر دفن گردید (همایون، 1348ش.، 178).
کمپفر آغاز سفرنامۀ خود را بدین صورت شروع میکند: «قصد من این است که به وصف دربار ایران در نیمۀ دوم قرن هفدهم میلادی بپردازم و در عصر ما این درباری است که از دیرباز شهرتی بهسزا داشته است، چه هنگامی که در عهد باستان، ایران جهانی را زیر سلطۀ خود داشت و چه در روزگاری که زیر یوغ اعراب، سلجوقیان و تاتارها، گردن خم کرده بود، با وجود این ایران امروز یعنی دوره فرمانروایی صفویه نیز به همان درجۀ اهمیت است» (مبین، 1379ش.، 111). وی در سفرنامۀ خودش به شرح نحوه پذیرایی از سفیران خارجی در دربار صفوی میپردازد و به طرز مبسوطی از آداب پذیرش سفیر و احترامات و تشریفاتی که برای او قائل میشوند و محل سکونت (که معمولاً خانههای مصادرهای توسط شاه بودند) و وظایفی که سفیر باید آنها را مراعات کند، سخن میگوید. این بخش از کتاب از لحاظ تاریخ روابط سیاسی و دیپلماتیک ایران نیز حائز اهمیّت و توجه است و این نوشتهها نشان از احترام و اکرام سفیران خارجی در دورۀ صفویه دارد (دانش پژوه، 1385ش.، 297).
- سفرنامه در ایران و شرق دور
- سفرنامه کمپفر در دربار شاهنشاه ایران.
- مصاحب، غلامحسین (1383ش.). دایره المعارف فارسی، جلد دوم، بخش اوّل، تهران: امیرکبیر. کتابهای جیبی.
- دانشپژوه، منوچهر (1385ش.). بررسی سفرنامههای دوره صفوی، تهران: فرهنگستان هنر.
- کمپفر، انگلبرت (1360ش.). سفرنامه کمپفر در ایران، ترجمه کیکاووس جهانداری، چاپ دوم، تهران: خوارزمی.
- همایون، غلامعلی (1348ش.). اسناد مصور اروپائیان ایران از اوائل قرون وسطی تا اواخر قرن هیجدهم میلادی، تهران: دانشگاه تهران.
- مبین، ابوالحسن (1379ش.). «ایران عصر صفوی از نگاه انگلبرت کمپفر»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، آبان و آذر، صفحه های 110 – 117.
- نیکبین، نصرالله (1380ش.). فرهنگ خاورشناسان و مسافران مشرق زمین، جلد دوم، تهران: آرون.
- سیوری، راجر. (1396). ایران عصر صفوی. مترجم: کامبیز عزیزی.تهران: مرکز.
- شیبانی، ژن رز فرانسواز. (1971). سفر اروپائیان به ایران. مترجم: ضیاء الدین دهشیری. تهران: علمی و فرهنگی.
- لاکهارت، لارنس. (1380). انقراض سلسله صفویه. مترجم: اسماعیل دولتشاهی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی (آموزش انقلاب اسلامی).
- سحاب، ابوالقاسم. (1317). فرهنگ خاورشناسان. تهران: طبع کتاب.
آبان ماه 1398ش.

