یوزِف فون هامِر-پورْگِشْتال(Joseph Hammer-Purgstall) شرقشناس و تاریخنگار اتریشی که نوشتهها و ترجمههای او از آثار ادبی شرقی و بهخصوص ایران، تأثیر بسیاری در برانگیختن توجّه آلمانیها به ادبیّات فارسی، عربی و ترکی داشته است.
1774م.- 1856م.
هامر فعالّیتهای شرقشناسی خود را با تحصیل در وین آغاز کرد. در سیزدهسالگی وارد آکادمی شرق (Oriental Academy) شد (de Bruijn, 2012). چنانکه در هفدهسالگی به زبان ترکی با سفیر عثمانی در وین به گفتگو مینشست (ساجدی، ۱۳۸۶ش.، 150). همانجا بود که سه زبان ترکی، عربی و فارسی را به طور کامل فراگرفت و تسلّط او بر این سه زبان شرقی یکی از دلایل شهرت وی است.
او بهعنوان منشی در وزارت خارجه استخدام شد و بعد بهعنوان سفیر به استانبول اعزام شد. وی به فلسطین، لبنان، سوریه، مصر و ایران سفر کرد و در بازگشت به اتریش در بنیانگذاری دانشکدۀ علوم وین مشغول به کار شد. او مؤسس نشریهای به نام گنجینههای مشرق زمین (Fundgruben des Orient)است و در آن بهعنوان نویسنده مشارکت داشت ( de Bruijn, 2012و رستمی، ۱۳۹۰ش.، 596). در زمان جنگهای ناپلئون (Napoleon Bonaparte) و لشکرکشیهایش به کشورهای خاورمیانه و آفریقا، هامر برای حفظ آثار تاریخی و نسخههای خطّی شرقی، بهخصوص نسخههای فارسی تلاش زیادی کرد و تعداد زیادی را از غارت حفظ کرد و به کشورش فرستاد. امّا ناپلئون، وین را هم به غارت کرد و تمامی آنچه را که او جمع کرده بود، به موزههای پاریس ارسال کرد. هامر از پا ننشست و در مأموریتی رسمی در سال 1815م. پس از سقوط ناپلئون به پاریس رفت و از طریق روابطی که در آن شهر برقرار کرده بود، موّفق شد این گنجینهّها را به کشورش بازگرداند. او طی سفرهای سیاسی و کاری به عنوان مترجم با شرقشناسی نامی به نام سیلوستر دوساسی (Silvestre de Sacy)(1779م.- 1847م.) آشنا شد و با او پیوند دوستی برقرار کرد. در سالهای 1819م. و 1820م. موفّق شد بهعنوان مترجم رسمی دربار، با سفیر ایران میرزا ابوالحسن ملاقات کند و در همان سفر بود که کتابی با عنوان اندیشههای مارکوس اورلیوس (Thoughts of Marcus Aurelius Antoninus) را به زبان فارسی ترجمه کرد و برای شاه ایران پیشکش کرد، همین هدیه موجب شد تا پادشاه وقت ایران به او پاداش شایستهای بدهد. در همین سالها، یعنی حدود 1818م. او موفّق شد دیوان حافظ را به صورت منظوم به زبان آلمانی ترجمه و کتاب تاریخ ادبیات فارسی را بر اساس تذکرةالشعرای دولتشاه سمرقندی تألیف کند. مهمترین شغل هامر مترجمی بود و این شغل به گونهای نبود که وقت زیادی از او بگیرد، پس میتوانست با فراغ بال به مطالعه و پژوهش و ترجمة آثار مختلف شرقی بپردازد، امّا دقت او در کارش مورد بحث بود چنانکه پس از ترجمة کتاب اطواقالذهب نوشتة زمخشری به زبان آلمانی، منتقدان زیادی به او حملهور شدند و ترجمة او را مورد نقد و بررسی تند خود قرار دادند. گسترش کار او در شرقشناسی و انتشارات او دراین زمینۀ انتقادات شدید برخی کارشناسان این حوزه را برانگیخت. بیشترین انتقادات از سوی هاینریش فریدریش مارتین فون دیز(Heinrich Friedrich von Diez) بود (ساجدی، ۱۳۸۶ش.