رئیس انستیوی ایرانشناسی، عضو آکادمی سلطنتی دانمارک و رئیس انجمن بینالمللی شرقشناسی International Association of Orientalist بودهاست. او کتاب پهلوی بندهش را تدوین و به زبان دانمارکی منتشر ساخت. وی به زبانهای باستانی متعددی از جمله اوستایی، فارسی باستان، ختنی، خوارزمی، پهلوی، فارسی میانه، سنسکریت، پالی، عربی، عبری، لاتین و یونانی آشنا بود و از لهجههای گوناگون زبانهای یاد شده شناخت داشت.
1896م. - 1970م.
تحصیلات خود را در دبیرستان فنّی دانمارک در سال 1914م. آغاز کرد، امّا بهتدریج به زبانهای خارجی روی آورد. وی برای مطالعۀ تاریخ علوم طبیعی و ریاضیات، زبان یونانی و لاتین آموخت، اما به زبانهای شرقی بهویژه عربی و زبانشناسی نیز علاقهمند شد (ایرانیکا). آغاز تحصیل آکادمیک وی در رشتۀ مهندسی مکانیک در دانشکدۀ فنّی دانمارک (Technical University of Denmark) در سال 1914م. بود. پس از آن بهمنظور مطالعۀ تاریخ علوم طبیعی و ریاضیات، به مطالعۀ زبانهای یونانی و لاتین پرداخت و در این راه، سخت شیفتۀ زبانشناسی و مطالعات ایرانی شد. در 1925م. زبانشناسی کلاسیک را در دانشگاه کپنهاگ (University of Copenhagen) فراگرفت. مدّتی شاگرد فریدریش اندره آ (Friedrich Andreea) ایرانشناس آلمانی و کریستین سن (Arthur Emanuel Christensen) ایرانشناس دانمارکی بود. پس از کریستین سن در 1945م. عهدهدار کرسی استادی ایرانشناسی در دانشگاه کپنهاگ شد و در 1967م. در همین سمت بازنشسته شد. 1969م. درجۀ دکتری افتخاری را از دانشگاه کپنهاگ دریافت کرد (گروه مؤلفان، 1382، ص. 54). پس از بازنشستگی از دانشگاه دوباره دعوت به همکاری شد و برخی از لهجههای قدیمی ایتالیایی و لیتوانی را تدریس می کرد. ساعات تدریس این دانشمند توأم با شوق و دلبستگی فراوان بود. آقای فریدون وهمن (Fereydun Vahman) که شاگرد و دانشیار او بود می نویسد: «در تمام شش سالی که افتخار شاگردی او را داشتم، حتّی یک بار اتفاق نیفتاد که سر کلاس دیر بیاید یا کلاسش را تعطیل کند. متون و کتبی را که تدریس می کرد، همه مشکل و پیچیده بود و میگفت اگر کسی از عهدۀ اینها برآید طبعاً سادهتر از اینها را هم خواهد دانست» (نیکبین، 1379، 120).
در 1935م. به سمت دانشیاری زبانشناسی کلاسیک در دانشگاه کپنهاگ منصوب شد و در سال 1945م.عضو اتّحادیۀ آکادمی علوم و نامههای سلطنتی دانمارک شد. در سال 1964م. بهعنوان نمایندۀ شرقشناسان دانمارک در کنگرۀ شرقشناسان در دهلی نو شرکت کرد. او در بازگشت از این کنگره، دو ماه در ایران اقامت داشت. وی در این سفر از شهر آمل دیدن کرد و برخی از لهجههای محلّی را ضبط کرد. تحقیقات مفصّلی برروی گویش کُردی در ایران انجام داد. همچنین او رئیس انستیوی ایرانشناسی، عضو آکادمی سلطنتی دانمارک و رئیس انجمن بینالمللی شرقشناسی بود. با زبانهای باستانی متعدّدی از جمله اوستایی، فارسی باستان، ختنی، خوارزمی، پهلوی، فارسی میانه، سنسکریت، پالی، عربی، عبری، لاتین و یونانی آشنا بود و از لهجههای گوناگون زبانهای یاد شده شناخت داشت و درزمینۀ آیین زرتشت، اعتقادات ایرانیان پیش از عصر زردشت، زبانهای کردی، بلوچی، پشتو و آسی تحقیقاتی انجام داده بود (گروه مؤلفان، ص. 54). پروفسور کای بار مجموعهای بود از خاطرات، داستانها و شنیدنیها. فارسی را بهخوبی صحبت میکرد. ضربالمثل و شعر زیاد میدانست و گاهگاه در محاوره آنها را بهکار میبرد. شاگردان برجسته ای تربیت کرد که بهعنوان دانشیار و استاد در مدارس و دانشکدههای شهرهای دیگر دانمارک تدریس کردند، از جملۀ آنها پروفسور پطر آسموسن استاد دانشگاه کپنهاگ در رشتۀ ایرانشناسی و فریدون وهمن دانشیار این رشته در آنجا میباشند. در سال 1967م. که مصادف بود با هفتادمین سالگرد تولّدش کتابی که مشتمل بر مقالات و تحقیقات جمعی از ایرانشناسان جهان بود به افتخار و بزرگداشت او منتشر شد (نیکبین، 121).
برخی از معروفترین آثار او بدین ترتیب اند:
دربارۀ او این مقالات نوشته شدهاست:
- افشار، ایرج (1348ش.)، درگذشت کای بار، راهنمای کتاب 12، صص. 655-656
- وهمن، فریدون (1348ش.)، درگذشت کای بار، راهنمای کتاب 12، صص. 655-661
- گروه مؤلّفان (1388ش.) فرهنگ خاورشناسان، تهران: پژوهشگاه علوم و مطالعات انسانی- ج. 2، صص. 53- 55.
- نیکبین، نصرالله (1379ش.)، فرهنگ جامع شرقشناسان مشهور و مسافران به مشرقزمین، تهران: نشر آرون.
شهریور 1397ش.
1401-02-20