، 150- 152). او در سال 1839م. از سمت مترجمی دربار استعفا داد و در سال 1847م. موّفق شد آکادمی علوم وین(Österreichische Akademie der Wissenschaften) را بنیانگذاری کند و خود نیز بهعنوان نخستین رئیس آن انتخاب شود، امّا در سال 1849م. از این مقام هم استعفا داد و فقط عنوان افتخاری مشاور دولتی در موارد استثنائی را حفظ کرد. پورگشتال به ادبیّات فارسی علاقة زیادی داشت. دو مصرع فارسی از سعدی بر سنگ قبر او نوشته شده است: «در اقصای عالم بگشتم بسی/ به سر بردم ایّام با هر کسی» (نیکبین، ۱۳۷۹ش.، 1220 و 1232). در ایران، مجلّۀ بخارا در اسفند 1391ش. مراسم بزرگداشتی برای او برگزار کرد. پروفسور برت گ. فراگنر (Bert G. Fragner)، ایرانشناس نامی اتریشی، در توصیف او و تلاشهای ایرانشناسانهاش بسیار سخن گفت. همچنین در اردیبهشت 1396ش. نمایشگاه و نشست پل برنامۀ ویژة بزرگداشت او در گالری تاروپود و سالن همایشهای مرکز اسناد و کتابخانۀ ملّی فارس با حضور سفیر اتریش، شهردار شیراز، مدیر مرکز اسناد و کتابخانۀ ملی فارس، اعضای ادارۀ فرهنگ شهر گراتس (Graz)، آکادمی علوم اتریش و موزۀ جهانی یوانیوم (Museum of Yuanium) برگزار شد.
تعداد آثار پورگشتال به بیش از 100 عنوان میرسد. او در کتابی به نام یادی از زندگی من، دربارة آثارش سخن گفته است (رستمی، ۱۳۹۰ش.، 596).
- دیوان شمسالدین محمد حافظ (ترجمه)
- قانون اساسی و مدیریتی امپراتوری عثمانی
- تاریخ حشاشین از منابع شرقی
- تاریخ ادبیّات یا تاریخ سخنوری زیبای ایران
- داستان سفرهایی در اروپا، آسیا و آفریقا در سدهی هفدهم م.
- در باب جغرافیای ایران
- گلشن راز (ترجمه)
- ایها الولد! رسالة اخلاقی از غزالی (ترجمه)
- تاریخ اردوی زرین در قبچاق که همان مغولان در روسیهاند.
- تاریخ ایلخانیان یا مغولهای ایران
- سرزنش اهل معبد
- تاریخ وصّاف (ترجمه)
- هامر پورگشتال، یوزف. (۱۳۸۷ش.). تاریخ امپراطوری عثمانی (ترجمۀ میرزازکی علیآبادی). تهران: اساطیر.
- نیکبین، ن. (۱۳۷۹ش.). فرهنگ خاورشناسان مشهور. آرون.
- رستمی، م. (۱۳۹۰ش.). ایرانشناسان و ادبیّات فارسی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
- ساجدی، ط. (۱۳۸۶ش.). شرح حال و آثار ژورف فن هامر پورگشتال. نامۀ فرهنگستان، شمارة 33.
- بخارا. (۱۳۹۱). شب یوزف فون هامر.
- شیخالحکمایی، ع. (۱۳۸۷ش.). سنگ گور هامر پورگشتال. گزارش میراث، ش ۱۹ و ۲۰. بازیابیشده در ۱۱ مهر ۱۴۰۱
- رستگار، ن. (۱۳۸۸ش.). ایرانشناسی دراتریش در کتابنامۀ ایران: مجموعة مقالهها، سرودهها و مطالب ایرانشناسی (به کوشش ح. یزدانپرست) (ج5).
- Remy, A. J. (1910). Joseph, Baron von Hammer-Purgstall. In The Catholic Encyclopedia Online. Robert Appleton Company. Retrieved October 9, 2022
- 1911 Encyclopædia Britannica. (n.d.). Hammer-Purgstall, Joseph, Freiherr.
فروردینماه 1397ش. بهروزرسانی آذرماه 1398ش.
1401-12-16

